آشنایی با سارتر
آشنايي با فيلسوفان مجموعهاي از زندگينامههاي فيلسوفان مشهور است كه براي گشودن باب آشنايي با انديشهها و ديدگاههاي آنان مدخل مناسب و مغتنمي به نظر ميرسد.در هر كتاب گذشته از ارائهي اطلاعات زندگينامهاي، افكار هر فيلسوف در رابطه لا تاريخ فلسفه به طور كلي و نيز در رابطه با جريان و تحولات فكري و اجتماعي و فرهنگي عصر او بازگو ميشود و بدون ورود به جزئيات نظريات و عقايد او، مهمترين نكتههاي آنها با بياني ساده و روشن و در عين حال موثق و سنجيده ارائه ميشود. اساس كار در اين كتابها سادگي و اختصار بوده است تا جوانان و نيز همهي خوانندگان علاقهمندي كه از پيش مطالعهي فلسفي زيادي نداشتهاند بتوانند به آساني از آنها بهره بگيرند و چه بسا همين صفحات اندك انگيزهي پيجويي بيشتر و دنبال كردن مطالعه و پژوهش در اين زمينه شود.
گفتار در روش
چاپ حاضر بر اساس نسخهاي از گفتار در روش آماده شده كه انتشارات فلسفي وٍرن آنرا در شمار «مجموعه متون فلسفي» خود به همراه مقدمه و حواشي اتين ژيلسون منتشر كرده است. ويژگي اين چاپ، مقدمه موجز اما پر مغز و نيز حواشي مفصل و موشكافانه اتين ژيلسون است؛ اما امتياز اصلي از آنٍ حواشي است. حجم حواشي تقريبا برابر است با حجم متن اصلي و ژيلسون، از خلال آنها، كوشيده است تا بند به بند متن را بگشايد و معنا و جهتگيري اصلي گفتار را آشكار كند.
ترجمه محمدعلي فروغي از گفتار در روش تاكنون بارها و بارها به چاپ رسيده است. بيترديد در اين اقبال تاريخي، نثر استوار فروغي بسيار مؤثر بوده است: سبك نگارش فروغي بيش از هر نحو نگارش ديگر، و بهتر از هر جاي ديگر، به قامت اين كتاب نشسته است؛ زيرا اين گفتار، چنانكه دكارت گفته است، «سرگذشت» روحاني او است و نگارش فروغي مناسبت تام با اين «سرگذشتنويسي» دارد.
هنر زنده ماندن
چنين كسي نه نياز دارد كه عبوس باشد و نه تباه و در شكسته بلكه فقط نبايد زاهد و سانياسي گوشه نشين باشد. او با استخوانهاي پرتوان بر زمين استوار مي ايستد او با تمام قدرت به زندگي آري مي گويد او با شجاعت زيستن تمام رنج ها و مرارت هاي زندگي را به جان ميخرد و فلسفهاش وي را تا بدانجا كشانده كه مرگ را بيتفاوتي سوار بر بالهاي زمان چون نمودي دروغين و شبحي ناتوان در نزديكي خود مينگرد شبحي كه نميتواند هيچ چيزي را به هراس افكند زيرا فرد يادشده نيك ميداند كه فقط اكنون در هيات لحظه حاضر براي او هستي دارد...
هنر حفظ آبرو
موضوع اين کتاب، احترام و آبروست: مفهومي در بادي امر بسيار عيني و به ظاهر روشن که بهنظر ميرسد در زير مجموعهي اخلاق همگاني، اصول زندگي و رفتارشناسي فردي و اجتماعي جاي ميگيرد، تا ذيل يکي از مقولات فلسفي. اما چون نيک بنگريم، در مييابيم که تعريف دقيق آن نه تنها به آن سادگي که ميپنداريم نيست، بلکه هم مسئلهآفرين است و هم شناخت دقيق مرز آن با مفاهيم مشابه يا حتي مترادف خود آن مفهوم، در يک زبان و فرهنگ چه مايه دشوار است.
آبرو يا احترام مفهومي بسيار گسترده است و در پيوند با سنتهاي جامعه، و تعامل فرد با خود و ديگري و جامعه، در نهايت، با جوامع و ملل ديگر، معنا مييابد. اين مفهوم در زبان فارسي هم مانند زبان آلماني مترادفات زيادي- شايد حتي بيشتر از زبان آلماني- دارد، از قبيل پاس، حرمت، اعتبار، اکرام، بزرگداشت، تکريم، اعزاز، ارج، ملاحظه و...
نیچه تن هنر شناخت
در ستایش سیاست (در گفتگوی اد لانسلن)
ماکياوللي سياست را هنر عالي دروغ دانسته است. سياست را اما بايد چيز ديگري دانست: توان يک جامعه در به دست گرفتن سرنوشت خود، در ابداع نظمي عادلانه و در التزام به خير همگاني.
نزد آلن بديو، سياست با کلبيمسلکي و حتي با عملگرايي بينسبت است. سياست، به دور از اينکه به تمشيت امور عمومي تقليل يابد، جستجوي همگاني عدالت و حقيقت است.
زبانشناسی سوسور ساختارگرایی و پدیدارشناسی (دوره زبانشناسی عمومی پس از 1 قرن)
اين راهنما که مخاطبي بينارشتهاي را در نظر دارد بازتابي است از تحولات اخير مرتبط با وجاهت و ميراث دوره زبانشناسي عمومي (1916). کتاب رابطه ميان مطالب دوره با منابع دستاول خود سوسور را که بعضا تا همين اواخر در دسترس نبودهاند بهصورت انتقادي بررسي ميکند. توجه ويژهاي به جفتهاي تقابلي ميشود: دال و مدلول، لانگ (نظام زبان) و پارول (گفتار)، همزماني و درزماني؛ مواردي که نشان مهر ساختارگرايي در سرتاسر علوم انساني شدهاند. اين کتاب بر ميراث سوسور در ساختارگرايي (و پساساختارگرايي) از يک سو و پديدارشناسي از سوي ديگر دو سنت فلسفي اصلي قرن بيستم پرتو ميافکند و شاهدي است بر آنکه زبانشناسي سوسوري امروز در دهه سوم قرن 21 همچنان مطرح است. خواننده مختار است کتاب را بهتنهايي يا به همراه دوره مطالعه کند. بئاتا استاوارسکا استاد گروه فلسفهي دانشگاه اورگن امريکا و مؤلف اين کتاب با استناد به مدارکي که بعضي از آنها بهتازگي کشف شدهاند، نشان ميدهد که کتابي که پس از مرگ سوسور به نام او به چاپ رسيده در واقع تا چه حد با منويات او متفاوت است.
تردید
نسبينگري راديكال فقط در اين خلاصه نميشود كه بپذيرم هرگز نخواهم توانست تجربه؛ جهان؛ فرهنگ و ديدگاه ديگري را بشناسم. حتي اين هم نيست كه باور كنم حقيقت براي من و ديگري امر واحدي نيست؛ و حكم يكسان عقل بر ما جاري نميشود. نسبينگري راديكال اين است كه حتي در حق خودم نيز ندانم حقيقت كدامست؛ و نتوانم دريابم كه من با حقيقت بازي ميكنم يا حقيقت با من.