قهقهه ي شهرياري
معرفی کتاب قهقهه ی شهریاری اثر ژرژ باتای
کتاب «قهقه ی شهریاری» منتخبی است از مقاله های «سیاسی» یا متن هایی که در آن ها مستقیما به مسئله ی «سیاست» می پردازند. باتای نقطه ای به غایت حساس و مرزی در تاریخ اندیشه است.
به زعم مقدمه ی مترجمان متون حاضر مهم ترین مقاله های سیاسی او محسوب می شوند و به دوره های متفاوت تفکر باتای و فعالیت های سیاسی اش تعلق دارند.
او در واپسین دوره از زندگی فکری اش به کلی از سیاست روی گردان می شود. باتای معتقد بود که «کار سیاسی باید با امید همراه باشد.»
جو بایدن رویا پرداز آمریکایی
معرفی کتاب جو بایدن: رویاپرداز آمریکایی
کتاب جو بایدن رویا پرداز آمریکایی، نوشتهی اوان اوسنوس، زندگینامهای جذاب و شنیدنی دربارهی چهل و ششمین رییسجمهور آمریکا، جو بایدن است. این کتاب، زندگی حرفهای و سیاسی جو بایدن را بررسی میکند و نشان میدهد حیات سیاسی و تجربیات تراژیک و غمانگیزش چگونه شخصیت فعلی او را شکل دادهاند. کتاب صوتی جو بایدن: رویاپرداز آمریکایی، پرترهای دقیق است که ضعفها و نقصها و همینطور، شجاعت و دلسوزی شخصیتی مهم را به تصویر میکشد.دربارهی کتاب جو بایدن: رویاپرداز آمریکایی
کتاب جو بایدن رویاپرداز آمریکایی (Joe Biden: American Dreamer) با روایتی از حادثهای پزشکی که برای مردی میانسال رخ میدهد شروع میشود: مرد 46 سالهی سفیدپوستی در سال 1988 به علت آنوریسم مغزی بیهوش میشود و زمانی که خود را به پزشکان میرساند، آنقدر شانس زنده ماندنش را کم میدانند که حتی قبل از اینکه همسرش را مطلع سازند، کشیش کلیسا را برای خواندن دعای پیش از مرگ برای او خبر میکنند! این مرد، جو بایدن، چهل و ششمین رییسجمهور آمریکاست.ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.