کمک! پدر و مادرها به مدرسه میآیند ۱۰
مجموعه جدید«مدرسه نابودکنندگان اژدها» ماجراهای جالب «ویگلاف» پسربچهای را روایت میکند که از دست برادرانش کتک میخورد و توسط پدر و مادرش استثمار میشود. یک روز، خواننده دورهگردی به او میگوید که یک قهرمان به دنیا آمده است ولی ویگلاف در زندگیاش کاری به جز سابیدن ظرفها و غذا دادن به خوکها بلد نیست. ویگلاف اعلامیهای را که بر روی درخت اعلانات زده شده میبیند و به ناگاه زندگیاش تغییر میکند چرا که او تصمیم گرفته وارد مدرسه نابودکنندگان اژدها بشود و راه و رسم کشتن اژدها را یاد بگیرد.
اما مشکل بزرگی که سر راه اوست این است که او حتی نمیتواند به یک عنکبوت آسیب برساند چه برسد به یک اژدهای غولپیکر! خوشبختانه او که در مدرسه دوستان خوبی پیدا کرده حالا یک سلاح مخفی نیز دارد. او بلد است که از مغز خود استفاده کند. مجموعه «نابودکنندگان اژدها» داستانهای جالبی هستند که همه چیز را به شوخی میگیرند و هیچچیز در این داستانها از شوخی در امان نیست: خانواده ویگلاف، برادران کودن و تنبلش که مدام کتککاری میکنند، پدر خانواده و معلمها و . . . داستانهایی پر از خنده و شوخی که حتی سختگیرترین خوانندگان را علاقهمند میکند.
«فرزانه مهری» مترجم این کتابها در کارنامه کاری خود ترجمه 7 جلدی مانولیتوها را دارد که از ترجمه آنها در شورای کتاب کودک (بهمن 86) تقدیر به عمل آمد. همچنین کتاب «مامی جون کم حافظه» نوشته هروه ژوان در چهارمین دوره جشنواره کتابهای برتر انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به عنوان کتاب برگزیده انتخاب شد.
انتقام بانو اژدها-2
مجموعه جدید ٦ جلدی « مدرسه نابودکنندگان اژدها » ماجراهای جالب « ویگلاف » پسربچهای را روایت میکند که از دست برادرانش کتک میخورد و توسط پدر و مادرش استثمار میشود . یک روز ، خواننده دورهگردی به او میگوید که یک قهرمان به دنیا آمده است ولی ویگلاف در زندگیاش کاری به جز سابیدن ظرفها و غذا دادن به خوکها بلد نیست. ویگلاف اعلامیهای را که بر روی درخت اعلانات زده شده میبیند و به ناگاه زندگیاش تغییر میکند چرا که او تصمیم گرفته وارد مدرسه نابودکنندگان اژدها بشود و راه و رسم کشتن اژدها را یاد بگیرد .
اما مشکل بزرگی که سر راه اوست این است که او حتی نمیتواند به یک عنکبوت آسیب برساند چه برسد به یک اژدهای غولپیکر ! خوشبختانه او که در مدرسه دوستان خوبی پیدا کرده حالا یک سلاح مخفی نیز دارد . او بلد است که از مغز خود استفاده کند .
مجموعه « نابودکنندگان اژدها » داستانهای جالبی هستند که همه چیز را به شوخی میگیرند و هیچچیز در این داستانها از شوخی در امان نیست : خانواده ویگلاف ، برادران کودن و تنبلش که مدام کتککاری میکنند ، پدر خانواده و معلمها و . . . داستانهایی پر از خنده و شوخی که حتی سختگیرترین خوانندگان را علاقهمند میکند . « فرزانه مهری » مترجم این کتابها در کارنامه کاری خود ترجمه ٧ جلدی مانولیتوها را دارد که از ترجمه آنها در شورای کتاب کودک ( بهمن ٨٦ ) تقدیر به عمل آمد . همچنین کتاب « مامی جون کم حافظه » نوشته هروه ژوان در چهارمین دوره جشنواره کتابهای برتر انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به عنوان کتاب برگزیده انتخاب شد.
