دختر: پس هشت هزار نفر بهخاطر شرایطی که قبلاً بود مردن؟
سِلبی: بله.
دختر: خب تو هم میخوای سهم صندوق اعانات حوادثت رو خرج کنی تا همه چیز رو برگردونی سر جای اولش…
سِلبی: ببین، واقعبین باش. نود درصد مردم اینجا صاحب ده درصد از کل زمینهان، خب؟ خودت این رو بهم گفتی. سه درصد بقیه هم همهی زمینهای مرغوب تو دستشونه و توش موز و نیشکر صادراتی کشت میکنن. خب، پس کاملاً روشنه که هر کاری که با پول اعانه کنیم همه چیز رو مثل قبل میکنه، مگه اینکه کل جامعه عوض بشه. کاری که از دست ما بر میآد اینه که کارها رو موقتاً رفع و رجوع کنیم.
حالا همه هستند. همهی آدمهای این شهر؛ مثل مرده نگاه میکنند به سیاوش که به آتش میرود. هیاهو و همهمه… و میگویند: «رسم کهن! گناهکار به آتش میرود. خاکستر میشود، اگر ناپاک باشد. میگذرد از آتش، اگر پاک باشد.»
درباره کتاب اسب های آسمان خاکستر می بارند
کتاب اسب های آسمان خاکستر می بارند حاوی یک نمایشنامهٔ ایرانی است. نغمه ثمینی این نمایشنامه را بهوسیلهٔ اقتباس از یکی از داستانهای شاهنامهٔ ابوالقاسم فردوسی به رشتهٔ تحریر در آورده است؛ داستان سیاوش. نویسنده توضیح داده است که روزی ایدهای از فاصلهٔ میان خطوط سرک کشید؛ درست از همان جایی که شاهنامه بهسرعت از کنارش میگذرد و جایی که خیالانگیزترین گوشهٔ داستان سیاوش بوده است؛ گذر از آتش. در داستان این نمایشنامه وقتی سیاوش وارد آتش میشود، با موقعیتها و شخصیتهای گوناگونی روبهرو میشود. عنوان بخشهای این نمایشنامه عبارت است از «آستانهٔ آتش»، «سفر آتش» و «پس از آتش». نغمه ثمینی این کتاب را با شعر «شهر آرام میخفت» (سرودهٔ «ژَک برِل» و ترجمهٔ «تینوش نظمجو») آغاز کرده و با یک پسگفتار به پایان رسانده است. نمایشنامهٔ اسب های آسمان خاکستر می بارند در تابستان، پاییز و زمستان ۱۳۸۴ نوشته شده است. «تینوش نظمجو» آن را به فرانسه ترجمه کرده و سرانجام در بهمن و اسفند همان سال با دو بازیگر ایرانی و فرانسوی بر روی صحنه رفته است.
میدانیم که نمایشنامه متنی است که برای اجرا بر روی صحنه و یا هر مکان دیگری نوشته میشود. هر چند این قالب ادبی شباهتهایی به فیلمنامه، رمان و داستان دارد، شکل و فرم و رسانهای جداگانه و مستقل محسوب میشود. نخستین نمایشنامههای موجود از دوران باستان و یونان باقی ماندهاند. نمایشنامهها در ساختارها و شکلهای گوناگون نوشته میشوند، اما وجه اشتراک همهٔ آنها ارائهٔ نقشهٔ راهی به کارگردان و بازیگران برای اجرا است. بعضی از نمایشنامهها تنها برای خواندن نوشته میشوند؛ این دسته از متنهای نمایشی را کلوزِت (Closet) نامیدهاند. از مشهورترین نمایشنامهنویسهای غیرایرانی میتوان به «آیسخولوس»، «سوفوکل»، «اوریپید» (یونان باستان)، «شکسپیر»، «هارولد پینتر» (انگلستان)، «مولیر» (فرانسه)، «هنریک ایبسن» (نروژ)، «آگوست استریندبرگ» (سوئد)، «برتولت برشت» (آلمان)، «ساموئل بکت» (ایرلند) و «یوجین اونیل» (آمریکا) اشاره کرد. نام برخی از نمایشنامهنویسهای ایرانی نیز «بهرام بیضائی»، «عباس نعلبندیان»، «اکبر رادی»، «غلامحسین ساعدی»، «بهمن فُرسی»، «محسن یلفانی»، «نغمه ثمینی»، «محمد رضایی راد»، «محمد یعقوبی»، «محمد رحمانیان»، «علیرضا نادری» و «محمد چرمشیر» بوده است.
