رهبران جهان باستان (6) نفر تی تی
هنگامی که به کشور مصر میاندیشیم ، چه فکری به ذهنمان خطور میکند ؟ صحرای وسیعی را در ذهن تصور میکنیم که سراسر شمال آفریقا را در بر گرفته است ، جایی که مصر در آن قرار دارد ؛ میتوانیم رودخانه نیل – طولانیترین رودخانه جهان – را ببینیم که از شمال به جنوب جریان دارد و این سرزمین را تقریباً به دو بخش مساوی تقسیم میکند و به مردمی با تاریخی بسیار کهن ، زیبا و اسرارآمیز میاندیشیم .
هنگامی که به مصر باستان میاندیشیم ، به اهرام ، ابوالهول و البته مومیاییها نیز خواهیم اندیشید ، و سرانجام به نماد دیگری از زیبایی این سرزمین اسرارآمیز : نیمتنهای از نفرتیتی ، ملکه محبوب ، مزین به رنگهای روشن .
ویژگی مجسمه سنگ آهکی نفرتیتی این است که جزئیات آن به ظرافت پرداخته و با واقعگرایی ساخته شده است . او سرش را با وقاری شاهانه بالا گرفته است و گردن باریکش که به گردن قو میماند ، گونههای برجستهاش و لبان کاملاً سرخش ما را به یاد زنان زیبای امروزی میاندازد . دیهیمی به رنگ آبی آسمانی به سر و گردنبند بزرگی از دانههای بلند طلایی به گردن دارد که به آنها دانههای نِفِر میگویند . بارها و بارها تصویر نفرتیتی بازآفرینی شده و به نمادی از این سرزمین باستانی و مردمانش مبدل شده است .
ممکن است از خود بپرسیم آیا زنی را که هزاران سال پیش ، اینگونه در برابر هنرمند نشسته است ، میشناسیم ؟ برای شناخت بهتر و بیشتر از او مجلد دیگری از رهبران جهان باستان تحت عنوان « نفرتیتی » منتشر شد .
شخصیت رنسانس … نیکلاوس کوپرنیک
گرچه کوپرنیک سراسر دوران شغلی خود را به عنوان یکی از مقامات جزء کلیسای کاتولیک رومی سپری کرد اما بیش از هر چیز به ستارهها علاقهمند بود و سراسر عمر خود را صرف پروراندن و تصحیح نظریه کیهانیاش نمود که شناخت رایج در این زمینه را از اساس دگرگون کرد . متأسفانه کوپرنیک در همان روزی که کتابش منتشر شد ، درگذشت . او نفهمید نظریاتش در آینده چه غوغایی بر پا خواهند کرد و چگونه مسیر ستارهشناسی را برای همیشه تغییر خواهند داد . با وجود این کوپرنیک به مشاهده حرکت ستارهها و سیارهها پرداخت و محاسبات خود را پی گرفت و سرانجام به این یقین دست یافت که زمین به گرد خورشید میچرخد .
یونانیان و کلیسا اشتباه میکردند . هر چند ، در قرن ١٦ ایستادن در برابر کلیسا مشکلاتی جدی به همراه داشت . افرادی که با کلیسا مخالفت میکردند گاه مجازات میشدند . عدهای را میسوزاندند ، عدهای را سر از تنشان جدا میکردند و . . . با وجود اینکه کوپرنیک مخالفت خود را ابراز داشت ، همه محاسبات او نشانگر الگوی جدیدی از جهان بودند . کتاب « نیکلاوس کوپرنیک » به زندگی سراسر حادثه این دانشمند میپردازد .