ماجرای فوتبالیست شدن فرانتس
دریکی دیگر از مجلدهای جدید فرانتس، این پسر بچه شیطان و بازیگوش تصمیم میگیرد برای اولین بار در عمرش به عضویت تیم فوتبال در بیاید. او دلش میخواهد که یک روزی مثل یوزف برادرش قد بلند، پُرزور، پُردل وجرأت و از همه اینها مهمتر فوتبالیستی محشرشود. یوزف از آن بچههایی نیست که فقط در پارک فوتبال بازی میکنند. یوزف در باشگاهی درست وحسابی فوتبال بازی میکند. درتیم نوجوانان! مربیاش به بابا گفته که یوزف در فوتبال استعداد درخشانی دارد و گُل زدن توی خونش است.
فرنتس هم فکر میکند که خودش هم در گلزدن دستکمی از یوزف ندارد اما بابا و یوزف فکر میکنند فرانتس هنوز برای بازی در یک تیم درست و حسابی هم خیلی کوچک است وهم خیلی ضعیف ! فرانتس ولی قبول ندارد او میگوید که درفوتبال باید فرز و چابک باشی تا بتوانی از پس همه بربیایی. و مهمتر این که موقع بازی مغز ترا هم به کار بیندازی.
ماجرای کارآگاه شدن فرانتس
فرانتس هشت ساله با پدر و مادر و برادر بزرگ شیوزف در خیابان ها زنگاسه زندگی میکند. خانه دوستش گابی هم درهمان ساختمانی ا ست که فرانتس و خانوادهاش آنجا زندگی میکند. فرانتس مجبور است هر روز بعد از مدرسه، ناهارش را در منزل گابی بخورد و تمام بعد از ظهر پیش او بماند. مامان گابی همیشه به فرانتس میگوید: تو خیلی مظلومی! چرا میگذاری اینقدر گابی به تو زور بگوید؟ فرانتس هم تصمیم میگیرد که دیگر زیر بارحرفزورنرود. اما اینکار به این راحتیها هم نیست.
کسی نمیخواهد زیر بار حرف زور برود، گابی دو هفته پیش آمد سراغ فرانتس و گفت که از حالا به بعد هر وقت که بیکار باشم میخواهم دزدها را تعقیب کنم. من میخواهم کارآگاه شوم و تو هم باید دستیارم شوی!باز فرانتس باید برای گابی پادویی کند. گابی میخواهد از کارهای کوچک شروع کند. او میخواهد دزدها را سربزنگاه گیر بیندازد. فرانتس گیج مانده است که حال ااصلاً دزد کجا بود که آن ها بخواهند او را دستگیر کنند.
هانو و اژدها کوچولو
هانا کوچولو دلش نمی خواهد به مدرسه برود. چرا؟ چون خیلی چاق است و بعضی ها او را برای همین دست می اندازند. بله هانو دیگر مدرسه را دوست ندارد. آن وقتی که پسرک اول پاییز باید مدرسه می رفت و با کوله پشتی جدیدش به آن جا رفت. خیلی هم خوشحال بود. ولی یکی از همکلاسی هایش همان روز اول اسم هانو را گذاشت "قبرستان سوسیس سرخ کرده" یا مثلا "شکم توپی؟...
جمجمه حقیقت
فروشگاه جادویی ، اوج تخیل نویسنده این کتاب از دوران کودکیاش است . دنیای این فروشگاه به طرز عجیبی در تخیلاتش رشد میکند و او سعی دارد عناصر دنبالهداری وارد کتابهایش کند . بیشتر مطالب کتابها بر اساس زندگی واقعی نوشته شده است . ماجرا از آنجا شروع میشود که راسل از فروشگاه جادویی آقای الایوز عجیب و غریب ، یک حلقه هیولا میخرد . راسل فکر میکند که حلقه از آن انگشترهای قلابی است . اما وقتی طبق دستور حلقه را در انگشتش میکند ، ورد را میخواند و نگین روی آن را یکبار میچرخاند ، یک دفعه دو تا شاخ از کلهاش بیرون میزند و صورتش مو درمیآورد و ناگهان به یک هیولا تبدیل میشود .
