تب 1793

48,000 تومان

معرفی کتاب تب 1793

کتاب تب 1793 نوشته‌ی لاری هالس اندرسون رمانی‌ست خواندنی که تاکنون موفق به دریافت جوایز بسیاری شده است. این اثر معروف و پرفروش داستان دختر جوانی را به تصویر می‌کشد که در یک تابستان گرم متوجه گسترش بیماری خطرناک و کشنده‌ای به نام تب زرد می‌شود و ورق زندگی‌اش برمی‌گردد.

درباره‌ی کتاب تب 1793:

در روزهایی که ویروس کووید 19 کل جهان را فراگرفته است و مردم با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند، بدون شک خواندن کتاب تب 1793 (Fever 1793) برایتان جذاب خواهد بود، زیرا داستان این کتاب درباره‌ی گسترش بیماری تب زرد بین سال‌های 1793 تا 1822 در شهرهای بندری ایالات متحده آمریکاست؛ بیماری مخوف و ترسناکی که در یک دوره‌ی زمانی خاص تلفات زیادی را به همراه داشت.

ماتیلدا دختر جوانی است که زندگی‌اش در کنار مادر و پدربزرگ و کار در قهوه‌خانه خانوادگی‌شان می‌گذرد. او روزهای گرم تابستان را در انتظار رسیدن فصل زمستان سپری می‌کند، اما ناگهان شهر زیبایش را بیماری تب زرد فرا می‌گیرد و مرگ را با خودش به همراه می‌آورد.

در این شرایط رویاهای ماتیلدا رنگ و بوی دیگر می‌گیرند؛ رویای تلاش برای زنده ماندن و ساختن یک زندگی تازه! این کتاب ماجرای تاریخی و واقعی دوران سیاه آمریکا در قرن 18 را به تصویر می‌کشد.

در انبار موجود نمی باشد

شناسه محصول: 9786229588949 دسته: , , , , , برچسب: ,
توضیحات

تب 1793

نویسنده
لوری هالس اندرسن
مترجم
محسن خادمی
نوبت چاپ 2
تعداد صفحات 300
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر 1400
سال چاپ اول ——
موضوع
داستان
نوع کاغذ ——
وزن 0 گرم
شابک
9786229588949
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.0 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تب 1793”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF
اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

ته جدولی‌ها 3/ راز دروازه‌بان شبح‌مانند

450,000 تومان

در بخشی از کتاب ته جدولی‌ها 3: راز دروازه بان شبح مانند می خوانیم:

تونی پرسید: «استخر توپ؟» بعد گفت: «فکر کی بود بیایم اینجا؟» دست بردم بالا و گفتم: «خب... خیلی جای آرومیه و سر راه زمین تمرینه.» قمبرک گفت: «شیشه هم نداره، به نظر من که بد نیست.» مشکل این بود که مسئول استخر توپ، آتاناسیو، نمی‌ذاشت بریم تو! گفتش: «شماها زیادی بزرگید بچه‌ها. نمیدونم این کار قانونی هست یا نه. و باید بپرسم.» کمنیاس گفت: «آخه... توو... تولد قمبرکه.» بعد به قمبرک اشاره کرد. آتاناسیو گفت: «خب تولد قمبرک که دو دسامبره.»
سفارش:0
باقی مانده:2

بازتاب نفس صبحدمان: کلیات اشعار

1,100,000 تومان

معرفی کتاب بازتاب نفس صبحدمان اثر فریدون مشیری

مشیری همیشه در مقابل وسوسه انتشار مجموعه ی کامل اشعارش مقاومت می کرد و بر این باور بود که دیوان اشعار یک شاعر بایستی پس از مرگ او منتشر شود تا اینکه در اوائل سال 1379 اجازه چنین کاری را داد.
و این مجموعه از همان زمان شکل گرفت، کاری که نخست با توجه به انتشار تک تک زیر مجموعه های آن به نظر آسان نمی نمود، بیش از یک سال طول کشید و گر همت دو یادگارش بهار و بابک نیود، شاید درستی و آراستگی شعرها این گونه نبود که اکنون پیش روی شماست.
سفارش:0
باقی مانده:1

ماتيلدا

قیمت اصلی: 320,000 تومان بود.قیمت فعلی: 245,000 تومان.

