گزارش هفتخان رستم(بربنیاد داستانی ازشاهنامه فردوسی)
نگارنده در گزارش "هفتخان رستم "کوشیده است تا این داستان را بر بنیاد متن اصلی در شاهنامه، به زبانی نزدیک به زبان فردوسی و با نثری به نسبت ساده برای مخاطبان عمدتا جوانان بنگارد .در پیشگفتار کتاب تصریح شده است" :خواندن داستان "لشکرکشی کاووس به مازندران "فرصتی است برای آشنایی با شهریاری سبکسر و بیپروا به همه چیز و همه کس و بی اعتنا به مصلحت آدمیان و رهنمود پهلوانان و خردمندان فرمان ایزدی .مطالعه داستان هفتخان رستم نیز مجالی است برای شناختن پهلوانی جسور و دریا دل و نام جوی که هر دشواری و خطری را در راه رهایی ایران و ایرانیان پذیرا میشود .این داستان، صحنههای نمونهواری از رزمها و نبردهای سهمگین "ایران "و "انیران " را در روزگار باستان روزگاری که در پرده اسطوره و افسانه پوشیده است و دست تاریخ به دامان آن نمیرسد در برابر چشم خواننده به نمایش درآورد .
مایا،یا، قصه آپارتمانی در خیابان کریمخان
« حمید رضایی » فوتبالیست خانهنشینی است که در آپارتمان خود کشته شده است . داستان با خبر این مرگ آغاز میشود و با ادامه قصه در رابطه با همین قتل ، موضوعات دیگری در رمان مطرح میشود مثل روابط پنهانی دختر صاحبخانه و فوتبالیست مقتول پیش از وقوع این حادثه ، اجرای مراسمی خوفناک در واحد خالی طبقه دوم آپارتمان و قتل یکی دیگر از ساکنان آپارتمان . در طول ده فصل رمان ، گره داستانی رویدادهای داستان باز میشود و تا پایان روایت ، هویت راوی ( که خیلی هم مرموز است ) مشخص میشود: « آقای مسعودی کلید را توی در انداخت و چرخاند . در باز شد .
پیرمرد روانکاو و آقای مسعودی با احتیاط به داخل خانه رفتند و باز چند بار آقا حمید را صدا زدند .» از ساکنان این آپارتمان میتوان به پیرمرد روانکاو ، زن آرایشگر ، ریاضیدان فیلسوف ، معلم بازنشسته و . . . اشاره کرد . فرید قدمی ، مترجم ، روزنامهنگار و داستاننویس جوانی است که پیش از این کتاب «آمریکاییها» مجموعه اشعار شاعران امریکا را ترجمه و گردآوری کردهاست .
بیراههای در آفتاب
به مرد نگاه کردم. دهانش تکان می خورد. گردنم را کج کردم. انگشتان لخت دخترک تکان می خورد. گل های قالی موج می خوردند و کش می آمدند. "یک، دو، سه،...." مگس سیاهی دور سرم می چرخید. من می خواندم: "خوبان پارسی گو. بخشندگان عمرند." کسی داشت نفس نفس می زد و عاطفه و عرفان نخودی می خندیدند. دهان مرد هنوز تکان می خورد. به دخترک نگاه کردم. او عاطفه بود که محکم به پدرش چسبیده بود.
شخصیت رنسانس … تیکو براهه
انقلاب علمی دورهای از تغییرات بنیادی در باورها ، افکار و عقاید بود . بسیاری از مورخان بر این اعتقادند که این دوران حدود سال ١٥٥٠ با انتشار نظریات اخترشناسی نیکلاوس کوپرنیک درباره زمین و مکان آن در کیهان در اروپا آغاز شد و در حدود سال ١٧٠٠ با کار برجسته اسحاق نیوتن و قوانین علمی که نتیجه آن بود به پایان رسید . « تیکو براهه » از اخترشناسان مشهور دانمارکی بود . او شیفته ستارگان و سیارات بود و از کودکی قصد داشت اخترشناس شود ، اما به همان اندازه مجذوب کیمیاگری نیز بود . کیمیاگران به یک معنی پیشگامان شیمیدانان امروزی بودند .
