معرفی کتاب زنان در روزگارشان (تاریخ فمینیسم در غرب)
بسیاری موج اول فمینیسم را در ارتباط با پیشرفتهای فکری و اقتصادی قرن نوزدهم، بهویژه لیبرالیسم و انقلاب صنعتی میدانند و بر این نظر تأکید دارند که انقلاب صنعتی با کشاندن کار به خارج از خانه و دادن اوقات فراغت به زنان طبقهٔ متوسط، فرصت عملی شدن آن ایده را فراهم کرد. در واقع با انقلاب صنعتی جنبش بورژوازی غرب استثمار نیروی کار زنان و دختران جوان را در پیش گرفت و کار سخت و طاقتفرسا در کارخانهها و کارگاهها را علاوه بر کار منزل به آنها تحمیل کرد. باید عجله کنیم، چون به خانه که میرسیم، کارمان تازه آغاز میشود؛ چیزهای زیادی ما را فرا میخوانند، کاش ده تا دست داشتیم و به کارشان میگرفتیم. کودک را با نهایت مراقبت میخوابانیم و همه چیز را برای آمدن تو آماده میکنیم: تو غذایت را میخوری و بیدرنگ به رختخواب میروی، و تا روز بعد تن و بدن خود را میآسایی. اما ما! افسوس! خواب خوشی نخواهیم داشت، چون کودک بیدار میشود و گریه سر میدهد، و روز بعد، با دمیدن سپیدهدم، باز وقت کار در مزرعه است. کتاب حاضر با رویکردی علمی تاریخ جنبش فمینیستی را به تفصیل باز میگوید و ریشههای کهن آن را بازمیکاود.
زنان در روزگارشان (تاریخ فمینیسم در غرب) - انتشارات نی
فمینیسم هماکنون به موضوعی بحثانگیز و جدی در برابر نظریهی سیاسی غربی بدل شده است. برای مثال، فمینیسم نشان داده است که تأکید نظریهی سیاسی غرب بر عدالت یا آزادی با نادیدهگرفتن کامل فضای خانه و خانواده همراه بوده است. به عبارت دیگر، مردان نظریهپرداز عدالت و آزادی را برای فضای بیرون از خانه، تعریف کردهاند که بهطور سنتی به مردان اختصاص داده میشد، و خانه و خانواده را، که بهطور سنتی عرصهای زنانه محسوب میشد، از دایرهی مصادیق عدالت و آزادی به کلی حذف کردهاند.
فمینیسم، به مثابه نظریهی برابری جنسی، دربرگیرندهی دیدگاههایی است که دیگر نمیتواند در شیوههای سنتی نظریهپردازی غربی بگنجد. هرچه بیکفایتی نظریهی سیاسی غربی در تبدیل جهان به جایی بهتر برای زندگی آشکارتر میشود، فمینیسم به منزلهی نظریهای جایگزین اهمیت بیشتری مییابد.