لاشه لطيف

240,000 تومان

خلاصه داستان

رمان لاشه‌ی لطیف با صحنه‌ای ناآشنا و غریب آغاز می‌شود؛ «لاشه. شقه‌شده. بی‌هوش. صف سلاخی. آبکشی. کلمه‌هایی که به ذهنش می‌رسند و متأثرش می‌کنند، نابودش می‌کنند و فقط هم این کلمه‌ها نیستند. خون، ‌بوی تند، دستگاه‌های خودکار، فقدان تفکر.

شب‌هنگام ظاهر می‌شوند و غافلگیرش می‌کنند. بیدار که می‌شود، ‌بدنش خیس و عرق کرده است، چون می‌داند روز دیگری از سلاخی انسان‌ها در انتظارش است.»

اگر حیوانات نباشند هنوز چیزهای زیادی برای خوردن وجود دارد، میوه‌ها، گیاهان، نان‌ها، اما گویا هستند کسانی که بدون گوشت نمی‌توانند زندگی کنند.

دولت‌ها هم نمی‌توانند در برابر تعطیل‌شدن صنعت پرسود گوشت مقاومت کنند، این است که بعد از پدیدآمدن ویروسی که حیوانات را آلوده کرده، همه چیز عوض می‌شود. گوشت حیوانات دیگر قابل‌خوردن نیست و مصرفش انسان‌ها را می‌کشد.

راه‌حلی که جامعه برای کمبود و فقدان گوشت در پیش می‌گیرد سلاخی انسان‌ها برای تولید غذاست. این یعنی خوردن گوشت انسان قانونی می‌شود!

فقط 2 عدد در انبار موجود است

توضیحات

لاشه لطيف

نویسنده
آگوستینا باستریکا
مترجم
 سحر قدیمی
نوبت چاپ 11
تعداد صفحات 218
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر 1403
سال چاپ اول
موضوع
رمان غیر فارسی
نوع کاغذ ——
وزن 0 گرم
شابک
9786220110385
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.5 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “لاشه لطيف”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

 

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

پیشه‌ی دربه‌دری: زندگی و آثار بزرگ علوی

13,000 تومان
کتاب پیشه‌ی دربه‌دری از تالیفات حسن میرعابدینی، نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی معاصر ایران است. «مجموعه‌ی کلاسیک‌های ادبیات معاصر» با این هدف شکل گرفته است که خواننده، در قالب کتابی موجز و از منظری انتقادی، با جنبه‌های گوناگون کار ادبی نویسندگان طراز اول ایران آشنا شود. در این رویکرد، به‌ویژه تأکید بر نوآوری‌ýهاییý است که جواز ورود هر نویسنده به تاریخ ادبیات تلقی می‌ýشود. نخستین دفتر این مجموعه به جمالýزاده اختصاص یافت و این دفتر ویژه‌ی بزرگ علوی است. در تک‌نگاری‌های «مجموعه‌ی کلاسیک‌های ادبیات معاصر» به نویسندگانی پرداخته شده که خواندن داستان‌های‌شان برای کتاب‌خوانان فارسی ‌زبان و به ویژه جوانانی که سودای نوشتن در سر دارند ضروری است. بزرگ علوی خالق آثاری چون چمدان، چشم‌هایش، نامه‌ها و ورق‌پاره‌های زندان است که می‌توان او را از پیشگامان داستان‌نویسی ایران دانست. دستاوردهای زیباشناختی و سبک بدیع علوی همواره زیر غبار چپ‌گرایی او از نظرها پنهان مانده است. مؤلف این اثر به دنبال خوانش متفاوت آثار علوی و شناساندن راز نوگرایی او به مخاطبان است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «در عرصه‌ی نقد ادبی، علوی به عنوان مشهورترین نویسنده‌ی چپ‌گرای ایران، موضوع بخث و جدل بوده است. برایش دل سوزانده‌اند یا بر او خرده گرفته‌اند که هنر خود را به نفع تبلیغات حزبی فروکاسته است. واقعیت این است که او دچار دوگانگی عمیقی است.»

