معرفی کتاب مروری بر نظریههای زیبایی (در زیباشناسی تجربی و علوم شناختی)
شاید چنین بنماید که فلسفهی هنر یا زیباییشناسی فلسفی باید به مبحث زیبایی بپردازد، ولی درهمتنیدگی نقش زیبایی با گزینشهای فردی و تعاملات اجتماعی دانشمندان علومشناختی را واداشته است تا به کشف چگونگی ادراک زیبایی و مؤلفههای اصلی آن همت گمارند. در کتاب حاضر، دکتر صالح طباطبایی، دانشآموختهی علوم شناختی، به مرور انتقادی مهمترین نظریههای زیبایی در زیباییشناسی تجربی و علوم شناختی پرداخته است. کتاب با زیباییشناسی تجربی فخنر آغاز میشود، سپس به «نظریهی پتانسیل برانگیختگی» برلاین، کاربرد «نظریهی اطلاعات» در زیباییشناسی، زیباییشناسی گشتالتی، نظریهی شناختی «پسند سرنمونی» مارتین دیل، نظریهی شناختی «سهولت پردازش» رِبِر، انگارهی شناختی «پردازش اطلاعات چندمرحلهای» لِدِر، «نظریهی الگوریتمی زیبایی» اشمیدهوبر و سرانجام «زیباییشناسی عصبشناختی» (Neuroaesthetics) میپردازد. پیوست تکمیلی کتاب دربارهی «نظریهی تناسبات» ابنهیثم در ادراک زیبایی است. این همان نظریهای است که هنرپژوهان عصر رنسانس، چون لورنتسو گیبرتی، لئونه باتیستا آلبرتی و لئوناردو داوینچی، از آن وام گرفتند.
مروری بر نظریههای زیبایی (در زیباشناسی تجربی و علوم شناختی) - انتشارات نی
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
○ دارم خاطره مینویسم، شرح حال. مدرکی که نشون بده وسط این همه جنون یه نفر بود که محکم چنگ زد به حقیقت. من میتونم ببینم آینده چه شکلیه. آیندهای بدون حزب. مردم آزادن حرف بزنن و فکر کنن. همهچی تغییر میکنه. باید تغییر کنه.
ص ۵۲
۱۹۸۴ (۲۳) (نمایشنامه) - انتشارات نی
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
○ انسان فقط هنگامی میتواند حقیقتاً خودش باشد که ماسک به چهره زده باشد، زیرا فقط در این حالت احساس راحتی میکند و تظاهر را کنار میگذارد. به تعبیری بسیار واقعی، این چهرهی برهنه است که ماسک است. برعکس، فقط با زدن ماسک امکان افشای حقیقی وجود دارد.ص ۱۲۵
کتاب حاضر تلاشی است در جهت روشنکردن خط سیر اندیشههای افلاطون و ارسطو دربارهی زیبایی و هنر، با ابتناء بر آثار اصلی آنها. تلاش نگارنده این است که خواننده، علاوه بر آشنایی با این آثار، با دیدگاههای این دو فیلسوف بزرگ دربارهی زیبایی و هنر و نتایج و پیامدهای اندیشهی آنان نیز آشنا شود. این پژوهش معلوم خواهد داشت که چگونه زیبایی، که نزد افلاطون شأنی متافیزیکی دارد، در ارسطو از عالم مثال به عالم واقع فرود میآید و بهنحو استقلالی در اشیاء و امور زیبا، از جمله آثار هنری، جای میگیرد و هنر نیز ذیل حکمت درآمده و در خدمت بهبود اوضاع زندگی فردی و جمعی مردمان قرار میگیرد. این تغییر البته از تغییرات کلی در مبانی اندیشهی این دو فیلسوف نشأت میگیرد. اگرچه عناصر اصلی زیباییشناسی یونانی، یعنی تناسب و تقارن و اعتدال، نزد هردوی این فیلسوفانِ بزرگ جایگاه خود را حفظ کرده و نیز غایتِ کلیِ فلسفهی هردوی این اندیشمندان معطوف به «خیر» است. مبنای کار در بررسی آراء افلاطون رسالههای «هیپیاس بزرگ»، «مهمانی»، «فایدروس»، «ایون»، «سوفیست»، کتابهای دوم و سوم و دهم جمهوری، و قوانین، و در ارسطو بوطیقا و کتاب هشتم سیاست بوده، هرچند به تناسبِ موضوعِ مورد بحث، سایر آثار مرتبط نیز مدنظر قرار گرفته است.
تیا دِنورا، استاد دانشگاه اکستر، بیگمان مهمترین چهرهی آکادمیک در حوزهی جامعهشناسی موسیقی در دهههای اخیر است که با پژوهشهای متنوع و بینرشتهای خویش سهم بسزایی در احیای این رشته داشته است. پس از آدورنوکوششی است در جهت تدوین برنامهای پژوهشی برای جامعهشناسی موسیقی تا به کمک آن بتوان سهم موسیقی را بر صورتبندی ساحتهای مختلف جامعه بررسی کرد. به همین منظور، دِنورا در کتاب حاضر، با بهرهگیری از میراث فکری آدورنو و همزمان نقد آنها، تفسیر تازهای از این حوزهی پژوهشی ارائه میدهد، و در این راه از میراث فکری صاحبنظرانی همچون هوارد بکر، لیدیا گر، کریستوفر اسمال، اروینگ گافمن، برونو لاتور بهره میبرد تا به جای نظریهپردازیهای کلان و غیرواقعی موسیقی را «در عمل» و در بطن موقعیتهای اجتماعی بررسی کند. ماحصل کار او به پژوهشگران یاری میرساند تا قدرت موسیقی را در گسترههای اجتماعی بسیار متنوع و حتی به صورت بینرشتهای تحلیل نمایند.
رویکرد محوری فلسفهی هنر تبیین منشأ زیستشناختی هنر در مقایسه با مبدأ فرهنگی آن است. پدیدهی هنر به دستاوردهای فرهنگ غربی محدود نمیشود و از دستساختههای گوناگون چنین برمیآید که هنرِ سایر فرهنگها نیز غنای چشمگیری دارد و شایستهی تأمل فلسفی است. گرچه پیدایش مفهوم مدرن هنر به اروپای قرن هجدهم بازمیگردد، سنتهای هنری دیگری نیز در جهان وجود دارند که ارزشیابی و ارجشناسی آثار آنها مستلزم آگاهی از اندیشههای بنیادی این سنتهاست. افزون بر این، جایگاه برجستهی هنر در فلسفهی معاصر مبیّن ضرورت آشنایی با مسائل محوری فلسفهی هنر است. نویسنده در این کتاب با ایضاح پیچیدگیهای مسائلی مانند تعریف هنر، هستیشناسی هنر، شیوههای متنوع تفسیر اثر هنری، مفهوم بازنمایی، و بیانگری عاطفی میکوشد با استناد به آرای فیلسوفان برجستهی هنر، ابعاد گوناگون هریک از آنها را به بحث بگذارد. نحوهی وجودی منحصربهفرد هریک از هنرها موضوع جالب و جدیدی است که فصلی مجزا دربارهی هستیشناسی رسانههای مختلف هنری به آن اختصاص یافته است. بازنمایی و بیانگری هم از قدیمترین موضوعات فلسفهی هنرند که گرچه ریشههایشان به یونان باستان بازمیگردد، فیلسوفان معاصر همچنان به آنها توجه دارند. شرح روشن همهی این مسائل و مباحث، کتاب فلسفهی هنر را به راهنمایی مفید برای هنرمندان و هنردوستان و هنرپژوهان مبدل کرده است.