وقتی زمان ایستاد
« تریستان » تصور چنین ماه بدی را نداشت . حتی خوابش را هم نمیدید . اولش برای اینکه خانواده او به شهر دیگری اسبابکشی کرده بودند . تریستان به کل با این اسبابکشی مخالف بود . ماجرای اسبابکشی ممکن است به نظرتان خیلی هم بد نیاید اما مشکل از جایی شروع شد که « بِلا » خواهر بزرگترش بهترین اتاق خانه را برای خودش بر میدارد.
بدتر از همه این بود که پدر و مادر او بعد از شروع مدارس تازه به فکر اسبابکشی افتاده بودند .
این دیگر قوز بالای قوز بود ، دقیقاً موقعی که حتی بچههای تازه وارد هم داشتنند کمکم در مدرسه جا میافتادند . تریستان از آن بچههای تازه وارد نبود ، بلکه تازه وارد تازه از راه رسیده بود . به خاطر همین شهر جدید ، مدرسه جدید ، خانه جدید و اتاق جدید مزخرفش زانوی غم بغل کرده و گوشه اتاق کز کرده بود ، مادرش دنبال راه چارهای بود که شاید بتواند کاری کند که تریستان یک خرده از این شهر خوشش بیاید . بنابراین از آنجایی که تریستان کشته مرده حیوانها بود و شهر قبلی آنها هم باغ وحش نداشت به او گفته بود که اینجا باغ وحش دارد .
مادرش به او قول داده بود که شنبه با هم به باغ وحش بروند .
دان گیلمور نویسنده ، روزنامه نگار و ویراستار است . او کارهای مصور زیادی در کارنامه خود دارد . کتابهای کودکانه او جوایز ارزنده بسیاری برایش به ارمغان آوردهاند . از جمله جایزه « گاورنر جنرال » و جایزه کتاب « آقای کریستی » . کتاب « وقتی زمان ایستاد » اولین گام او در زمینه ادبیات نوجوانان است .
کتاب « وقتی زمان ایستاد » در ١٨٨ صفحه راهی بازار نشر شده است .
طمع
در این راه سعی شده تا با به کارگیری زبانهای مختلف (جِد و طنز)، وضعیت اسفبار، انسدادها و وضعیت متناقض حاصل از ارتکاب این گناهان در جهان امروز به تصویر کشیده شود. با توجه به اینکه برخی گناهان در برگیرنده گناهان دیگری هستند و بر اساس منابع دینی واژگان مشابهی برای ارجاع به یک مفهوم مشترک به کار برده میشود، این فهرست گناهان کبیره به ترتیبی که امروز میشناسیم رتبهبندی شدند:
تکبر، طمع، بیبندو باری، حسد، شکمبارگی، غضب و تنپروری.
جان ویلسون، ویراستار کتابها و فرهنگ در ارتباط با این کتاب میگوید:
«شکل و شمایل این کتاب گولتان نزند. این کتاب یک فنجان اسپرسوی غلیظِ غلیظ است، کتابی کوچک که شما را ضربهفنی میکند. فیلیس اِی. تیکل میگوید طمع گناهی است که بهسادگی آن را در وجود دیگران میبینیم اما بهندرت خودمان را مبتلا به آن میدانیم ــ و قدرت طمع در همین نهفته است. کتابی که هر صفحهاش اظهاراتی گیرا دارد و مؤدبانه تلنگر میزند ــ اگر دلیلی برای مخالفت پیدا نکنید، حتماً کتاب را با دقت نخواندهاید ــ و میطلبد که یکجا قورتش دهید.»
نقدی بر این کتاب
شكمبارگی
بسیار عجول، بسیار حساس، بسیار گرانقیمت، بسیار حریصانه، بسیار زیاد. اگر تمام این معیارها را به همراه شیفتگی افراطی و علاقه مفرط به منظور تشخیص گناه و گناهکار به کار ببندیم بر ما روشن میشود که گرچه از ظواهر امر پیداست که شکمبارگی کمضررترینِ گناهان است، اما احتمال میرود فراگیرترینشان باشد. دقیقاً به سبب علایق افراطیمان، شیفتگیمان به چشیدن جدیدترین غذاها در مدرنترین و گرانقیمتترین رستورانها و ترس وسواسگونه و ظاهراً متناقضمان از چاق شدن میتوان چنین نتیجه گرفت که ما به فرهنگ شکمبارگان دچار شدهایم.
اگر شکمبارگی حقیقتاً گناهی کبیره باشد، کسی بین ما هست که گناهکار نباشد؟
حسد
در این راه سعی شده تا با به کارگیری زبانهای مختلف (جِد و طنز)، وضعیت اسفبار، انسدادها و وضعیت متناقض حاصل از ارتکاب این گناهان در جهان امروز به تصویر کشیده شود. با توجه به اینکه برخی گناهان در برگیرنده گناهان دیگری هستند و بر اساس منابع دینی واژگان مشابهی برای ارجاع به یک مفهوم مشترک به کار برده میشود، این فهرست گناهان کبیره به ترتیبی که امروز میشناسیم رتبهبندی شدند:
تکبر، طمع، بیبندو باری، حسد، شکمبارگی، غضب و تنپروری
در بین هفت گناه کبیره تنها حسد است که بههیچوجه لذتبخش نیست. ممکن است تنپروری یا غضب هم آنقدرها مفرح به نظر نرسند، اما تنسپاری به تنبلی محض و بروز دادن خشم چنان راحتی و آرامشی برای انسان به همراه دارد که خالی از لطف نیست. در عوض حسد در بین هفت گناه کبیره زیرکانهترین ــ یا شاید باید بگویم توطئهآمیزترین ــ گناه است.
