معرفی کتاب پروانه و یوغ (۲۸) (بازخوانی: نامههای ونسان ونگوگ)
ونسان: دیوارها بلندن، سرد و بلند. آسمون پیدا نیست. مردها روی سنگفرش راه میرن. توی یه دایره راه میرن. زمینو نگاه میکنن. حرف نمیزنن. گوش میدن به صدای کفشها که روی زمین کشیده میشه. من اونجام. میون اون مردها. توی دایره راه میرم. زمینو نگاه میکنم. حرف نمیزنم. گوش میدم به صدای کفشها که روی زمین کشیده میشه. آسمونو نگاه میکنم. آسمون پیدا نیست. هیچچی پیدا نیست.
ونسان ونگوگ نقاش بزرگ هلندی که تا اواسط دهه سوم زندگی اش همچنان سرگشته و شوریده در حال پیدا کردن خودش و علایق اش بود تصمیم می گیرد نقاشی را انتخاب کند تا از طریق آن رنج انسان و قدرت خداوند را همزمان به تصویر بکشد او هر چه به پایان عمرش نزدیک می شود سرگشتگی و آشفتگی درونی اش بیشتر می شود تا اینکه نهایتا در ۳۷ سالگی دست به خودکشی میزند .
پروانه و یوغ (۲۸) (بازخوانی: نامههای ونسان ونگوگ) - انتشارات نی