کند و کاوی آسیب شناسانه در نظام انتخابات
ديوانه هاي فوتبال
معرفی کتاب دیوانههای فوتبال
کتاب دیوانههای فوتبال به قلم دومینیک آتون و دنی دایر، داستانهایی تکان دهنده از سرسختترین هواداران فوتبال دنیا را روایت میکند. وقت آن است که نگاهتان را به سمت سرسختترین تشکیلات فوتبالی ببرید. دومینیک آتون (Dominic Utton) و دنی دایر (Danny Dyer) تشکیلات هواداران بیرحم، وحشتناک و پُرشور فوتبال جهان را به رشته تحریر در آوردهاند. آنها در کتاب دیوانههای فوتبال (The real football factories) دید شما را نسبت به سرسختترین و سازمان یافتهترین تشکیلات طرفداران و تماشاگران فوتبال تغییر داده و از تجربیاتشان هنگام دیدار دستههایی از انسانهای شرور و رهبران تشکیلات سخن میگویند. نویسندگان این کتاب همراه با گروه کوچکشان به بیش از 7 کشور دنیا سفر کردهاند و در میان هوادارن وحشتناک فوتبال وقت گذراندهاند، با بعضی درگیر شدهاند، از بعضیها کتک خوردهاند و گاهی از ترس جانشان فرار کردهاند. قصد آنها از این سفر تهیه سریالی درباره هوادارن فوتبال بود اما یا اجازه فیلمبرداری در همه مکانها را نداشتند و یا تصاویری که گرفته بودند مناسب نبود. در واقع این کتاب نسخهٔ تدوین نشدۀ ماجراهای سفر این دو نویسنده است. سریالی که آنها ساختند در داخل و خارج از بریتانیا روی آنتن رفت تا اینکه دومینیک آتون، روزنامهنگار برجستهی بریتانیایی، این مجموعه را روی کاغذ آورد و در سال 2019 آن را منتشر کرد. کرواسی، صربستان، لهستان، هلند، برزیل، آرژانتین، روسیه، ترکیه و ایتالیا نه کشوری هستند که در این کتاب تشکیلات هواداری تیمهای فوتبالشان معرفی شدهاند. نویسندگان این کتاب داستان سفرهای خود را اینگونه بازگو میکنند: کار ما درست مثل یک گردباد واقعی بود. طی نود روز از نُه کشور گذشتیم، با تشکیلات هواداری فوتبال در آن کشورها آشنا شدیم و شنیدیم چگونه از جوانانی که دستورات رهبران آن تشکیلات را بیچونوچرا اجرا میکنند، بهرهکشی میشود. در هلند، از ترس جانمان فرار را بر قرار ترجیح دادیم و در گالاتاسرای ترکیه از برابر دوربینهای پلیس متواری شدیم. به صربستان رفتیم تا با سران تشکیلاتی از هولیگانها که متهم به جنایات جنگی شده بودند از نزدیک ملاقات کنیم و زمانی که در برزیل همراه با یکی از تشکیلات هواداری به سفری برای دیدن مسابقهی تیم آنها میرفتیم، شیشهی اتوبوسمان در اثر تیراندازی هواداران دیوانهی تیم حریف خُرد شد. در بخشی از کتاب دیوانههای فوتبال میخوانیم: آنها در سال 1974 با ارتش یوگسلاوی درگیر شدند. صدها نفر از سربازانی که به اسپلیت سفر کرده بودند تا ستاره سرخ را تشویق کنند، مورد هجوم اعضای دوآتشهی تورسیدا قرار گرفتند. محلیها به سرعت بر همتایان نظامیشان غلبه کردند و بر آنها چیره شدند. البته این اتفاق به لطف یک ژنرال و تفنگش روی داد که دستور داد سربازها تا نفر آخرشان از استادیوم بیرون بروند. آن پیروزی به عنوان عامل رفتن تورسیدا به یک مرحلهی جدید عمل کرد. آنها پیش از این تاریخ به خاطر استقامتشان در جایگاههای