مطمئناً در بین دیگر گناهان، حسد گناهی است که فرد کمترین تمایل به اقرار آن را دارد، چون در این صورت با زبان خود اقرار کرده که فردی بیگذشت، پست و بیاحساس است. با این اوضاع همهگیرترین گناه هم همین حسد است.
تنپروری
آرام باشید! خوشحال باشید! خودتان را رها کنید! این کتاب یادتان میدهد که چطور این کارها را انجام دهید. برنامه تنپروری از آن برنامههای غذایی یا ورزشی معمولی نیست. تنپروری فلسفهای است که کل زندگیتان را از امروز به بعد دگرگون خواهد کرد. تنپروری رو به رشدترین سبک زندگی در تمام دنیاست، و این امر به سبب قابلیتهای بالای آن است.
واسراشتاین، نویسنده این کتاب، یکی از طنزنویسان بزرگ آمریکا بود ــ کسی که همواره در نثر طنزآمیزش شمههایی از جدیت را به نمایش میگذاشت.
معرفتشناسی
در فلسفه در ابتدای امر به همه چیز شک میکنند. این شک یکی از خصوصیات منحصر به فرد فلسفه است که باعث تمایز فلسفه از دیگر حوزهها میشود. هرکس چیزهایی میداند. اما دانش به معنای دقیق کلمه چیست؟ چرا برخی باورها و اعتقادات، دانش به حساب نمیآیند؟ چرا برخی از منابع اقتصادی منابع موثق دانش به شمار میآیند؟ آیا اصلاً منبع موثقی وجود دارد؟ با اینکه میدانیم دانش عادی و هر روزه چیست، اما در کمال تعجب پاسخ این پرسشها واضح نیست.
حداقل دو هزار سال است که فلاسفه به این پرسشها میاندیشند و درباره پاسخهای احتمالی بحث و تبادل نظر میکنند.در کتاب حاضر پرسشهایی مطرح شده که فلاسفه پاسخهای متفاوتی به آنها دادهاند.
هر چند ممکن است برخی از خوانندگان که با این حوزه آشنایی کافی ندارند در میان پاسخهای گوناگون در پی پاسخی باشند که مؤلف درصدد قبولانه نه آن به خواننده است. ولی بد نیست بدانیم در این کتاب تمام تلاشش را کرده تا دیدگاههای خود را پنهان کند، شما هم نمیتوانید فکرش را بخوانید و تلاش کردن هم نتیجهای ندارد.
بهترین پاسخ به این کتاب سعی خواننده برای ارزیابی تمام شرایط است و این خود خواننده است که باید در نهایت برای یافتن جواب پرسشهایش پا را فراتر بگذارد و در کتابهای فلسفی دیگر به دنبال افکار عمیقتر فلاسفه بگردد. در فلسفه برای مطالعه دانش، نام رسمی معرفت شناسی به کار برده میشود. واژه «معرفت شناسانه» به معنای وابسته به مطالعه دانش است.
اندر حماقت حکمت
بهترین حکایتها و ضربالمثلها و نقل قولها مفاهیم مهمی را در قالب چند کلمه کوتاه میگنجانند . اما ممکن است همین چند کلمه خیلی گولزننده باشد . شاید بهتر است بدانید که هر ضربالمثلی یک نمونه مشابه و یک نمونه متضاد دارد . از این طرف میگوییم نرود میخ آهنین در سنگ و از آن طرف مدعی میشویم که ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است . یک دفعه میگوییم یک دست صدا ندارد اما بعد میگوییم آشپز که دو تا شد غذا یا شور میشود یا بینمک . اما فکر نکنید این تناقضها اثر یکدیگر را خنثی میکنند و دست ما را خالی میگذارند . بلکه باید بدانید هر کدام از این سخنان فقط قسمتی از واقعیت را در بر میگیرند .
این عبارات تنها زمانی ما را به گمراهی سوق میدهند که به جای تشخیص چیزهایی که در آن پنهان است فکر کنیم اینها خود حقیقتند . باید گفت اینطور نیست که هر کسی برای هر چیزی ضربالمثلی در آستین دارد ، در مورد هیچ چیز تفکر نمیکند . یک طوطی که چیزی جز سخن بزرگان بر زبان نمیراند خودش صاحب آن دارایی نمیشود . به همین دلیل است که بسیاری از این سخنان حکیمانه که طوطیوار تکرارشان میکنید اگر بدون تفکر و تأمل تکرار شوند حالتی حماقتگونه به خود میگیرند . این کتاب جزو آن دسته کتابهایی است که باید ساعتها در موردش به بحث و گفتگو نشست . این کتاب نه یک کتاب مرجع است و نه راهنما ، بلکه برای آن نگاشته شده تا شعله تفکر افراد اهل فکر را بیشتر دامن بزند.