در آن دوران ، هدف کیمیاگران تلاش برای تبدیل سرب و دیگر فلزات ارزان قیمت به طلا و جستجوی آن نوع از مواد شیمیایی بود که احتمال داشت بر طول عمر انسان بیفزاید . تقریباً دو هزار سال پیش ارسطو بر این گمان بود که ستارگان ثابت هستند . همچنین بر این باور بود که گرچه ماه و سیارات در فضا حرکت میکنند اما به زمین که مرکز عالم است تقریباً نزدیکند و در نهایت میاندیشید ستارگان بسیار دورتر از سیارات قرار گرفتهاند و حرکت نمیکنند . از این رو ممکن نبود ستاره تازهای پدیدار شود و توازن طبیعت را بر هم زند . مجلد دیگری از مجموعه شخصیتهای تأثیرگذار با نام « تیکو براهه » در ١١١ صفحه منتشر شده است .
شخصیت رنسانس … نیکلاوس کوپرنیک
گرچه کوپرنیک سراسر دوران شغلی خود را به عنوان یکی از مقامات جزء کلیسای کاتولیک رومی سپری کرد اما بیش از هر چیز به ستارهها علاقهمند بود و سراسر عمر خود را صرف پروراندن و تصحیح نظریه کیهانیاش نمود که شناخت رایج در این زمینه را از اساس دگرگون کرد . متأسفانه کوپرنیک در همان روزی که کتابش منتشر شد ، درگذشت . او نفهمید نظریاتش در آینده چه غوغایی بر پا خواهند کرد و چگونه مسیر ستارهشناسی را برای همیشه تغییر خواهند داد . با وجود این کوپرنیک به مشاهده حرکت ستارهها و سیارهها پرداخت و محاسبات خود را پی گرفت و سرانجام به این یقین دست یافت که زمین به گرد خورشید میچرخد .
یونانیان و کلیسا اشتباه میکردند . هر چند ، در قرن ١٦ ایستادن در برابر کلیسا مشکلاتی جدی به همراه داشت . افرادی که با کلیسا مخالفت میکردند گاه مجازات میشدند . عدهای را میسوزاندند ، عدهای را سر از تنشان جدا میکردند و . . . با وجود اینکه کوپرنیک مخالفت خود را ابراز داشت ، همه محاسبات او نشانگر الگوی جدیدی از جهان بودند . کتاب « نیکلاوس کوپرنیک » به زندگی سراسر حادثه این دانشمند میپردازد .
شخصیت باستان … توسیدید
« توسیدید » یکی از مشهورترین مورخان جهان است که متأسفانه از زندگی خصوصی او اطلاع زیادی در دست نیست . پرورش یافتن وی در یکی از خانوادههای ثروتمند یونان باستان سبب شد آیندهای نویدبخش در انتظارش باشد . پیوند او با خانوادههای سرشناس سبب شد به مقام رفیع سرداری در آتن دست یابد . شکست در جنگ با سپاه اسپارت دگرگونی تلخی در زندگیاش رقم زد و پس از آن مجبور شد آتن را ترک کند . توسیدید از این موقعیت برای مصاحبه با سربازان هر دو طرف جنگ آتن و اسپارت و نوشتن جزئیات دقیق نبردها بهره گرفت .
از خودگذشتگی این مورخ در ثبت دقیق وقایع « جنگ پلوپونزی » برای همیشه شیوه تاریخنگاری را تغییر داد . او نخستین کسی بود که روایتها را همانگونه که اتفاق افتاده بودند ، ثبت کرد . کار توسیدید فقط گزارش نبردها نبود . او ضمن تحلیل رویدادهای گذشته برای تأثیرشان بر دوره خود به جستجو درباره علل جنگها پرداخت .