در بخشی از کتاب ماتیلدا می‌خوانیم

زنگ تفریح، خانم هانى یک‌راست به دفتر خانم ترانچبول رفت. به‌شدت هیجان‌زده بود! کمى پیش‌تر با دختر کوچولویى برخورد کرده بود که داراى هوش و استعدادى استثنایى بود؛ یا به‌نظر او این‌طور مى‌آمد. البته هنوز فرصت نکرده بود دقیقاً به میزان هوشش پى بِبرد، با وجود این، آن‌قدر تجربه داشت که بفهمد در چنین مواردى نباید دست روى دست گذاشت. فکر مى‌کرد مسخره است چنان کودکى را در جایى که امکان پیشرفت ندارد، به اَمانِ خدا رها کرد! معمولاً خانم هانى از مدیر مدرسه وحشت داشت و زیاد دور و بَرش آفتابى نمى‌شد. امّا در آن لحظه احساس مى‌کرد آماده است با هر خطرى روبه‌رو شود! درِ دفتر ترسناکش را زد. صداى غُرّشِ بَم و هولناک خانم ترانچبول بلند شد: «بیا تو!» خانم هانى رفت تو. امروزه بیش‌تر مدیرهاى مدرسه‌ها را با توجه به ویژگى‌هاى مثبت‌شان انتخاب مى‌کنند. آن‌ها شرایط کودکان را درک مى‌کنند، بچه‌ها را از تهِ دل دوست دارند، دلسوز و مهربان هستند، با انصافند و واقعاً به امرِ آموزش علاقه‌مندند. امّا خانم ترانچبول...، دریغ از آن‌که یکى از این ویژگى‌ها را داشته باشد! و خدا مى‌داند چه‌طور خود را در این سِمَت جا زده بود! گذشته از همه‌ى این‌ها، زن بسیار قوى و با ابهّتى بود! ظاهراً زمانى ورزشکار مشهورى بود و حتى حالا هم ماهیچه‌هاى پهلوانانه‌اى داشت! این ماهیچه‌هاى قوى در گردنِ کلفت، شانه‌هاى بزرگ، مچِ دست‌هاى عضلانى و ساق پاهاى قدرتمندش به‌خوبى دیده مى‌شد. هرکس چشمش به خانم ترانچبول مى‌افتاد، احساس مى‌کرد او مثل آب خوردن مى‌تواند میله‌هاى آهنى را خم و دفتر قطور راهنماى تلفن را از وسط نصف کند! متأسفانه در چهره‌اش هم هیچ نشانى از زیبایى یا سرزندگى دیده نمى‌شد. چانه‌اى لجوج و سرسخت، دهانى بى‌رحم و چشمانى ریز و خودپسند داشت.
سفارش:0
باقی مانده:1

نظريه اجرا

306,000 تومان
چکیده:
کتاب نظریه اجرا اثر کلاسیک ریچار شکنر در زمینه هنرهای اجرایی و نظریه انتقادی است. این کتاب پرمغز اما روان، رشته‌ها، فرهنگها و تاریخهای مختلف را در می‌نوردد و در کار توضیح برخی از بنیادی‌ترین نمادها و آیینهایی است که آدمی از طریق آنها جهانی را که در آن می‌زیید معنادار می‌سازد. این کتاب، همچنین، دفاع نظری مؤثری است از اهمیت هنر، تئاتر و اجرا در بیان عمیق‌ترین و تغییر شکل دهنده‌ترین امیال انسان. ریچار شکنر از معدود کسانی است که تا این اندازه هم در عرصه نظر و دانشگاه و هم در عرصه عمل و جهان تئاتر تأثیرگذار بوده‌اند. اکنون بیش از چهار دهه است که آثار او تعاریف سنتی و مرسوم از تئاتر. آیین و اجرا را به مبارزه طلبیده است. رویکرد شکنر، هنگامی که این مجموعه مقالات برای اولین بار منتشر شدند، نه فقط بدیع بلکه انقلابی بود: درام صرفاً آن چیزی نیست که بر روی صحنه اتفاق می‌افتد، بلکه چیزی است آکنده از معنا که در سطوح متعدد در زندگی روزمره، در آیینهای قدسی و نیز دنیوی، در بازی، ورزشها، دعاوی حقوقی و در سرگرمیهای عامه‌پسند حضور فعال دارد. شکنر در لابه‌لای صفحات این کتاب پیوندهای موجود میان فرهنگهای غربی و غیر غربی، هنرهای اجرایی، انسان‌شناسی، آیینها، اجرا در زندگی روزمره، بازی‌گری، روان‌درمانی، و شمنیسم را مورد بررسی قرار می‌دهد. شکنر در اقدامی که در رشته تخصصی او بی‌بدیل است. از مقوله اجرا و معنا و مفهوم آن تعریف تازه‌ای ارائه کرده است و با انجام این کار آن حدود و ثغوری را به پرسش گرفته است که از دیرباز جداکننده مخاطب از بازیگر بوده‌اند. ریچارد شکنر (1938) یکی از مشهورترین کارگردانان تئاتر و نیز پژوهشگر و هنرمندی معروف در سطح جهان است.

توضیحات:

این کتاب به عنوان کتاب مبنایی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد برای آشنایی با «نظریه‌های معاصر اجرا» در رشته تئاتر (نمایش) تدوین شده است.

