رهبران جهان باستان (6) نفر تی تی
هنگامی که به کشور مصر میاندیشیم ، چه فکری به ذهنمان خطور میکند ؟ صحرای وسیعی را در ذهن تصور میکنیم که سراسر شمال آفریقا را در بر گرفته است ، جایی که مصر در آن قرار دارد ؛ میتوانیم رودخانه نیل – طولانیترین رودخانه جهان – را ببینیم که از شمال به جنوب جریان دارد و این سرزمین را تقریباً به دو بخش مساوی تقسیم میکند و به مردمی با تاریخی بسیار کهن ، زیبا و اسرارآمیز میاندیشیم .
هنگامی که به مصر باستان میاندیشیم ، به اهرام ، ابوالهول و البته مومیاییها نیز خواهیم اندیشید ، و سرانجام به نماد دیگری از زیبایی این سرزمین اسرارآمیز : نیمتنهای از نفرتیتی ، ملکه محبوب ، مزین به رنگهای روشن .
ویژگی مجسمه سنگ آهکی نفرتیتی این است که جزئیات آن به ظرافت پرداخته و با واقعگرایی ساخته شده است . او سرش را با وقاری شاهانه بالا گرفته است و گردن باریکش که به گردن قو میماند ، گونههای برجستهاش و لبان کاملاً سرخش ما را به یاد زنان زیبای امروزی میاندازد . دیهیمی به رنگ آبی آسمانی به سر و گردنبند بزرگی از دانههای بلند طلایی به گردن دارد که به آنها دانههای نِفِر میگویند . بارها و بارها تصویر نفرتیتی بازآفرینی شده و به نمادی از این سرزمین باستانی و مردمانش مبدل شده است .
ممکن است از خود بپرسیم آیا زنی را که هزاران سال پیش ، اینگونه در برابر هنرمند نشسته است ، میشناسیم ؟ برای شناخت بهتر و بیشتر از او مجلد دیگری از رهبران جهان باستان تحت عنوان « نفرتیتی » منتشر شد .
ملل 10 … سوریه
دهمین جلد از کتابهای «مجموعه ملل» که به وضعیت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشورهای گوناگون میپردازد تحت عنوان سوریه منتشر میشود. کتابهای مجموعه ملل که تاکنون ٩ مجلد آن به چاپ رسیده درباره کشورهای عربستان، ژاپن، یونان، آمریکا، پاکستان، عربستان، افغانستان، ترکیه و آلمان بوده که این بار به بررسی کشور سوریه میپردازد، کشوری که مالامال از تاریخ باستانی است. مترجم این کتاب خانم مهسا خلیلی است که پیش از این کتاب ترکیه را از همین مجموعه ترجمه کرده است. «سوریه» ١٤٤ صفحه است و امیدواریم در نمایشگاه کتاب بتوانیم آن را به علاقهمندان این مجموعه تقدیم کنیم.
رهبران جهان باستان (4) حمورابی
در زمستان سال ١٩٠١ و ١٩٠٢ یک تیم باستانشناسی فرانسوی در محوطه باستانی شوش مشغول حفاری بود . یکی از یافتههای این گروه بلافاصله مشهور شد : سه قطعه بزرگ سنگ سیاه براق که یادمانی به بلندی تقریباً دو متر و سی سانتیمتر را تشکیل میداد .
در بالای یادمان ، چهره مردی بر سنگ تراشیده شده بود ، پادشاهی ایستاده در برابر پیکری نشسته ، که حال میدانیم شَمَش ، ربالنوع خورشید و همچنین ربالنوعِ عدالت بابلیهاست . زیر تصویر ، سطرهای نوشته شده زیادی به خط میخی دیده میشد .
این خط با استفاده از یک نی و فشار دادن آن بر روی گِل نرم نوشته میشد ، اما در این یادمان ، کلمات با دقت روی سنگ سیاه کنده شده بود . حمورابی چهار هزار سال پیش در سرزمینی که بعدها بینالنهرین نامیده شد ، زندگی و حکمرانی میکرده است . « حمورابی » مجلد چهارم مجموعه رهبران جهان باستان است که در ١٢٥ صفحه منتشر شده است .
رهبران جهان باستان (10) آتیلا رهبر هونها
هزاران جنگجو سوار بر اسب از آن سوی صحراها و شنزارها حمله آوردند و خاک از زیر سم اسبانشان به هوا برخاست و روی خورشید را پوشاند . مردانی با شکل و شمایل عجیب حمله را آغاز کرده بودند ؛ مردانی که « منظری هولناک داشتند ؛ جمجمههایی که به دلیل بستن در کودکی از ریخت افتاده بود ، دو شکاف به جای چشم و گونههایی متورم که رد زخم زشتشان کرده و پوشیده از ریشی تُنُک » . اسبان و سوارانی که به نام هون شناخته میشدند ، چنان با یکدیگر هماهنگ بودند که انگار با تنی واحد حرکت میکنند .
اسبانِ کوتاه و پرمو ، سوارانشان را با سرعتی نفسگیر به میدان نبرد میرساندند و آنگاه که راکبان با شمشیر و نیزه درگیر نبرد بودند ، به آسانی یاریشان میکردند . مردان علاوه بر ظاهر هولناکشان فریادهایی وحشتانگیز سر میدادند و قربانیان خود را که در کشمکش بودند ، به هول و هراس میافکندند . همچنین پوست حیواناتی که به دور شانه میپیچیدند ، ظاهرشان را مخوفتر میکرد . آتیلا ، شاه هونها ، با اعتماد به نفسی جسورانه سپاهش را رهبری میکرد . آنگاه که اسب سیاهش را پیشاپیش سپاه میراند ، جنگجویانش هر حرکت او را میپاییدند . عزمِ جزم او از آروارههای فشردهاش پیدا بود . او به افرادش اشاره میکرد تا با سرعت هر چه بیشتر پیش بتازند . هونها دومین حمله به امپراتوری روم شرقی را در بهار سال ٤٤٧ میلادی آغاز کرده بودند .