ماجراهای ریکی‌پرنده 4/ مزرعه‌ی سرگرمی

190,000 تومان
توضیحات
کتاب «مزرعه ی سرگرمی» چهارمین جلد از مجموعه‌ی «ماجراهای ریکی پرنده» است. ریکی پسر ۱۰-۱۲ ساله ای است که به نظر همکلاسی هایش کمی عجیب وغریب است. حتی مادرش هم این طور فکر می کند. او خیلی دوست دارد معروف باشد ولی در هیچ چیز مهارتی ندارد؛ نه در ریاضی، نه فوتبال، نه دوچرخه سواری نه خیلی کارهای دیگر که معمولا برای پسرها مثل آب خوردن است. ریکی فکر می کند تنها مهارتی که دارد پخمه بودن است. او حتی از ظاهر خود هم راضی نیست. او یک راز دارد او می تواند مانند پرندگان پرواز کند. او این توانایی را از پدرش به ارث برده است. اما مشکل اینجاست که اگر کسی حتی پرنده یا گربه ای او را در حال پرواز ببیند سقوط می کند. این یعنی این که نمی تواند این مهارت فوق العاده اش را به نمایش بگذارد و به آرزویش یعنی مشهور شدن برسد و دل سامانتا، دختری را که به تازگی به همسایگی آن ها آمده است به دست آورد. اما در هر داستان از این مجموعه چهار جلدی ماجراهایی پیش می آید و موقعیت هایی به وجود می آید که ریکی ویژگی ها و استعدادهایش را کشف می کند، ویژگی هایی مانند کنجکاوی، مهربانی، باهوش بودن و … نجات دادن جوجه ها از سیل، فرار از آتش سوزی جنگل و تحت تاثیر قرار دادن سامانتا تنها بخشی از مشکلات ریکی هستند، وقتی او تلاش می کند بدون این که دیده شود پرواز کند. با خواندن دو داستان مزرعه سرگرمی و قرمز چه شکلیه؟ احتمالا قاه قاه می خندید، به کارهای پسری که دنبال شهرت است، هم روی زمین و هم بین زمین و آسمان.
سفارش:0
باقی مانده:2

نظریه ذهن: چگونه کودکان افکار و احساسات دیگران را درک می کنند؟

45,000 تومان
نظریه ذهن به معنی درک حالتهای ذهنی است که باور، میل، قصد و احساسات را شامل می شود. این توانایی شناختی در کودکان طبیعی بالای 4 سال، با استفاده از آزمونهای این حوزه، قابل ارزیابی است. نویسنده در این کتاب کوشیده است مروری خلاصه و جامع بر این حوزه وسیع پژوهشی داشته باشد. توضیحات این کتاب با درک باور در کودکان شروع می شود و سپس به زیر مجموعه های مختلف نظریه ذهن، و چگونگی ظهور آنها در 4 سالگی می پردازد و عواملی را که به این درک منجر می شوند تشریع می کند؛ عواملی چون: بازی وانمودی، درک توجه و جهت نگاه، توانایی های مرتبط با نظریه ذهن مانند زبان و کنش وری اجرایی. نویسنده در انتهای کتاب در مبحث درخودماندگی توضیح می دهد که افرادِ مبتلا به این اختلالِ تحولی معماگونه، در درک حالتهای ذهنی دیگران شکست می خورند. این کتاب یک اثر درسی دانشگاهی است که با مروری جامع بر پژوهشهای 25 سال گذشته در حوزه نظریه ذهن، می تواند مورد توجه و علاقه دانشجویان و محققان رشته های روان شناسی، علوم اعصاب، علوم تربیتی، علوم شناختی قرار گیرد و در دروس روان شناسی رشد، روان شناسی رشد پیشرفته، روان شناسی مرضی کودک، کودکان استثنایی و آسیب شناسی روانی تدریس شود.  

