چهار مقالهای که در این کتاب میخوانید هریک بهنوعی مشکلات تاریخی توسعهی اقتصادی و سیاسی ایران را بررسی میکند. فقدان امنیت برای مالکیت خصوصی و در نتیجه عدم انباشت سرمایه در دست بخش خصوصی، انحصار ثروت و قدرت اقتصادی در دست حکومتها که خود به انحصار قدرت سیاسی میانجامید و سرعت و شدت تحولات سیاسی و اجتماعی که جامعه را از چهارچوب قانونی باثبات که لازمهی رشد و توسعهی اقتصادی است محروم میکرد، در دو مقاله اول بررسی میشود. تلاش برای استقرار قانون و نظم قانونی که به انقلاب مشروطه انجامید و علل ناکامیها و کمبودهای این جنبش مضمون مقالهی سوم است و در مقالهی چهارم که به معنایی دنبالهی مقاله سوم است شرحی از زندگی و آثار ملکالشعرای بهار میخوانیم که از کوشندگان راه مشروطه بود و انسانی فرهیخته و آزادیخواه و متجدد که میکوشید در فضای بسته و خطرخیز دیکتاتوری در عین وفادارماندن به آرمانهای خود از تندرویهای ویرانگر بپرهیزد و در محیطی که کمتر کسی هوادار اعتدال و خرد بود به اعتدالی خردمندانه برسد.
ایران جامعه کوتاه مدت (و سه مقاله دیگر) - انتشارات نی
معرفی کتاب نظریه روابط بینالملل برای سده بیستویکم
نظریهی روابط بینالملل در سالهای اخیر عرصهی بحث و جدل شدیدی بوده است. یک دهه پیش میشد این حوزهی مطالعاتی را به سه دیدگاه اصلی ـ واقعگرایی، لیبرالیسم و مارکسیسم ـ تقسیم کرد. امروزه نه تنها این رویکردها سمتوسوهای تازهای یافتهاند بلکه تعدادی دیدگاه تازه مانند زنباوری و برسازی هم به آنها پیوسته و با آنها به رقابت برخاستهاند.
نظریهی روابط بینالملل برای سدهی بیستویکم نخستین کتاب جامعی است که مروری بر تمامی مهمترین نظریههای روابط بینالملل دارد. این کتاب که به قلم گروهی بینالمللی از خبرگان این حوزهی مطالعاتی نوشته شده است هم رویکردهای سنتی مانند واقعگرایی و انترناسیونالیسم لیبرال و هم تحولات تازهای چون برسازی، پساساختارگرایی و پسااستعمارگرایی را دربرمیگیرد.
پوشش جامع نظریههای روابط بینالملل در این کتاب آن را هم برای مدرسان و دانشجویانی که خواهان مروری روزآمد بر تنوع سرشار کارهای نظریاند و هم برای خوانندگانی که پیشتر هیچ آشنایی با این موضوع نداشتهاند به متنی کمال مطلوب مبدل میسازد.
نظریه روابط بینالملل برای سده بیستویکم - انتشارات نی
معرفی کتاب زنان در روزگارشان (تاریخ فمینیسم در غرب)
بسیاری موج اول فمینیسم را در ارتباط با پیشرفتهای فکری و اقتصادی قرن نوزدهم، بهویژه لیبرالیسم و انقلاب صنعتی میدانند و بر این نظر تأکید دارند که انقلاب صنعتی با کشاندن کار به خارج از خانه و دادن اوقات فراغت به زنان طبقهٔ متوسط، فرصت عملی شدن آن ایده را فراهم کرد. در واقع با انقلاب صنعتی جنبش بورژوازی غرب استثمار نیروی کار زنان و دختران جوان را در پیش گرفت و کار سخت و طاقتفرسا در کارخانهها و کارگاهها را علاوه بر کار منزل به آنها تحمیل کرد. باید عجله کنیم، چون به خانه که میرسیم، کارمان تازه آغاز میشود؛ چیزهای زیادی ما را فرا میخوانند، کاش ده تا دست داشتیم و به کارشان میگرفتیم. کودک را با نهایت مراقبت میخوابانیم و همه چیز را برای آمدن تو آماده میکنیم: تو غذایت را میخوری و بیدرنگ به رختخواب میروی، و تا روز بعد تن و بدن خود را میآسایی. اما ما! افسوس! خواب خوشی نخواهیم داشت، چون کودک بیدار میشود و گریه سر میدهد، و روز بعد، با دمیدن سپیدهدم، باز وقت کار در مزرعه است. کتاب حاضر با رویکردی علمی تاریخ جنبش فمینیستی را به تفصیل باز میگوید و ریشههای کهن آن را بازمیکاود.