ملل 6 … ژاپن
.به همان نشان دادن که شاخه های مواول، شاید یک سالی بیشتر، ازپس وپیش وپهلوهای اسب پیچیده وگره دار شده بودند که از روبرو نمی شد گفت این اسب است ومی شد گفت این تاک است پیچیده به بالای خود واسب نیست می نماید که اسب است یا روزگاری اسبی درسایه این شاخه های همیشه سرگردان وتوی خود پیچیده رااز استخوان ها جدا می کرد وشاخه های ازپایین به بالا خمیده اندکی سر راست کرده با آن خیزش ببروار ایستاده رودروی آن ها باز هم نمی شد گفت که آن ببر است و بی چون وچرا تاک بود پیچیده درخود وبه بالای خود...(رمان برگزیده سال ٨١ معتقدان ونویسندگان مطبوعات وجایزه ادبی اصفهان)
اتروسکها
اتروسکها قومی سرزنده و بسیار پیشرفته بودند که در هزاره نخست قبل از میلاد در بخش وسیعی از ایتالیا ساکن بودند. اکثریت بزرگی از دانشمندان در حال حاضر تصور میکنند که اتروسکها بومی ایتالیا بودهاند، نه مهاجرانی از خاور نزدیک. بدین ترتیب که ساکنان اولیه اتروریا در عصر سنگ و عصر مفرغ سرانجام به قومی تبدیل شدند که دیگران آنها را اتروسک خواندند. کارشناسان پذیرفتهاند که چند شاه اولیه رم، اتروسک بودهاند و فرهنگ اولیه رم قویاً تحت تأثیر فرهنگ همسایگان اتروسک آن قرار گرفت ولی در حال حاضر عموماً این عقیده وجود دارد که این امر، جریانی مسالمتآمیز و داوطلبانه بوده است، رمیهای از لحاظ فرهنگی کمتر پیشرفته به خود اجازه دادهاند که تا حدی «اتروسک مآب» باشند، با وجود این در اساس یک شهر لاتین مستقل باقی ماندند.
به علاوه بسیاری از فرضهای وسیعاً پذیرفته شده در باره اتروسکها، با پیدا شدن مداوم مدارک جدید باید مورد بازاندیشی قرار گیرند. سری جدید مجموعه تمدنهای گمشده به تاریخ، دستاوردها، زندگی روزانه و اهمیت تمدنهای باستانی میپردازد. تمدنهایی که تا کنون نامی از آنها کمتر شنیدهایم. خواننده با خواندن این مجلدها درمییابد تمدنی که مدتها پیش از بین رفته چگونه در پرتو دانش روز بار دیگر در برابر چشمان شیفته نسلهای امروز متجلی میشود و رازهایش را آشکار میسازد.
مینوسیها
«مینوس» نام یک شاه اهل جزیره کرت بود. «آرتور اونز» دانشمند و حفار انگلیسی از روی نام همین پادشاه این قوم را مینوسیها خواند. متأسفانه با وجود بیش از یک سده حفاریهای مستمر در سراسر کرت و جزایر نزدیک آن، اطلاع از مینوسیها بسیار محدود مانده است. غیر از تعدادی اسامی ذکر شده در اساطیر،که ممکن است ساختگی باشند، رهبران سیاسی یا اشخاص مینوسی مهم دیگری شناخته نشدهاند. به همین ترتیب، دانشمندان عملاً هیچ چیز درباره تاریخ مینوسیها نمیدانند. این امر فقط به این دلیل نیست که مینوسیها در زمان بسیار قدیم زندگی می کردند. مشکل اصلی باستانشناسان و دانشمندانی که در مورد مینوسیهامطالعه میکنند این است که برخلاف مصریها و اهالی بینالنهرین، مینوسیها هیچ ادبیات مکتوبی از خود باقی نگذاشتهاند، آنها تنها قوم باسواد و بسیار با فرهنگی بودند که هیچگونه درکی از تاریخ نداشتهاند.
عشق و جنایت در سیسیل
بهمن فرزانه مترجم خوش ذوق و قریحه کتاب مشهور "صد سال تنهایی" اثر جاودانه مارکز کلمبیایی، این بار به سراغ یکی دیگر از نویسندگان ایتالیایی زاده سیسیل رفته و مشهورترین اثرش را با ترجمهای روان و یکدست در اختیار خواننده ایرانی قرار داده است. "مارکی روکاوردینا" برای رهایی از آنچه شب و روزش را، افکارش را به اسارت گرفته است بسیار میکوشد، اما رهایی دور از دسترس مینماید و عشق و جنایت استوارتر از آن است که بتوان به انکارش برخاست. وی شخصاً به این امر اعتقاد پیدا نکرده بود، ولی آن همه جادو و جنبل آنطور که او اعمالش را مینامید، او را نگران آینده ساخته بود. حال جادو بود یا خیالبافی و یا توهم، به هر حال او را وحشتزده میکرد. آن هم درست در آن زمان... سیسیل جزیره پرماجرای ایتالیا این بار شاهد عشق و خشونت برخاسته از آن است.