درباره نغمه ثمینی
نغمه ثمینی در سال ۱۳۵۲ به دنیا آمده است. او نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس، مدرس دانشگاه و پژوهشگری ایرانی است. نغمه ثمینی دانشآموختهٔ کارشناسی ادبیاتنمایشی، کارشناسیارشد سینما و دکتری پژوهش هنر (اسطوره و درام) از دانشگاههای تهران (پردیس هنرهای زیبا) و تربیت مدرس است. نمایشنامههای او در ایران و کشورهای دیگری از جمله هندوستان، انگلستان، آمریکا و فرانسه روی صحنه رفته است. او از سال ۱۳۸۲ در مقام فیلمنامهنویس نیز مشغول به کار شد. از فیلمنامههای او که برخی بهصورت مشترک نوشته شده میتوان به «خونبازی»، «حیران»، «یک جرعه خون تازه»، «سه زن» و مجموعه سریال «شهرزاد» اشاره کرد. او در هشتمین دورهٔ انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی و برای نگارش نمایشنامهٔ «خانه» بهعنوان بهترین نمایشنامهنویس انتخاب شد. دیگر نمایشنامهها و کتابهای او عبارتند از «اسبهای آسمان خاکستر میبارند»، «دیو جغرافی و دستهای دکتر زمل وایس»، «شکلک»، «خواب در فنجان خالی»، «چهار دقیقه و همان چهار دقیقه»، «افسون معبد سوخته»، «زبان تمشکهای وحشی»، «بچه»، «اینجا کجاست؟» «سه جلسه تراپی»، «هیولاخوانی»، «نگاهمان میکنند»، «بر اساس دوشس ملفی» (نویسندگی مشترک با محمد رضاییراد)، «به گزارش زنان تروا» (نویسندگی مشترک با محمد رضاییراد) و کتاب نظری «تماشاخانهٔ اساطیر»، سفرنامهٔ «من سندبادم تو مسافر» و کتاب نظری «جنگها و بدنها».
اسب های آسمان خاکستر می بارند (۲۱) - انتشارات نی
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
○ دوست دارم اونجا بمیرم. اگه اونجا باشم هم برای تو خوبه هم برای من. با بلاهایی که قراره سرم بیاد دیگه نمیتونم مراقب تو باشم. اگه برم اونجا دیگه زیاد درد نمیکشم. دلم نمیخواد درد بکشم. از همین الان درد شروع شده. داره بدتر هم میشه. تو مجبور نیستی ببینی چه بلایی سرم میآد.
ص ۸۳
سنگ، کاغذ، قیچی (۴۳) (و ای خوانندهی محترم و مشعلداران و شبگرد) - انتشارات نی
معرفی کتاب شگفت و بیشکست 41 (نمایشنامه (سوگنامه در سه پرده) )
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
روزگارم چنین آموخت که مردمانْ شاه را چون مادرند کِهش به خون جگر پرورند، بزرگَش دارند و هماره به مِهرْ بر تندیهای وی چشم فروبندند… گرچه به فرجام، مردمان را چشم نه از مِهر، که از شرم بسته مانَد و دهان نه به درود، که به خشم گشاده گردد، با صدهزار دندانِ آخته.
ص ۶۹
شگفت و بیشکست (نمایشنامه (سوگنامه در سه پرده) ) - انتشارات نی
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
همیشه به خاطر داشته باشید که کوچکترین لغزشی در شخصیت شما میتواند شکافی باشد که روباه خودش را در آن مخفی کند، مانند آبی که در شکاف سنگی منتظر است تا یخ بزند و سنگ را از هم بپاشد.
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
من رنج این دلبستگی شدید را تحمل کردم، بدون آنکه ذرهای از مواهبش نصیبم شده باشد. ماریان، اگر باور میکنی که من هم میتوانم احساس داشته باشم، پس قطعاً میتوانی بفهمی که تا عمق وجودم از این شکست رنج میبرم. آرامشی که از آن حرف میزنی حاصل رنج و عذابی است که بر خودم تحمیل کردم تا بتوانم خویشتندار باشم. من وظیفهام را انجام دادهام، اما باور کن… دارم از غصه میمیرم.
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
○ پزشک پنجاه آپاندیس را درمیآورد، دویست لوزه را جراحی میکند، هزار جمجمه را میشکافد، و بعد از مدتی دیگر چشمبسته هم میتواند همهی این کارها را بکند، اینطور نیست؟ پس چرا بعد از نوشتن پنجاه یا حتی صد داستان، نوشتن باز هم مثل روز اول سخت و ناممکن است؟ حتی بدتر از روز اول! هزار مرتبه بدتر از روز اول! ص ۴۰
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
جین آستین: چهکار میکنید؟ خواهرزادهی اول: داشتیم بازی میکردیم. جین آستین: با کتاب من؟ کتاب جدید من؟ خواهرزادهی چهارم: فقط میخواستیم بدانیم داستانش چیست، خاله جین، ببخشید. (از صفحهی ۲۰)