کارآگاه کرگدن در باغ‌وحش مرموز 6/ ماجرای شی‌واوای قلدر

20,000 تومان

برشی از متن کتاب

شی واوا گفت: بهره وری. کلمه ش اینه. همه مان گفتیم: بهره... چی چی؟ پیپو شی واوا با غرور تکرار کرد: به ره و ری. موهایش را که بالا زده بود، دوباره مرتب کرد. تمام حیوانات بخش جنوبی باغ وحش سردرگم و متعجب او را نگاه می کردند. یکی گفت: خب یعنی چی؟ شی واوا گفت: خیلی ساده ست. مثلاً تو! به پرث تنبل اشاره ای کرد. تو یه... یکی گفت: یه تنبـ... شی واوا پرید وسط حرفش و گفت: یه حیوون میمون شکل عجیب و غریب هستی. حالا بی خیال. هر چی هستی. اصل ماجرا اینجاست که چی کار بلدی بکنی؟ تنبل گفت: من؟... خب... بلدم بخوابم. شی واوا گفت: بخوابی؟ ای تنبل! باید کار درست و حسابی بکنی. کاری که باعث بشه سودی به باغ وحش برسه. همه مان دوباره پرسیدیم: سووووووود؟ شی واوا گفت: از درخت بیا پایین. این جارو رو بگیر و همه ی باغ وحش رو جارو بزن. می خوام یه ساعت دیگه همه جا از تمیزی برق بزنه ها. پرث تنبل مکثی کرد. موکاکالا رفت طرفش. همین که رفت طرفش و نگاه تندی به پرث انداخت، حیولان بیچاره از درخت آمد پایین. تند تند کف زمین را جارو کرد. شی واوا فریاد زد: تو! تو کرگدن پیر! معلوم است که جوابش را ندادم. اسم من کارآگاه کرگدن است... نه کرگدن پیر. او هم این را می دانست. گفت: دارم با تو حرف می زنم پیر مرد! با تو و اون پرنده ی احمقی که روی شونت نشسته. گوش هاتون سنگینه؟ طوطی پلیسه زد زیر خنده و گفت: ها ها ها ها! شنیدی کرگدن جون؟ گفت پرنده ی احمق! اگه با من این طوری حرف می زد ناراحت می شدم... حسابی ناراحت می شدم... وایسا ببینم!... من که نشستم رو شونه ی تو... اون حرف رو به من زدی. من احمقم؟ پیپو خیلی آرام آمد طرف ما. دیدم که کلید کوچولو را با روبانی به گردنش بسته و کلیده دارد تکان تکان می خورد. شی واوا گفت: مردم اصلاً دوست ندارن پول بدن و کرگدنی رو تماشا کنن که توی حوض گلش وامیسته یا می شینه. با خودم گفتم: آخ آخ آخ! حوض گِل عزیزم! چقدر دوست داشتم الان مشغول گل بازی بودم و پاهام رو کرده بودم توی گِل! شی واوا گفت: حیوون های آروم و سنگین و پیر اصلاً خوب نیستن. می خوام حسابی تکون بدین. تکون بخورین. تحرّک... کلمه ش همینه. بینسنتینا فیله از روی سادگی پرسید: ولی مگه کلمه هه بهره وری نبود؟ پیپو گفت: چیزه... بهره وری و تحرّک. این ها دو کلمه ان. حسابی کلافه شده بود، گفت: فکر کنم خیلی وقت ببره که دوباره این باغ وحش رو سرسامون بدم. همه مان دوباره پرسیدیم: سر و... چی چی؟
سفارش:1
باقی مانده:1

