



مومی ترولها 2/ ترولک و ستارهی دنبالهدار
19,000 تومان
با مومیترول آشنا شوید! جانورهای گرد و کوچک افسانهای و بامزه که مثل اسب آبی پوزهی کشیده دارند.
اما اسب آبی نیستند! مومیترولها روزگاران گذشته توی خانهی آدمها و کنار پریان خانگی، پشت بخاری زندگی میکردند.
اما الان زندگیشان عوض شده.
ماجراهای جالب و هیجانانگیزشان را بخوانید. «موش آبی» منفی باف میگوید به زودی کرهی زمین نابود خواهد شد. ستارهی دنبالهدار سوزانی در راه است و هر لحظه به زمین نزدیکتر میشود.
«ترولک» و «بوبو» پا به راهی پر خطر میگذارند تا جای امنی پیدا کنند. هنوز از یک ماجرای عجیب بیرون نیامده، ماجرای عجیب دیگری برایشان پیش میآید…
در آغاز سفر با «شامهزاد» آشنا میشوند. آن سه هنوز از یک ماجرای عجیب بیرون نیامده، ماجرای دیگری برایشان پیش میآید و کمکم همسفرانشان بیشتر و بیشتر میشوند.
هنگامیکه میفهمند فرصت زیادی برایشان باقی نمانده، راه بازگشت به خانه را در پیش میگیرند تا دیگران را از رسیدن ستارهی دنبالهدار سوزان و خطرناک، که هر لحظه به زمین نزدیکتر میشود، باخبر کنند.
در انبار موجود نمی باشد
مومی ترولها 2/ ترولک و ستارهی دنبالهدار
نویسنده |
تووه یانسون
|
مترجم |
مرسده خدیور محسنی، محمود امیریاراحمدی
|
نوبت چاپ | — |
تعداد صفحات | 264 |
نوع جلد | —- |
قطع | — |
سال نشر | — |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
کودک و نوجوان
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 0 گرم |
شابک |
9786008655817
|
وزن | 0.5 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
تارک دنیا موردنیاز است
فانتری در بستر واقعیت
در ابتدای کتاب با خواهرانی روبرو میشوید که مردهای بسیاری به خانهی آنها دعوت میشوند. تنها تفاوت این است که همگی مردهاند و جنازهی آنها در خانه حاضر است! یا در داستانی دیگر پسربچهای در مدرسه به خواب میرود و تا سالها بیدار نمیشود! یا کودکی دیگر با روشی باستانی تمام پروانههای یک کلکسیون در موزه را زنده میکند! و… تمامی داستانهای این مجموعه دارای المانهای فانتزی و عجیبی است که همراه شده با فضایی آیرونیک. این اتمسفر مخاطب را در ابتدا غافلگیر میکند. اما چنین مسئلهای برای شخصیتهای داخل داستان نه تنها وجود ندارد، بلکه در بیشتر اوقات فضای فانتزی آثار بسیار طبیعی جلوه میکند. به طوری که انگار جهانِ متن از ابتدا به همین شکل بوده است. به بیان دیگر فضای داستانهای این کتاب آمیزه و تلفیقیست از واقعیت و فانتزی. جایی که مرز مشخصی وجود ندارد. قوانین مخصوص به خود را داراست و در بستری اتفاق میافتد که همهچیز غیر عادی به نظر میرسد اما همه چیز طبیعی است! حضور عناصر فانتزی یکی از پارامترهای مهم داستانهای گوتیک در ادبیات است که بدون شک این مجموعه داستان را میتوان جزو همین نوع از قصهنویسی دانست.ترسی رازآلود، لابلای خطوط
ادبیات گوتیک را به صورت کلی میتوان ترکیبی از عشق و وحشت دانست. ژانری که در اواخر قرن 18 در انگلستان پدید آمد. این نوع ادبی بیشتر متاثر از معماریهای رازآلود هماندوره است و المانهای آن تناسب زیادی با این سبک معماری دارند. «ده داستان تاسفبار» میک جکسون را میتوان جزو همین ژانر ادبی دانست. از مولفههای این ژانر که به وضوح در کتاب جکسون حضور دارد، میتوان به وجود جوی دلهرهآور در تمامی داستانهای کتاب اشاره کرد. یا مثل بیشتر داستانهای گوتیک، زنان و مردانی را میّبینیم که منزویاند و افسرده، اما برخلاف روند حاکم، به شکلی هولناک خشونتی را موکد میکنند که خواننده را در بهت فرو میبرد. در داستانی دیگر مولف با پررنگ کردن عناصر جادویی در پیرنگ داستان، جنبهای رمزآلود به اثر