کتاب جاسوس زمان: اثر مارسلو فيگراس، متولد 1962 در بوئنسآيرس، از مهمترين نويسندگان مدرن آمريکاي جنوبي است. سبک، زبان و نگاه منحصربهفردي دارد و آثارش به زبانهاي بسياري ترجمه شدهاند. در جاسوس زمان او شرايط پس از کنارهگيريِ رژيم فرضيِ نظاميان در ترينيداد را به تصوير ميکشد؛ جايي که مصونيت قضاييِ سرگردهاي خونريز را زنجيرهاي از انتقام و مجازات تهديد ميکند. پروندهي جناييِ لاينحل را به کارآگاهي عجيبوغريب ميسپرند که دلبستهي شکسپير است و مسلط به کتاب مقدس. همسايه اولِ صبح مشغول جمعآوري برگهاي ريختهاي بود که منظرهي باغاش را زشت ميکردند. روي زمين که زانو زده بود و علفهاي هرز را وجين ميکرد، پشت پنجرهي آبلان چيز غريبي ديد. چنان غريب که با عقل سليم و قوانين فيزيک اصلاً جور درنميآمد. کنجکاو شد. ديوار قطوري دو ملک را ازهم جدا ميکرد، خانهي آبلان روي تپهاي با شيب ملايم قرار داشت. همسايه نتوانست درست به کُنه پديده پي ببرد، اما تصور اوليهي او درست بود. چيزي در اتاق کار سرگرد معلق بود.
در انتظار تاريكي در انتظار روشنايي
کتاب در انتظار تاريكي در انتظار روشنايي"نفسهايش از فرط هيجان تند ميشود. بهآهستگي از صندلياش بلند ميشود، بعد، روي سقف بالبال ميزند، محتاطانه، از فرش نرم ميگذرد و كنار قفسههاي كتاب معلق ميشود. بعد او را ميبينيد، جلادش در قفسههايي كه درست كنار در قرار دارند گير افتاده، مجلدات قطور طوري دورش را گرفتهاند كه فقط سر و بخشهايي از بدنِ بينهايت كجومعوج و معيوبش ديده ميشود. بلافاصله او را، آن پلكهاي بيمژه، و آن دهان پر از دندانهاي زرد مايل به قهوهاي را ميشناسد..." (از متن كتاب)