ماجراهای جلد دوم فروشگاه جادویی از آنجا شروع میشود که قلدرهای مدرسه دنبال جریمی میکنند ، او هنگام فرار به طور اتفاقی به فروشگاه جادویی آقای الایوز برمیخورد و از فروشگاه تخم بسیار بزرگ و عجیبی میخرد . در کتاب « وزغ جنیفر » بچهها میفهمند که چگونه جنیفر این وزغ گنده و عجیب و غریب را خریده است و در نهایت در « جمجمه حقیقت » بچهها با چارلی که دروغگوترین پسر مدرسه است آشنا میشوند . بچهها به چارلی اعتماد ندارند و . . . کتاب « ماجراهای فروشگاه جادویی » در ٤ جلد وارد بازار کتاب شده است .
ژولیت ملکه قلب ها
مجموعه "ماجراهای فروشگاه جادویی"-٥
موش غرش می کند!
ژولیت هیچ دلش نمی خواست توجه بچه های مدرسه را به خود جلب کند.
اما چه اتفاقی باعث می شود این دختر خجالتی به مشهورترین دختر مدرسه شان تبدیل شود؟
چرا هر جا می رود یک دوجین آدم دنبالش راه می افتد؟
و چرا یکدفعه همه با او مهربان شده اند؟
آیا به خاطر گردنبند عجیبی است که زنی مرموز در فروشگاه جادویی به او داده؟
از روزی که ژولیت گردنبند را به گردن انداخته، زندگی اش زیر و رو شده. هر که او را می بیند به طرفش جذب می شود.
اما ژولیت متوجه می شود که دیگر نمی تواند گردنبند را از گردنش باز کند. گردنبند جادویی است و او باید برای خلاص شدن از این دردسر، معمایی را حل کند.
سلطنت پنهان (سه گانه صعود.3)
در سرزمینی دور، جنگ داخلی در حال شعلهور شدن است. اشرافزادهای به نام «کانِر» برای متحد کردن مردم جدا شده از قلمروی پادشاهی، نقشه زیرکانهای میکشد تا فرد دیگری را برای پسر گمشده پادشاه پیدا کند و او را بر تخت سلطنت بنشاند. برای به دست آوردن این نقش چهار یتیم مجبور میشوند با یکدیگر رقابت کنند. یکی از آنها پسر سرکش و باهوشی است به نام «سیج».
او میداند که انگیزههای «کانِر» مشکوک است، با این حال، زندگی او بر لبه پرتگاه قرار دارد. «سیج» باید انتخاب شود تا نقش شاهزاده را بازی کند یا منتظر مرگش باشد.
رقیبهای او هم برای برنده شدن در این رقابت نفسگیر، نقشههای خودشان را طراحی کردهاند و منتظرند به نحو ماهرانهای آن را اجرا کنند. به همین خاطر «سیج» نباید به کسی اعتماد کند و باید نقشههایش را پنهان نگه دارد.هنگامی که «سیج» از یتیمخانه درب و داغون خود به کاخ مجلل «کانِر» میآید، این فریب لایه لایه خود را نشان میدهد و در نهایت، حقیقتی آشکار میشود که بسیار خطرناکتر از تمام دروغهاست: «اگر مجبور بودم یک بار دیگر زندگی کنم، هرگز این زندگی را انتخاب نمیکردم.
اما باید بگویم اصلاً مطمئن نیستم که انتخاب دیگری داشتهام. اینها فکرهایی بود که از ذهنم میگذشت، درست هنگامی که با گوشت کبابی در زیر بغلم در حال فرار از بازار بودم.» سهگانه صعود داستان مهیج و جذاب پادشاهی است که برای حفظ بقای سلطنت ناگزیر میشود تاج و تختش را رها کند. آیا او دوباره به سرزمینش باز خواهد گشت؟