قزاق ها
در بخشی از کتاب قزاقها میخوانیم
چنین کاری با دختر وحشتناک بود، جنایت بود. از آن بدتر این بود که به یک بانو، به زن دمیتری آندرهایچ النین تبدیلش کنی، مثل زن قزاقی که با افسر ما ازدواج کرده است. اگر خودم میتوانستم قزاق شوم و با لوکاشکا گله بدزدم، چیخیر بخورم، ترانه بخوانم، مردم را بکشم و شبانه مست و لایعقل پشت پنجرهاش بروم، بیآنکه فکر کنم کی هستم و چرا این کار را میکنم، قضیه فرق میکرد. آن وقت میتوانستیم یکدیگر را بفهمیم، من هم میتوانستم احساس خوشبختی کنم. من سعی کردم این زندگی را ترک کنم و شدیداً احساس ضعف و شکست کردم. نتوانستم خودم و گذشتهی پیچیده، ناهماهنگ و زشتم را فراموش کنم. هیچ امیدی به آیندهام ندارم. هر روز این کوههای پُربرف و این زن خوشبخت و باوقار را در مقابل خود میبینم، و احساس میکنم این زن که یگانه امکان خوشبختی در این جهان است، به من تعلق ندارد. وحشتناکترین و شیرینترین چیز، در شرایطی که من هستم، این است که احساس میکنم او را میفهمم، اما او هرگز مرا درک نمیکند. درکم نمیکند نه برای اینکه از من پایینتر است، برعکس، او نمیخواهد مرا درک کند. او خوشبخت است، مثل طبیعت، منظم و آرام است و سرش توی کار خودش است. اما من موجودی فاسد و ضعیفم که میخواهم او احساس و رنج مرا درک کند. شبها نمیخوابیدم، بدون هیچ هدفی پشت پنجرهی اتاقش میایستادم و حساب بلایی را که به سرم میآمد نمیکردم. هجدهم همین ماه گروهانمان به مأموریت رفت. سه روز را بیرون از دهکده گذراندم. دلم گرفته بود و به همهچیز بیتفاوت بودم. خواندن ترانه، بازی ورق، نوشخواری، و حرف زدن از ترفیع بیشتر از همیشه برایم نفرتآور بودند. امروز به خانه برگشتم و ماریانا، خانهام، عمویروشکا، و کوههای پر از برف را از ایوان دیدم، و این احساس خوشحالی تازه و نیرومند برایم کافی بود تا همهچیز را بفهمم.قدرت و جلال
بخشی از کتاب قدرت و جلال
«زن میانسالی در ایوان نشسته و سرگرم رفو کردن جورابی بود. عینک پنسی به چشم داشت و کفشهایش را برای راحتی بیشتر از پا کنده بود. آقای لهر، برادر او، مشغول مطالعهٔ مجلهٔ نیویورکی سه هفته پیش بود، اما کهنه بودن آن واقعاً اهمیت نداشت. همهٔ صحنهها حکایت از صلح و صفا و آرامش میکرد. دوشیزه لهر گفت: «هر وقت آب خواستید، خودتان بریزید، بخورید.» در گوشهٔ خنکی کوزهٔ بزرگ آبی قرار داشت و یک آبگردان و لیوان هم در کنارش کشیش پرسید: «مگر آب را نمیجوشانید؟» دوشیزه لهر با لحنی دقیق و خودنمایانه، چنانکه انگار اگر کس دیگری چنین سؤالی میکرد جوابش را نمیداد، گفت: «آه، نه، آب ما تازه و سالم است.» برادرش گفت: «بهترین آب این ایالت است.» صفحههای براق مجله که در موقع ورق زدن خشوخش صدا میکرد پر از عکسهای سناتورها و اعضای کنگره بود با غبغبهای گوشتالو و ازتهتراشیده. در آن سوی پرچین باغ، علفزاری گسترده بود