میدهد. مولفههای ماورالطبیعه طوری در دل داستانها قرار گرفته که هنگام خواندن کلمات، منطق داستانی، شما را دربرمیگیرد و اجازهی خروج نمیدهد. همواره باید به این نکته توجه داشته باشیم که نویسنده تمامی المانهای این ژانر را به شکلی مدرن به کار برده. و در کنار وفاداری به این نوع ادبی، فرارویهای خود را نیز داشته است و این هماهنگی با زمانه، باعث لذت بیشتر خواننده میشود. شخصیتهایی دور اما نزدیک از سبک طرحهای همراه این مجموعهداستان واضح است که شخصیتپردازی کتاب، همانند اتمسفر غالب بر داستانها بیگانه بنظر میرسد. از پیرمردی که برای قایقسواری پس از بازنشستگیاش سبب سیل در شهر میشود، تا دختربچهای که پس از فوت پدربزرگش استخوان جمع میکند یا کودکی دیگر که از خانه فرار میکند و تصمیم میگیرد که در جنگل به زندگی خود ادامه دهد. وجه برجستهی این شخصیتها تنهاییشان است. تمامی افراد کتاب در انزوایی غوطهور هستند که میتوان گفت بازنمایی شرایط حاکم بر زندگی فعلی بیشتر انسانهاست. این وجه مشترک برخلاف رفتارهای نامتعارفی که کرکترها از خود نشان میدهند، سبب میشود مخاطب بتواند با آنها احساس نزدیکی کند و خودش را در آنها بیابد. از طرفی سبک شخصیتپردازی میک جکسون در کتاب به گونهایست که توضیح زیادی دربارهی کرکترها داده نمیشود و خواننده بیشتر به یک شناخت کلی درباره افراد دست پیدا میکند. چنین نکتهای سبب میشود که مخاطب بتواند شخصیتها را با تخیل خود ادامه و گسترش دهد؛ که باعث جذابتر شدن شخصیتها و کلیت داستان میشود. از طرفی طنز تلخی که در بیشتر لحظات کتاب و رفتار شخصیتها مشهود است، نشان میدهد که حضور صفت «تاسفبار» در عنوان مجموعه، انتخابی هوشمندانه باشد. در انتها باید گفت ما با نویسندهای روبرو هستیم که نامزد یکی از جوایز مهم ادبی، بوکر، بوده است، مدرس دورههای نویسندگی خلاقانه در دانشگاه است، و برخوردی جدی و بدور از کلیشه با ادبیات دارد. خواندن آثار چنین نویسندهای را برای دوستداران ادبیات که چیزی بیشتر از داستانهای معمولی میخواهند و علاقهمند به ژانرهای فانتزی و ترسناک هستند، پیشنهاد میکنم.عقل عذابم مي دهد
در بخشی از کتاب عقل عذابم میدهد: شعرهای دی ماه 75 تا فروردین 78 میخوانیم
انسانهای غارنشین را حتماً دیدهای یا لااقل یکی از آنها را تقریباً هر روز پشتِ چراغقرمز یا مکث میکند یا فکر میکند که مکث میکند موهایش بلند و جوگندمیست یا فکر میکند که با یک و هفتاد و پنج سانت قد موهایش بلند و جوگندمیست. این از من اما تو فعلاً نصف دیگر سیبات را هم و بعد بردار قلممویت را و دیوار غار مرا با گُلوگیاه با هر شاخ و شمایلی که خودت میدانی یادت باشد تلفن نارنجیست.فهرست مطالب کتاب
از اینکه در سه زمان تا کجاها که ما / وَ همین جا چیزی برای نگفتن رفیقی نداری مؤلف من بودم افقی که هرگز با چهرههای مختلفی از تو سیصد گل سرخ هم که شده از فردا که چهطور به روایت خودمان اگر اتفاقی افتاد تو او را ندیدهای بر بوم نقاشی تا دوِ بعدازظهر آخه اونها هر دو یک نفریم با ماشینحساب هم که فکر کنی راوی گوید اینطور عصری را اصلاً نمردهای روانی صحنه را عوض میکنیم تا آدمبزرگها اینهمه سال کجا بودید؟ فقط یک شوخی بود از دو درختِ فقط زیردریایی از آنسوی خط از فرداهایِ چه کنم مؤلف هم سردرگم است دنکیشوت از اعماق کدام اتفاق؟ اول تو بخند از فرط خنده خراباتی ترسو! فکرهای از هر طرف این مرثیه و نه هیچگاه در شلوغیِ از هر طرفغولهای غارنشین 2/ غارچستر یونایتد
تاریخ حدیث
فهرست:
مقدمه تعریف تاریخ حدیث سیر تدوین حدیث نزد اهل سنت سیر تدوین حدیث در شیعه خاتمه: سایر موضوعات حدیث صورت اجازه علامه تهرانیبیچارگان
معرفی کتاب بیچارگان
