گذرگاههای تاریخ
گذرگاههای تاریخ طرح کلی فرایندهای تاریخ را از دوره دیرینه سنگی تا به امروز پی میگیرد و برداشتی کلی، موجز، بیهمتا و خواندنی از سراسر تاریخ انسان و قوانین حاکم بر آن به دست میدهد. این کتاب پژوهشی گسترده و بلندپروازانه است که نظریه تحول اجتماعی مارکس را پایه راهجوییهای تازه خود قرار میدهد. اما پروفسور دیاکونف پنج مرحله تحولی مارکس را به هشت مرحله گسترش داده است. از آن گذشته و برخلاف مارکس، پروفسور دیاکونف نمیپذیرد کهگذار ما از یک مرحله به مرحله بعدی با ستیزه و انقلاب اجتماعی مشخص میشود و بر آن است که این گذارها گاهی با مسالمت و آرامش انجام میپذیرد.
توجه پروفسور دیاکونف تنها به ابعاد اقتصادی و اقتصادی ـ اجتماعی تحول محدود نمیماند، بلکه عوامل قومی، فرهنگی، مذهبی و نظامی ـ فنآورانهای را نیز که طی قرنها دوام آورده است به تفصیل میکاود.
پروفسور دیاکونف همچنین این نظر را نمیپذیرد که تحول اجتماعی حتماً و الزاماً نشانه پیشرفت است و نشان میدهد که چگونه «هر پیشرفتی در عین حال یک پسرفت است.» سرانجام کتاب با ارایه چشماندازی از آینده انسان پایان مییابد و نتیجهگیری در این باره را که آینده چه در بر خواهد داشت به خواننده وامیگذارد. خواننده همچنان که همراه کتاب از مراحل گوناگون تاریخی میگذرد، با پژوهشی سترگ و تأملبرانگیز از فرایند تاریخ نوع انسان مواجه میشود که پس از توینبی مهمترین اثر تاریخی هوشمندانه جهان به شمار میآید.
ایگور ام. دیاکونف استاد ممتاز موسسه شرِشناسی دانشگاه سن پترزبورگ و صاحب تألیفات عالمانه بسیاری از جمله تاریخ ماد، دوره سه جلدی تاریخ جهان باستان (١٩٨٩)، که او سرویراستار آن بود، و اسطورههای باستانی شرِ و غرب (١٩٩٣) است.
قرون وسطای اولیه
«مجموعه تاریخ جهان» میکوشد چشماندازی گسترده و ژرف از سیر تاریخ عرضه کند. این مجموعه با ارائه زمینههای فرهنگیِ رخدادهای تاریخی، خواننده را مجذوب خود میسازد. «مجموعه تاریخ جهان» اندیشههای سیاسی، فرهنگی و فلسفی تأثیرگذار را در گذر مشعل تمدن از بینالنهرین و مصر باستان به یونان، روم، اروپای قرون وسطی و دیگر تمدنهای جهانی تا روزگار ما پی میگیرد. این مجموعه نه تنها برای آشناییِ خوانندگان با مبانی تاریخ تدوین شده است، بلکه همچنین در پی آگاه ساختن آنها از این واقعیت است که زندگیشان بخشی از سرگذشت کلی انسانهاست.
هر جلد از این مجموعه برداشتی جامع و روشن از یک دوره مهم تاریخی را به خواننده ارائه میکند
ژاپن امروز
ژاپنیها همواره برای کسب برتری کوشیدهاند. هم رهبران و هم مردم ژاپن، در سرتاسر تاریخ طولانیشان با این اندیشه که در جهان بیهمتا هستند، برای خودکفایی، بیباکی، و رفاه خود اولویت قائل شدهاند. بخشی از خودآگاهی ملی آنها ناشی از این احساس است که ژاپنیها از سایر مردمان جدا میمانند و از این جدایی عمیقاً احساس غرور میکنند. هر چند ژاپنیها به ندرت چنین آشکارا به زبان آوردهاند، اما بسیاری از آنها احساس میکنند از دیگران تا حدودی سختکوشترند و بنابراین شایسته موفقیت بیشترند.
با توجه به این حس بیهمتا و جدا بودن ژاپنیها به طور سنتی احساس کردهاند که لازم است روی پای خودشان بایستند و نمیتوانند به دیگران متکی باشند که به تضمین موفقیتشان کمک کنند. ژاپنیها تقریباً همیشه روش خاص بومی خود را در انجام امور حفظ کردهاند. مثلاً وقتی عقایدی را از خارج ــ عمدتاً از چین ــ وام میگرفتند، این عقاید را متناسب با سرشت و خمیره ژاپنی تغییر میدادند. نتیجه این بود که مفاهیم و نهادهای وام گرفته شده خصلت منحصراً ژاپنی پیدا میکردند. علاوه بر این، احساس شدید غرور ملی این باور را القا میکرد که نسخههای ژاپنی به نحوی بهتر، بهسازی شده، کارآمدتر یا با قابلیتترند.
عصر روشنگری
روشنگری یک دورهی شور و هیجان فکری شدید بود که تقریبا از ۱۶۵۰ تا ۱۷۸۹ میلادی طول کشید. این بیشتر یک شوریدگی بود تا جنبشی سازمانیافته و هدف مُبرمش پاشیدن نورِ فهم و ادراک بر تاریکیِ نادانی، خودخواهی، و ابلهیِ آدمی بود. انگلستان گهواره و خاستگاه و فرانسه سرزمین بلوغ و بالندگی روشنگری بود، که سرانجام به کشورهای دیگر گسترش یافت، از جمله به آمریکا که در آنجا بیش از هر جای دیگری هدفهایش تحقق یافت.با آنکه در این پیکار تاریخی بسیاری نقش داشتند، نامدارترین پیشگامان آن اندیشمندان، نویسندگان، سیاستمداران، بازرگانان، اشراف، انقلابیون، و علمای الهی فرانسوی بودند که فیلسوف نامیده میشدند.