که بهنرمی به سوی رشتهکوه دیگری موج برمیداشت، و درخت لالهواری بود که هر روز صبح به گل مینشست و شامگاهان گلهایش پژمرده میشد. دوشیزه لهر گفت: «مسلماً روزبهروز حالتان بهتر میشود، پدر.» خواهر و برادر هر دو، تا اندازهای انگلیسی را توی گلویشان حرف میزدند و کمی لهجهٔ امریکایی داشتند آقای لهر آلمان را وقتی نوجوان بود ترک گفته بود تا از خدمت سربازی فرار کند: چهرهای مرموز و خطخطی و جاهطلب داشت. اگر کسی میخواست در این کشور به جاه و مقام برسد، ناچار بود حیلهگر و موذی باشد و او هم دست به هر ترفندی میزد تا زندگی خوبی داشته باشد. آقای لهر گفت: «ای بابا، ایشان فقط به چند روز استراحت احتیاج داشتند.» به هیچوجه دربارهٔ این مرد که مباشرش او را سه روز پیش در حالت اغما پیدا کرده و روی قاطری به خانه آورده بود کنجکاوی نشان نمیداد. هر چه دربارهاش میدانست همان بود که خود کشیش به او گفته بود. این هم درس دیگری بود که این کشور به آدم میآموخت هرگز از کسی زیاد سؤال نکن یا سعی کن سرت توی کار خودت باشد.فارسی عمومی: برگزیده متون ادبی طی پانزده فصل، شیوه نگارش فارسی، مباحث ادبی طی پانزده ف
معرفی کتاب فارسی عمومی اثر حسن ذوالفقاری
کتاب "فارسی عمومی" اثری است از دکتر "حسن ذوالفقاری" که شامل "برگزیده ی متون فارسی و آیین نگارشی" می باشد.
این اثر از چهارده فصل عمده تشکیل شده که گلچینی از متون ارزشمند ادبیات فارسی را به خواننده ارائه می کند. در هر فصل درآمدی بر ادبیات مدنظر توسط برخی از بزرگترین ادیبان و صاحب نظران فارسی زبان ارائه می شود و خواننده را در آشنایی با ادبیات مربوطه راهنمایی می کند.
در فصل نخست کتاب "فارسی عمومی" از دکتر "حسن ذوالفقاری"، ادبیات حماسی با داستان های زال زر و آرش کمان گیر بررسی می شود و فصل دوم ادبیات غنایی را در پرتوی آثار برخی از بزرگ ترین شاعران فارسی زبان به تصویر می کشد.
فصل چهارم با عنوان ادبیات نمایشی، سه اثر بزرگ "جعفرخان از فرنگ برگشته"، "چشم در برابر چشم" و "کمال الملک" را معرفی می کند و در فصل پنجم که ادبیات داستانی نام دارد، برخی از زیباترین و به یادماندنی ترین قصه های ادبیات فارسی معرفی شده اند.
آنچه در فصل ششم تا سیزدهم کتاب "فارسی عمومی" در اختیار مخاطبان قرار گرفته، پرداختن به ادبیات عرفانی، معاصر، انتقادی، ترجمه، توصیفی، بین المللی و عامیانه است که برای هر کدام نمونه های درخشانی از بهترین آثار ادبی ذکر شده است؛ آثاری که برخی از شهرت بسیار بالایی برخوردار هستند برخی به رغم کمتر شناخته شدن، کیفیت فوق العاده ای را به مخاطب عرضه می کنند.
در فصل چهاردهم کتاب "فارسی عمومی" از دکتر "حسن ذوالفقاری"، آیین نگارش مورد بررسی قرار گرفته و اثر با فهرستی از منابع و مآخذ که می تواند برای مطالعه ی بیشتر خوانندگان مورد استفاده قرار گیرد، به اتمام می رسد.