زنان در روزگارشان (تاریخ فمینیسم در غرب) - انتشارات نی
چهارمین ویراستِ کتاب درسی کلاسیک آنتونی گیدنز همانند ویراستهای قبلی آن در خاطر دانشجویان و استادان باقی خواهد ماند. در این کتاب گیدنز با مهارت کامل یکی از شرحهای مقدماتی معتبر رشتهٔ جامعهشناسی را با روایتی تازه و جذاب دربارهٔ تغییر اجتماعی در دنیای معاصر، که مفهوم جهانیسازی در کانون توجه آن است، درهم میآمیزد.
آنتونی گیدنز در این کتاب جوهرهٔ ایدههایی را در اختیار دانشجویان جدید قرار میدهد که دربارهٔ آنها با رهبران سیاسی جهان گفتوگو کرده است. این کتاب فراتر از کتابهای درسی است. گیدنز نشان میدهد که اگر بخواهیم به مسائل بزرگ جهانی که زندگیمان را تحتالشعاع قرار داده بپردازیم، شناخت جامعه تا چه حد ضروری است. نتیجهٔ خواندن کتاب مشارکت بیشتر و توانایی افزونتر برای برخورد با این مسائل است.
* * *
کتاب گزیدهٔ جامعهشناسی، شامل شش فصل از 21 فصل ترجمهٔ ویراست چهارم جامعهشناسی آنتونی گیدنز است.
دلیل انتشار این نسخه از کتاب تدریس فصلهای یادشده برای جامعهشناسی بهعنوان درس عمومی برخی از رشتههای درسی در دورهٔ کارشناسی است.
اسلاوُی ژیژک، این فیلسوف، منتقد فرهنگی و کوشندهی سیاسی، چارچوب مسحورکنندهی تازهای برای نگرش به نیروهای خشونت در جهان ما بهدست میدهد. وی با دستمایه قرار دادن تاریخ، فلسفه، کتابها، فیلمها، روانپزشکی لکان و لطیفهها به بررسی شیوههای فهم و بدفهمی خشونت میپردازد.
ژیژک با استفاده از بینش فرهنگی بیمانند خود تبیین تازهای از شورشهای سال ۲۰۰۵ پاریس ارائه میکند؛ در سهلگیری نسبت به خشونت که براساس انساندوستی انجام میشود تردید روا میدارد و به شکلی جسورانه به تأمل دربارهی تصویر قدرتمند و عزم جزم تروریستهای روزگار حاضر مینشیند.
به گفتهی ژیژک خشونت سه شکل دارد: کنشگرانه (جنایت، ارعاب)، کنشپذیرانه (نژادپرستی، نفرتپراکنی، تبعیض) و سیستمی (تأثیرات فاجعهبار نظامهای اقتصادی و سیاسی)؛ و غالباً یکی از شکلهای خشونت مانع از دیده شدن دیگر شکلهای آن میشود و بدین ترتیب مسائل پیچیدهای پدید میآید.
آیا پیدایش سرمایهداری و در واقع تمدن بیش از آن که جلوی خشونت را بگیرد سبب خشونت نمیشود؟ آیا مفهوم سادهی «همسایه» آبستن خشونت است؟ آیا ممکن است شکل مناسب اقدام بر ضد خشونت در زمانهٔ ما صرفاً تعمق و اندیشیدن باشد؟
ژیژک از این پرسشها و پرسشهای دیگری که به همین اندازه اندیشمندانه است آغاز میکند و در اثری که جایگاه او را بهعنوان یکی از پردانشترین و فتنهانگیزترین اندیشمندان دوران نو تحکیم خواهد کرد به بحث دربارهی خشونتِ سرشته شده در ذات جهانیشدن، سرمایهداری، بنیادگرایی، و زبان میپردازد.
ده سالی است که «گفتمان» واژهای مد روز شده است. آن را بیهدف و غالباً بیآنکه تعریف کنند در متنها و بحثهای علمی بهکار میگیرند. اکنون گفتمان به واژهای مبهم و گاه بیمعنا بدل شده است که حتی زمانی که آن را با دقت بهکار میبرند در هر بستری معنایی متفاوت دارد. اما در بسیاری از موارد منظور از «گفتمان» این است که زبان در چارچوب قالبهایی ساختاربندی شده و مردم به هنگام مشارکت در حوزههای مختلف حیات اجتماعی در گفتار خود از این قالبها تبعیت میکنند.
و در این جستوجو بهسرعت درخواهیم یافت که تحلیل گفتمان نه یک رویکرد واحد بلکه مجموعهای از رویکردهای میانرشتهای است که میتوان از آنها در انواع گوناگون مطالعهها و برای کندوکاو در قلمروهای مختلف اجتماعی استفاده کرد. در ضمن، هیچ اجماع روشنی دربارهی چیستی گفتمانها و نحوهی عملکرد و نحوهی تحلیل آنها وجود ندارد.