جنگولک‌بازی‌های جناب تام 6/ جناب تام گوگولی می‌شود

18,000 تومان

برشی از متن کتاب

آنجلا ثراگمورتن خیلی جناب تام را دوست داشت، ولی همیشه فکر می کرد او می تواند بهتر و تو دل بروتر از چیزی که هست باشد. برای همین وقتی جناب تام کمی بزرگتر شد، آنجلا هدیه ای بهش داد. این هدیه یک کتاب بود: کتاب گوگولی شدن در چند دقیقه. آنجلا خیلی خوشحال شد وقتی دید جناب تام کتابی را که هدیه گرفته بود، از اول تا آخر خواند. چند روز بیشتر از خواندن کتاب نگذشته بود که آنجلا متوجه تغییری در جناب تام شد. بعد از آن جناب تام همیشه توی حمام بود... آب بازی می کرد، خودش را خشک می کرد و موهایش را برس می‌کشید. آنجلا از پشت در سرو صدایش را می شنید که داشت سشوار می‌کشید، آب نمک قرقره می‌کرد، موهایش را شانه می زد و خودش را تر و تمیز می کرد. جناب تام از رسیدگی به سر و وضعش خیلی خوشش آمده بود. آنجلا با خودش می گفت: کاش همیشه همینطوری بماند! جناب تام دلش می خواست قیافه ی به روز و شیکی داشته باشد و کتاب گوگولی شدن در چند دقیقه خیلی به کارش می آمد. مدل سیخ سیخی جان می داد برای خرید، و مدل گلوله ای هم... برای دورهمی با دوستان آنجلا حرف نداشت. اما فقط سر و وضع تام نبود که داشت عوض می شد. بعد از آن جناب تام به قدری سرش شلوغ شده بود که آنجلا مجبور شد برای دیدنش تلفنی وقت بگیرد. جناب تام اصلا وقت نداشت توی کارهای خانه کمک کند. یک عالمه کرم زیبایی بود که باید می مالید به صورتش... و چند ساعتی هم باید دراز می کشید توی وان شیر توت فرنگی تا پوسته حساسش نرم و لطیف شود. آنجلا داشت وسوسه می‌شد کتاب گوگولی شدن در چند دقیقه را از او پس بگیرد. احساس می کرد... این کتاب حسابی جناب تام را از کار و زندگی انداخته است. آنجلا ثراگمورتن با خودش می‌گفت: شاید چند وقت دیگر از سرش بیفتد. ولی هر روز که می گذشت جناب تام را کمتر و کمتر می دید... یک روز وقتی از خرید برمی‌گشت، اتفاقی چشمش به جناب تام افتاد. یک بار هم او را توی سالن زیبایی دید. یک دفعه دیگر هم توی اتوبوس همدیگر را دیدند، ولی جناب تام محلش نگذاشت. جناب تام دوستان دیگری برای خودش پیدا کرده بود و همه وقتش را با آن ها می گذراند. لباس های شیک می پوشید، به اپرا می‌رفت و همراه خواننده های روی صحنه آواز می‌خواند. هرجا مهمانی و جشنی بود، سر و کله ی جناب تام هم فوری پیدا می‌شد. هیچ وقت منتظر نمی ماند تا دعوتش کنند. وقتی هم می‌آمد خانه، طوری رفتار می کرد انگار توی هتل است. البته جناب تام فقط برای غذا خوردن، استراحت کردن، نگاه کردن به قرار ملاقات ها و مرور کتاب گوگولی شدن در چند دقیقه، می آمد خانه. آنجلا با خودش فکر می‌کرد: کاش جناب تام آن قسمت کتاب را هم که درباره ی ادب و نزاکت است، بخواند. آنجلا دلش برای جناب تام قدیمی اش تنگ شده بود. آن روزها فقط دلش به این خوش بود که وقتی جناب تام چرت می زد یواشکی نگاهش کند، یا عکس او را توی روزنامه ها ببینند...

تن‌ها

4,000 تومان

صورت فرهاد را وسط جمعیت می بینم اما نمی فهمم دارد می خندد یا محو بازی بی کلام من شده.جاییکه باید مینشینم.

چشم ها را می بندم تا تحمل نگاه ها راحت تر شود.

اگر عمو جواد می رفت بازیگر می شد و زیر نگاه آدم ها راه می رفت و حرف می زد و می خندید و اشک می ریخت برای یک عده تماشاچی شاید هیچ وقت احساس تنهایی نمی کرد. این تنها فکری است که الان آمده توی سرم.

عمو جواد برای فرار از تنهایی هیچ کس را پیدا نکرد و درد کشید و کشت خودش را.توی ذهنم کفنی که پژمان تن من کرده میکنم تن عمو جواد.

پژمان راست میگفت این جا اصلا شبیه قبر نیست.