کتاب مجموعه آثار صادق هدایت
معرفی کتاب مجموعه آثار صادق هدایت
هنوز که هنوز است سایه صادق هدایت به نحوی بر داستان ایرانی سنگینی میکند.توجه هدایت به فرهنگ و زبان روزمره ایرانی از یک سو و جستجوی ذهنی او در فلسفه های مهم مانند اگزیستانسیالیسم از سوی دیگر او را نویسنده ای منحصر به فرد میکند و این مساله حتی در نگاه عموم ایرانی ها نیز صادق است.هدایت از با نگاهی تلخ از نیستی سخن میگوید هر کسی آثار او را میخواند برایش این سوال پیش می آید که او چه کسی است؟
و به راستی او در چه دنیایی زیست میکرد؟ و در فکرش چه میگذشت؟برای پاسخی دقیق به این سوالات آنهم در برابر ذهن شخصیتی مانند صادق هدایت نیاز است تا آثار این نویسنده مهم خوانده شود.مدتهای زیادی بود که آثار متعدد هدایت به صورت پراکنده بود و اگر کسی نیاز به خواندن داستانی از این هنرمند داشت نیازداشت به جستجوی آن داستان به صورت مجزا بپردازد.
علاوه بر این اگر کسی اثری از هدایت را بخواند بی تردید مایل است آثار دیگر آن را بخواند و کم نیستند افرادی که بسیار تمایل دارند همه آثار صادق هدایت را تماما بخوانند.مجموعه ده جلدی آثار صادق هدایت در بر دارنده آثار تالیفی و ترجمه اوست.این مجموعه توسط نشر جامه دران در 10 جلد و در 1955 صفحه گردآوری شده است و شامل عناوینی چون:دیوارزند و هومن یسنزنده بگورسگ ولگردسه قطره خونفوائد گیاهخواریگروه محکومینمسخنوشته های پراکندهوغ وغ ساهاب
کتاب دیوان جامی
معرفی کتاب دیوان جامی
“دیوان جامی” اثری است ماندگار از “نورالدین عبدالرحمن جامی” که در نسخه ی پیش رو، مقدمه و تصحیح آن توسط “محمد روشن” صورت گرفته است. “دیوان جامی” متشکل از سه بخش تحت عنوان های “فاتحة الشباب”، “واسطة العقد” و “خاتمة الحیاة” می باشد که در بخش نخست، قصیده ها، ترجیعات و ترکیبات، مثنوی ها و غزل ها قرار گرفته اند؛ بخش دوم مشتمل بر قصیده، غزل، مقطع، رباعی و معمیات “جامی” است و بخش انتهایی نیز از همین موارد به علاوه ی یک مثنوی برخوردار است.
“نورالدین عبدالرحمن جامی” از شعرای لطیف اندیش قرن نهم است که شور عشق و شباب در غزلیاتش، نصایح پندآموز در قصایدش و نکته های دلچسب عارفانه در رباعیاتش به چشم می خورد. تسلط او در انواع سبک های شعری نظیر قطعه، ترجیع بند، معما و ترکیب بند، در نوع خود مثال زدنی است و به راستی می توان “جامی” را نابغه ی شعر قرن نهم معرفی نمود.
اشعار موجود در “دیوان جامی” هر کدام به دوره ی مشخصی از زندگی شاعر اختصاص دارند و خواننده با مطالعه ی سرتاسری “دیوان جامی”، متوجه این امر خواهد شد. “فاتحة الشباب”، “واسطة العقد” و “خاتمة الحیاة” هر سه به لحاظ مضمون و کار شاعری، دارای اشعار برجسته ای هستند اما بخش نخست به لحاظ حجم و محتوا، ارزش قلم “جامی” را بیش از همه به رخ می کشد.
