رستم و سهراب (نمايشنامه)
کتاب رستم و سهراب كمتر خواننده و شنوندهاي را ميتوان يافت كه در پايان داستان رستم و سهراب آه از دل نكشد كه چرا پدر و پسر نشناخته به جان هم افتادند. در اين داستان رستم با آرماني به ميدان ميرود كه همهي هستياش ازآب و گل آن سرشته شده، وبه هماوردي كسي ميرود كه پارهي تناش است و بيش از هر پهلوان ديگر شاهنامه با او پيوند خويشي و خوني دارد. فردوسي در پيش درآمد رستم و سهراب از راز در پردهاي سخن ميگويد كه آميخته به مرگ و تندباد و به خاك افتادن ترنج نارسيده است و هشدار ميدهد كه چون "همه تا درِ آز رفته فراز، به كس بر نشد" و نخواهد شد "در اين راز باز." اين نمايشنامه كوششي است براي گشودن آن راز در اين داستان شاهنامهي فردوسي كه گويي روايت شاعرانهي زندگي رستموار خود اوست.
اورستيا (آگاممنون/ كوئهفورها/ الاهگان انتقام) (نمايشنامه)
کتاب اورستيا (آگاممنون/ كوئهفورها/ الاهگان انتقام) (نمايشنامه): اورستيا، سهگانهاي از تراژديهاي يوناني، شامل نمايشنامههاي «آگاممنون»، «كوئهفورها (خيرات براي مردهها)» و «الاهگان انتقام» است که نمايشنامهنويس بزرگ يوناني، آيسخلوس، آن را نوشته و سرانجامِ نفريني را که خاندان اترئوس به آن گرفتار شده بيان ميکند. کليت اين مجموعه تغيير فرهنگي جامعه را دربارهي موضوع عدالت، از حالتي سنتي و مبتني بر انتقامجويي شخصي در آرگوس، به نظامي قضايي و قانوني در آتن نشان ميدهد. پتر اشتاين، كارگردان آلماني تئاتر، به اين دليل كه ميخواست تماشاگران معنا و مفهوم تراژديها را دقيقاً درك كنند، اين متن را دوباره ترجمه كرد. ترجمهي او عمدتاً تشكيل شده است از جملههاي كوتاه و واضح. اثر پيشِ رو برگردانِ متن اين كارگردان شهير آلماني است.