با پشت سر گذاشتهشدن مسلّمات ظاهراً آرامشبخش جنگ سرد، وجه مشخصهی پایان سدهی بیستم و پگاه سدهی بیستویکم را بحث و جدلهای تازه و دامنهدار دربارهي سرشت سیاست جهان تشکیل داده است. اکنون با مجموعهای گسترده از تصویرهای شورانگیز و گیرا روبهرو هستیم که هر یک مدعی بیان حق مطلب دربارهی گوهر و روح نظم بالندهی جهانی است ــ و معروفترینشان فرجام تاریخ فرانسیس فوکویاما و برخورد تمدنهای ساموئل هانتینگتون است.
تصویرهای متعارض از سیاست جهان از همین تصویرهای رقیبی آغاز میشود که بیشتر بحثهای عمومی و مباحثات رسانهها دربارهی سیاست جهان را رقم زده و بر شرایط بحث بر سر سیاستها تأثیر گذاشتهاند. تصویرهای ارائهشده از سوی فوکویاما و هانتینگتون و تصویرهای دیگری چون جهان بدون مرز، اقتدارگریزی آینده، دوران آیندهی منطقهگرایی و اسلام و غرب همگی نمایندهی فرضهای متفاوتی در این بارهاند که چه واحدها و نیروهایی در سیاست جهان اهمیت دارند، چه امکانهایی برای صلح و جنگ وجود دارد، و آیا جهان را باید یک یا دو یا چند پیکرهی سیاسی دانست. افزون بر این، هر یک از این تصویرها دارای شالودههای هنجاری متفاوتی هستند و پرسشهای اخلاقی مختلفی را دربارهی کانون متحول همبستگی، حقوق و مسئولیتها در جامعهی جهانی پیش میکشند.
فصلهای مختلف کتاب حاضر را که به قلم مجموعهای بهراستی بینالمللی از نویسندگان معتبر نوشته شده است میتوان مروری انتقادی بر سرشت و پیامدهای مباحثات محوری زمانهی ما و درآمدی بدیع بر بررسی روابط بینالملل در سدهی بیستویکم دانست.
گِرِگ فرای عضو و مدیر برنامهی بررسیهای مقطع کارشناسی ارشد روابط بینالملل در گروه روابط بینالملل دانشگاه ملی استرالیاست.
جاسینتا اُهیگن مدرس روابط بینالملل در گروه حکومت دانشگاه کویینزلند است و پیشتر محقق مدعو مرکز بررسیهای بینالمللی وابسته به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بوده است.
تاریخ فلسفهی سیاسی، علاوه بر اینکه به ما کمک میکند اصل و ریشهی خودمان را فهم کنیم، بصیرتی اساسی برای فهم دلایل اینکه چرا دیدگاههای فعلیمان را داریم به ما میدهد. با مقایسهی اندیشههای خودمان با اندیشههای گذشتگان، میتوانیم مفروضات حیاتی دربارهی سؤالات فلسفی گستردهتر دربارهی ماهیت واقعیت، هستی، احتمال دستیافتن به نوعی از شناخت، شناختپذیری حقیقت اخلاقی، طبیعت انسان، و احتمال بهبود و کمال بخشیدن به انسان را دریابیم. فلسفهی سیاسی یک رشتهی اشتقاقی است. اندیشههای سیاسی هر متفکّری سخت تحتتأثیر پاسخهایی است که به این سؤالات غائی میدهد. بنابراین، اگر متفکری دیدگاه خاصی دربارهی طبیعت انسان یا حقیقت اخلاقی دارد، این دیدگاه، عمیقاً بر آن صورت سازمان سیاسی که مرجّح میدارد تأثیر میگذارد. با وارسی طیفی از فلسفههای سیاسی که دیدگاههای مختلفی را دربارهی جهان سیاسی عرضه میکنند و در ضمن پاسخهای مختلفی که به این سؤالهای غائی میدهند، به فهم ارتباطهای میان اجزاء یک فلسفهی سیاسی معین نائل میشویم و میفهمیم چگونه میان این اجزاء کنش و واکنش وجود دارد و چه کارکردی پیدا میکنند. اندیشههای سیاسی ما تصادفی نیستند. این اندیشهها از عناصر بنیادین جهانبینی کلّی ما نشئت میگیرند. رسیدن به بصیرتی ژرفتر دربارهی اینکه چرا ما چنین فکر میکنیم به ما کمک میکند که در مفاهیم سیاسیمان دقیق شویم و احتمالاً در آنها تجدیدنظری بکنیم.