اشعاری که در این بخش آمده، گستره ی وسیعی از موضوعات را شامل می شود که عشق به زندگی و مسائل فلسفی و اخلاقی در آن از اهمیت بیشتری برخوردار است. در دو بخش دیگر نیز شاهد وسعت قلم “جامی” در شرح و بسط نکات عارفانه و صوفیانه هستیم و در مجموع این سه بخش، “دیوان جامی” را به یکی از بهترین نمونه های ادبی در شعر فارسی تبدیل نموده اند.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کتاب حافظ به گفته حافظ- یک شناخت منطقی استعلامی
معرفی کتاب حافظ به گفته حافظ- یک شناخت منطقی استعلامی
خواجه شمس الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ – ۷۶۹ هجری شمسی)، معروف به لسان الغیب و ترجمان الاسرار، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش تر شعرهای او غزل هستند که به غزلیات حافظ شهرت دارند.
گرایش حافظ به شیوهٔ سخن پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است. او از مهم ترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می شود.
در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان های اروپایی ترجمه شد و نام او به گونه ای به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. کتاب حافظ به گفته حافظ، یک شناخت منطقی بخشی از یادداشت نویسنده است که می تواندفهم ابیات حافظ را برای علاقه مندان زیبا تر کند.
نویسنده خود درباره تالیف این اثر می گوید:« یک سال پیش، به پیشنهاد تنی چند از دوستان صاحبدل و صاحب نظر، به عهده گرفتم که کتابی فشرده و قابل استفاده برای همه و همراه با واقع نگری درباره حافظ بنویسیم. پیش از آن در (درس حافظ) تمام غزل های حفظ را به زبانی ساده درس داده، و با چهار مقدمه کلیدی یک زیر ساخت ذهنی برای فهم کلام حافظ فراهم کرده بودم.
اما درس حافظ با حجمی بیش از هزارو سیصد صفحه، بیشتر به صورت یک مرجع، می توانست در کنار دست دانشجویان و مدرسان دیوان حافظ قرار گیرد و همه دوستداران حافظ فرصت خواندن تمام آن را نداشتند.
.
.
.
مجموعه آثار احمد شاملو دفتر یکم
معرفی کتاب مجموعه آثار احمد شاملو دفتر یکم
از میان آثار احمد شاملو، شاید اشعارش بیش از هر اثر دیگری که از او به جا مانده بتوانند این شاعر بزرگ را به جهان معرفی کنند. چرا که شاملو چون دیگر شاعران تنها شعر نگفت؛ او قالبی نوین در عرصه شعر پارسی ایجاد کرد و آن را شعر سپید نام نهاد.
در این آفرینش اما ملاقات شاملو با نیما یوشیج پدر شعر نوی پارسی بی تاثیر نبود. آشنایی او با نیما باعث شد تا در دهه ی بیست شاملو ابتدا به شعر نیمایی رو بیاورد.
اما شعر او نیز همچون روح سرکشش، پرنده ای بی پروا بود که در قید و قفس وزن های شعری نمی گنجید؛ بنابراین نخستین بار در شعر تا شکوفه ی سرخ یک پیراهن، قالب وزن را بدرود گفت و قصری جدید در سرزمین شعر معاصر ایران بنا نهاد. امااز آغاز کار شاعری او می توان به دفتر آهنگ های فراموش شده اشاره کرد که تنها دفتر شعر به جا مانده از شاملو با شکلی سنتی و دارای وزن است.
پس از آن با انتشار قطع نامه و هوای تازه، وی خود را به عنوان شاعری با حرف های نو و زبانی آتشین معرفی می کند. اما این فرزند چموش شعر فارسی به پیشروی هایش ادامه می دهد و دفاتر شعری با مضامین اجتماعی و سیاسی و با لحن کوبنده و حماسی می آفریند که هنوز هم روح جنگنده ی او را در این اشعار، زنده می بینیم.
از مجموعه آثار شاملو، دفتر یکم اختصاص به اشعار او داشته و شامل هفده دفتر از دفاتر شعر او محسوب می شود. این گنجینه ی غنی را انتشارات نگاه برای علاقمندان به شعر الف.
بامداد منتشر نموده است.