شخصیت رنسانس … فرانسیسکو پیثارو
« فرانسیسکو پیثارو » در تروخیوی اسپانیا شهری با قدمتی بیش از دو هزار سال به دنیا آمد . این شهر یکی از همان دژهای قرون وسطایی بود که بر فراز تپهای بنا شده بود و دیوارهای بلندی از سنگ خارا داشت که از شهر حفاظت میکرد . ثبت تولد ، مرگ و ازدواج در کلیسا ، دادگاه یا در خانواده و یا بر جلد کتاب مقدس در آن روزگار کاری رایج بود ، اما هیچ سند ثبت شدهای از تولد فرانسیسکو پیثارو به دست نیامده است . تاریخ واقعی تولد او برای مورخان همچنان یک راز است . اما آنها بر این باورند که او بین سالهای ١٤٧١ و ١٤٧٥ به دنیا آمده است. برخی از مورخان ادعا میکنند او پس از تولد روی پلههای یک کلیسای محلی رها شده بود و برخی دیگر میگویند او در میان خوکها بزرگ شده و ماده خوکی به او شیر داده است . البته این ادعا شایعهای بیاساس بیش نیست .
در واقع سرهنگ گونسالو پیثارو ، پدر فرانسیسکو ، افسر ارتش بود. سربازانش او را به سبب رشادتهایش در نبرد با ایتالیاییها « رومن » و به سبب قامت رشیدش « بلند » مینامیدند . مادر وی ، خدمتکار بود و پدر و مادرش هر کدام تعدادی برادر ناتنی به فرانسیسکو ارزانی کردند . او هیچگاه به مدرسه نرفت و هرگز خواندن و نوشتن نیاموخت ، با این حال او به دنبال ماجرا ، هیجان و مهمتر از همه ثروت فراوان بود . کتاب « پیثارو » مجلدی دیگر از مجموعه شخصیتهای تأثیرگذار دوره رنسانس است که در ١١٠ صفحه راهی بازار نشر شده است .
شخصیت باستان … رامسس دوم
« فرانسیسکو پیثارو » در تروخیوی اسپانیا شهری با قدمتی بیش از دو هزار سال به دنیا آمد . این شهر یکی از همان دژهای قرون وسطایی بود که بر فراز تپهای بنا شده بود و دیوارهای بلندی از سنگ خارا داشت که از شهر حفاظت میکرد . ثبت تولد ، مرگ و ازدواج در کلیسا ، دادگاه یا در خانواده و یا بر جلد کتاب مقدس در آن روزگار کاری رایج بود ، اما هیچ سند ثبت شدهای از تولد فرانسیسکو پیثارو به دست نیامده است . تاریخ واقعی تولد او برای مورخان همچنان یک راز است .
اما آنها بر این باورند که او بین سالهای ١٤٧١ و ١٤٧٥ به دنیا آمده است. برخی از مورخان ادعا میکنند او پس از تولد روی پلههای یک کلیسای محلی رها شده بود و برخی دیگر میگویند او در میان خوکها بزرگ شده و ماده خوکی به او شیر داده است . البته این ادعا شایعهای بیاساس بیش نیست .
در واقع سرهنگ گونسالو پیثارو ، پدر فرانسیسکو ، افسر ارتش بود. سربازانش او را به سبب رشادتهایش در نبرد با ایتالیاییها « رومن » و به سبب قامت رشیدش « بلند » مینامیدند . مادر وی ، خدمتکار بود و پدر و مادرش هر کدام تعدادی برادر ناتنی به فرانسیسکو ارزانی کردند . او هیچگاه به مدرسه نرفت و هرگز خواندن و نوشتن نیاموخت ، با این حال او به دنبال ماجرا ، هیجان و مهمتر از همه ثروت فراوان بود . کتاب « پیثارو » مجلدی دیگر از مجموعه شخصیتهای تأثیرگذار دوره رنسانس است که در ١١٠ صفحه راهی بازار نشر شده است .