فهرست:

پیشگفتار بر ویراست مجموعه آثار کلاسیک انتشارات راتلج مقدمه: الگوی بادبزن شکل و الگوی شبکه مانند فصل اول: رویکردها فصل دوم: واقعه‌ها فصل سوم: درام، متن، تئاتر و اجرا فصل چهارم: از آیین به تئاتر و بالعکس: رشته درهم تنیده سودمندی - سرگرمی فصل پنجم: به سوی بوطیقایی برای اجرا فصل ششم: بی‌توجهی انتخابی فصل هفتم: رفتارشناسی و تئاتر فصل هشتم: گستره‌های اجرا فصل نهم: زیبایی‌شناسی راسا منابع و مآخذ نمایه واژه‌نامه  

سفارش:0
باقی مانده:1

دور برگردان

6,000 تومان

معرفی کتاب دوربرگردان

کتاب دوربرگردان نوشته‌ی میثم کیانی، دربردارنده‌ی 10 داستان کوتاه جذاب و تأثیرگذار است که با درون مایه‌ای اجتماعی، جنگی، پلیسی و... شما را مجذوب خود می‌کند. داستان‌های «دوربرگردان» در فضاهایی کاملا شهری و اجتماعی اتفاق می‌افتد و یکی از آن‌ها هم در میدان جنگ ایران و عراق می‌گذرد. در مواقعی شما حس می‌کنید که مرز بین خیال و واقعیت در موضوعات داستان مشخص نیست. نوع روایت داستان‌های کتاب دوربرگردان یک حالت پیوستگی دارند. وقتی شروع به خواندن داستان‌های این کتاب می‌کنید، از زمان حال شروع می‌کنید و سپس اتفاقات گذشته گفته می‌شود و دوباره زمان داستان به حال پیوند می‌خورد. بعد از آن اتفاقات آینده روایت می‌شود و دوباره این چرخه دایره‌ای استمرار می‌یابد. زمینه‌ی روایات میثم کیانی داستان‌های موقعیت هستند، موقعیت‌های مکانی و یا حادثه‌ای چون جنگ و نبرد. او در نوشتن داستان‌های این کتاب، سعی کرده است فضاهای متفاوت را تجربه کند. تم و زمینه‌های معمایی، وهم، گوتیک، جنگی و... را می‌توان در این داستان‌ها مشاهده نمود. در کل، فضای داستان‌های کتاب دوربرگردان، به جز داستان «شبی خون» که تنها داستان جنگی آن است، دارای موضوعات اجتماعی می‌باشند. برای مثال داستان «نُت‌های خیس» درباره کودکان کار و آسیب‌های روحی و روانی است که این ضربه‌ها در آینده‌ی زندگیشان مشخص می‌شود. در نت‌های خیس از زمان حال شروع کرده و بعد به گذشته نگاه می‌کنید و گذشته‌ی یکی از همین بچه‌ها را می‌بینید و دوباره زمان حال او را بازبینی می‌کنید. در بخشی از کتاب دوربرگردان می‌خوانیم: سیزده گلوله و ترکش، راحت می‌تواند کار آدم را بسازد. وقتی دراز‌ به‌ دراز افتاده بود و از لای باریکِ چشم‌ها زل زده بود به کسی که سابق بر آن فرمانده‌ خطابش می‌کردند و حالا مقابل او، درست به همان حالت، می‌دیدش. دوباره به خودش این‌ها را گفت: سیزده گلوله و ترکش... و به فرمانده نگاه کرد که با او لحظه‌های آخرش را سپری می‌کرد. برای بار سوم از پایین تا بالا، حفره‌های پر از خون را یکی‌ یکی شمرد؛ سه‌تا در پاها و هفت گلوله در سینه و شکم، و با نیم‌چرخ سر به راست و چپ، جای سه زخم کاری هم در دست‌ها، در مجموع می‌شدند سیزده جای گِرد و جوشان از خون. می‌دانست تا تخلیه شدن کُلِ خون بدن کمتر از چند ثانیه فرصت دارد، ‌یک‌جا و بعد دیگر خلاص... سعی کرد آرام‌تر نفس بکشد تا خون کمتری از حفره‌ها بیرون بریزد. بین صدای انفجار‌ها و ناله‌هایی که اطرافش را پُر کرده بودند، تشخیص صدای زنی که در همان اطراف شیون می‌کرد، کار سختی نبود. جنس صدا ظریف بود و مهربان. انگار می‌شناختش. عکس صداهای دیگر. سرش را که به سمت صدا چرخاند، دوباره فرمانده را پایین پاهایش دید، کنار یک خاکریز، به او زل زده بود و داشت زیرلب چیزی زمزمه می‌کرد. می‌توانست بشنود. کلمه‌ها توی سرش بودند. انگار خودش باشد که چیزی می‌گوید. انگار لب‌های او بودند. شنیده بود در لحظه‌های آخر حواس انسان اعجاب‌انگیز عمل می‌کند، زورش زیاد می‌شود انگار. باور نمی‌کرد. خودش را آرام‌ آرام کشاند نزدیک فرمانده.