استادیومها، پرچمها و پارچهنوشتههایشان، شعارها و ترانههای دمادم و پشتسرهمشان و هجومهای ترسناک به هواداران رقیبشان شناخته میشدند... ولی حالا در بیرون از استادیوم هم گردهمایی و اتحاد را آغاز کردند. بزرگان تورسیدا حتا زمانی هم که مسابقهای برگزار نمیشد، باهم ملاقات میکردند. کافههایی همچون کافه دوبدووینک به پادگان نیروهای تورسیدا تبدیل شد؛ درست کمی شبیه میخانههای طرفداران چلسی، یونایتد یا رنجرز در یک وقت ناهار یکشنبه... فقط با این تفاوت که بالکانها در هفت روز هفته آنجا جمع میشدند. ملاقاتهای نیمه رسمی برای ساختن ترانهها و شعارهای جدید، سازماندهی سفر برای بازیهای خارج از خانه، برنامهریزی برای غلبه بر تشکیلات هواداران تیمهای رقیب و پیدا کردن راههایی برای فریب دادن پلیس در آنجا برگزار میشد. آنها باید برای بازیهای خارج از خانه برنامهریزی میکردند؛ چرا که در زمان بازیهای خانگی، هیچ هواداری از تیمهای دیگر جرئت آمدن به اسپلیت را نداشت!جلال آل احمد و گذر از سنت به تجدد
دین اندیشان متجدد
کتاب حاضر، پژوهشی است دربارهی جریان روشنفکری دینی و چند چهرهی برجستهی آن که در چهار فصل به ترتیب گزارش و بررسی و ارزیابی اندیشههای "علی شریعتی"، "عبدالکریم سروش"، "محمد مجتهد شبستری" و "مصطفی ملکیان" در مقام شخصیتهای شاخص سیر تاریخی روشنفکری دینی آمده است. و در خاتمه بر اساس بررسیهای مذکور، تحلیلی دربارهی این جریان به دست داده شده است.
کتاب همچنین ضمیمهای دربارهی نسبت اندیشههای دکتر علی شریعتی و احمد فروید و سه پیوست در بررسی و نقد برخی آرا و افکار متفکران مذکور دارد. نگارنده خاطرنشان میسازد: "در روشنفکری دینی قطعا وجوه مثبتی داشته است از قبیل تحریک اندیشهی مردم علاقمند و ایجاد شور و شوق فکری در سطح جامعه، ترویج بحث روشمند و استدلالی، تلاش برای ایجاد دنیایی آبادتر و عادلانهتر و آزادتر ونقد چهارچوبها و ساختارهای صلب قدرت اجتماعی و سیاسی و بازکردن افق دینداری و سعی در عرضهی دین در طرازی برتر و صورتی عمیقتر.
هدف روشنفکران دینی حتی دکتر علی شریعتی ارایهی صورتی خردمندانه و محکمتر و مستدلتر از دین بوده است و تلاش برای رفع تعارضات دین و دنیای جدید و دور ساختن دین از بحرانهای گونهگون". وی معتقد است: "روشنفکری دینی در طول زمان بیشتر مشغول گشودن گرههایی بوده است که خود پیشتر آنها را زده است. مثلا دین برای دنیا پروژهی روشنفکری دینی بوده است و دین برای آخرت پروژهی روشنفکری دینی در زمانی دیگر گشودن گرهای است که با پروژهی اول ایجاد شده است... روشنفکر دینی خود را میراثدار انبیا معرفی میکرد و روشنفکری دینی است که این دعاوی را رد میکند و به همین ترتیب.
با این تصور گمان میکنم جریان خاصی که به نام روشنفکری دینی میشناسیم به پایان راه خود رسیده است... اما پایان روشنفکری دینی پایان دیناندیشی نه فقط به معنای عام که به معنای دیناندیشی متجددانه هم نیست. تا دین هست و تجدد هست دیناندیشی متجددانه هم به عنوان یکی از مهمترین شاخصههای دیناندیشی باقی خواهد ماند".