کتاب بیچارگان، شاهکار مسلم فئودور داستایوفسکی و اولین رمان اوست که نامش را در محافل ادبی بزرگ روسیه بر سر زبانها انداخت؛ تا آنجا که به زعم برخی انقلابی در رمان اجتماعی ادبیات روسیه پدید آورد. این کتاب، رمان نامهنگارانهی درخشانی است که زندگی یک مرد میانسال دونپایه و دختری جوان و فقیر را از خلال نامههای پرمهر و لطیفشان روایت میکند.دربارهی کتاب بیچارگان
سالهای زیادی از قیام تاریخی دسامبریستها در روسیهی تزاری نمیگذشت و خاطرهی این قیام هنوز در اذهان جان داشت. شهرها پر از مردمان فرودست و بیچیز بود و مبارزهای بیامان برای بقا در جریان. فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoevsky) در اتاقی محقر، زیر نور شمع به خواندن و نوشتن میپرداخت. جوانی بود که روزگارش را در فقر میگذراند و کارامزین و پوشکین میخواند. در سال 1846 بود که داستایوفسکیِ جوان، اولین اثرش را آفرید. این اثر که شور و حرارتی تازه در میان نویسندگان و منتقدان ادبی روسیه دمید و ظهور گوگول دیگری را به ساحت ادبیات روسیه نوید داد، کتاب بیچارگان (Poor Folk) بود. داستایوفسکی در این رمانِ نامهنگارانه با سنت رئالیستی نویسندگان پیش از خود، به ویژه الکساندر پوشکین و نیکلای گوگول آغاز میکند. گفته میشود که داستایوفسکی پس از نوشتن این کتاب به حلقهی انقلابیون میپیوندد و همین امر سرنوشت او و چهبسا سرنوشت ادبیات روسیه را تغییر میدهد.عصب کشي
بخشی از کتاب عصبکشی
جمشید بلند شد رفت تلفنو جواب داد و برگشت اتاق. تا اومد اتاق روشو کرد طرف اصغر و گفت «پاشو که بلیتت برده، اونم چه بردنی!» محسن گفت «چی شده؟» جمشید گفت «فکر میکنی کی بود؟» محسن گفت «چه میدونم.» جمشید گفت «سرکار خانوم مهشید عباسی.» محسن گفت «این دیگه کیه؟» کار خدا رو میبینی؟ دختره عاشق اصغر شده بود! اصلا باورت میشه؟ ولی خب، آدمیزاده دیگه. طفلک این مهشیده از اون دخترهای ساده و عاطفیِ دوآتیشه بود، ولی خب از پسرها وحشت داشت. اینقدر بابا ننهش که هر دوشون مهندس بودن، درِ گوشش از پسرها بد گفته بودن که دختره پاک جماعتِ مذکرو از زندگیش گذاشته بود کنار. فقط هم حرفهای بابا ننهش نبود ها؛ یه عادتی که باباش داشت این بود که هر روز روزنامه میخرید میآورد خونه و میذاشت مهشیدم بخونه. این بدبخت هم همهش میرفت سراغ صفحهٔ حوادث. صفحهٔ حوادث روزنامهها هم که دیدی، پُره از تجاوز و قتل دخترها به دست مردها و خیانت پسرها به دخترها و اینطور چیزها. مهشید هم اینا رو میخوند و تنش میلرزید و از هر چی پسر بود فرار میکرد. خوشگل هم بود ها! اصلا یه چیزی بود که نگو! ولی هیچ پسری نمیتونست بهش نزدیک شه. اولا طوری خودشو درست میکرد و لباس میپوشید که خیلی به چشم نیاد، بعدش هم تا یه پسر بهش نزدیک میشد، انگار گرگ دیده باشه، همچی فرار میکرد که دستِ پسره که سهله، نگاهش هم بهش نمیرسید. اینقدر بدبین بود که حتا پسرعمه، پسرخاله، پسردایی و پسرعمو هم نمیتونستن باهاش حرف بزنن.محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-هنر مفهومی و دستساخته
بسیاری از علاقهمندان به فلسفه در ایران که با فضای مجازی بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیدهاند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره هم برده باشند. این دانشنامه حاصل طرحی است که اجرای آن در سال ١٩٩٥ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. این مجموعه از مدخلهای مناسبی برای ورود به گسترههای متنوع فلسفی برخوردار است و کسی که میخواهد برای اولین بار با مسأله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینههای راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخلهای مربوط به آن در این دانشنامه برود.
نگارش، تدوین و انتشار مدخلهای دانشنامه فلسفه استنفورد به سرپرستی "دکتر ادوارد. ن. زالتا" افزون بر اینکه پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگیهای درخور توجه دیگری هم دارد و آن اینکه این دانشنامه به ویژه به کار دانشجویان و محققانی میآید که میخواهند در زمینهای خاص پژوهش کنند. ترجمه و انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقهمند با آن از جمله اهدافی بوده که چه بسا مورد نظر بانیان این طرح بوده لذا "انتشارات ققنوس" با همکاری گروهی از مترجمان به سرپرستی "دکترمسعودعلیا" و با کسب اجازه از گردانندگان دانشنامه فلسفه استنفورد (SEP) اقدام به ترجمه و انتشار این دانشنامه مینماید و امیدوار است چاپ این مجموعه استمرار پیدا کند.دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-درونگری
بسیاری از علاقهمندان به فلسفه در ایران که با فضای مجازی بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیدهاند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره هم برده باشند. این دانشنامه حاصل طرحی است که اجرای آن در سال ١٩٩٥ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. این مجموعه از مدخلهای مناسبی برای ورود به گسترههای متنوع فلسفی برخوردار است و کسی که میخواهد برای اولین بار با مسأله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینههای راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخلهای مربوط به آن در این دانشنامه برود.
نگارش، تدوین و انتشار مدخلهای دانشنامه فلسفه استنفورد به سرپرستی "دکتر ادوارد. ن. زالتا" افزون بر اینکه پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگیهای درخور توجه دیگری هم دارد و آن اینکه این دانشنامه به ویژه به کار دانشجویان و محققانی میآید که میخواهند در زمینهای خاص پژوهش کنند. ترجمه و انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقهمند با آن از جمله اهدافی بوده که چه بسا مورد نظر بانیان این طرح بوده لذا "انتشارات ققنوس" با همکاری گروهی از مترجمان به سرپرستی "دکترمسعودعلیا" و با کسب اجازه از گردانندگان دانشنامه فلسفه استنفورد (SEP) اقدام به ترجمه و انتشار این دانشنامه مینماید و امیدوار است چاپ این مجموعه استمرار پیدا کنددانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-باروخ اسپینوزا
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ تکنولوژی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-معنای زندگی
آدمکش کور
دانشنامه فلسفه استنفورد 2: فلسفه و مسائل زندگی
موضوع | فلسفه |
نویسنده | جان ماریال، تادئوس مِتس، دن هِیبرون، تاد کالدر، بِنِت هِلم، رونالد دِ سوسا، کرولین مک لاود، الیزابت برِیک، جوزف میلم، رابین س.دیلون، استیون لوپر |
مترجم | امیرحسین خداپرست، مریم خدادادی، غلامرضا اصفهانی، ابوالفضل توکلی شاندیز، حسین عظیمی، ایمان شفیعبیک، ندا مسلمی، مهدی غفوریان، راضیه سلیمزاده |
سرپرست و ویراستار مجموعه | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٦٨٠ |
سال نشر | ١٤٠٢ |
سال چاپ اول | ١٤٠٠ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
قطع | رقعی |
نوع کاغذ | تحریر |
وزن | ٨٧٢ |
شابک | ١ -٠٣٨٢-٠٤-٦٢٢- ٩٧٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دانشنامه فلسفه استنفورد 3: شاخهها و مکتبها
نویسنده | استنفورد |
مترجم | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٧٣٥ |
سال نشر | ١٤٠١ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
قطع | رقعی |
وزن | ٨٩٧ |
شابک | ٦ -٣٩٠-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.