مادر: قانون به کلی نگهداری جسد تو خونه رو ممنوع کرده. قانون میخواد که همهچیز سر جای خودش باشه. زندهها تو شهر، مردهها تو قبرستون! وقت ملاقات با مُردهها هم مشخص شده و کاملاً دقیقه.
پدر: شما میتونین یه معشوقه داشته باشین، ولی تا میمیره میشه جزو اموال شهر.
ازدواج های مرده (۱۹) نوشتهی آزیا سرنچ تودوروویچ و منتشرشده توسط انتشارات نی، رمانی است با درونمایهای سورئال و انتقادی که مرز بین مرگ و زندگی را به چالش میکشد. داستان در جهانی میگذرد که در آن قوانین، روابط انسانی را حتی پس از مرگ کنترل میکنند. شخصیتها در وضعیتی غریب قرار دارند که احساسات و تعلقاتشان در برابر قوانین رسمی رنگ میبازد. این اثر با زبانی تیزبینانه و طنزی تلخ، مفاهیمی چون مالکیت، عشق و قواعد اجتماعی را زیر سؤال میبرد.
ازدواج های مرده (۱۹) - انتشارات نی
معرفی کتاب مروری بر نظریههای زیبایی (در زیباشناسی تجربی و علوم شناختی)
شاید چنین بنماید که فلسفهی هنر یا زیباییشناسی فلسفی باید به مبحث زیبایی بپردازد، ولی درهمتنیدگی نقش زیبایی با گزینشهای فردی و تعاملات اجتماعی دانشمندان علومشناختی را واداشته است تا به کشف چگونگی ادراک زیبایی و مؤلفههای اصلی آن همت گمارند. در کتاب حاضر، دکتر صالح طباطبایی، دانشآموختهی علوم شناختی، به مرور انتقادی مهمترین نظریههای زیبایی در زیباییشناسی تجربی و علوم شناختی پرداخته است. کتاب با زیباییشناسی تجربی فخنر آغاز میشود، سپس به «نظریهی پتانسیل برانگیختگی» برلاین، کاربرد «نظریهی اطلاعات» در زیباییشناسی، زیباییشناسی گشتالتی، نظریهی شناختی «پسند سرنمونی» مارتین دیل، نظریهی شناختی «سهولت پردازش» رِبِر، انگارهی شناختی «پردازش اطلاعات چندمرحلهای» لِدِر، «نظریهی الگوریتمی زیبایی» اشمیدهوبر و سرانجام «زیباییشناسی عصبشناختی» (Neuroaesthetics) میپردازد. پیوست تکمیلی کتاب دربارهی «نظریهی تناسبات» ابنهیثم در ادراک زیبایی است. این همان نظریهای است که هنرپژوهان عصر رنسانس، چون لورنتسو گیبرتی، لئونه باتیستا آلبرتی و لئوناردو داوینچی، از آن وام گرفتند.
مروری بر نظریههای زیبایی (در زیباشناسی تجربی و علوم شناختی) - انتشارات نی
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
دلگیر نیستم ازش، ببینین، دلگیر نیستم ازش. ولی خب، اگه خوشگل بود، از دیدنش کیف میکردم. وقتی خسته از زشتیهای زندگی شب میرسم خونه، دوست دارم یه صورت خوشگل ببینم، یه تصویر قشنگ… دوست عزیزم، من توی زندگیم فقط اونو دارم. اون زشته.
ص ۲۱
معرفی کتاب
یونسکو با بنمایه قراردادن خلأ هستی و اضمحلال وجود آدمی و با نمایش گسیختگی کلام در آثار نمایشیاش چهرهی نویسندهای آبسورد به خود گرفت و به یکی از نمایشنامهنویسان سرآمد تئاتر آوانگارد فرانسه در قرن بیستم بدل شد.
تابلو نمایشنامهای تکپردهای است که در آن نقاش میخواهد تابلویش را به مرد چاق که تاجری رند و نابکار است بفروشد. شخصیتها عمق روانشناختی ندارند و بُعد اجتماعی که یونسکو به آنها میدهد کاملاً تصادفی است. آدمهای این نمایش ارادهای از خود ندارند و صحبت و رفتار و احساساتشان برای تحقق آرمان مرد چاق است. از این رو، مدام عقایدشان سرکوب میشود. مرد چاق نماد تنهایی انسان است، که بین دو حد نهایی ــ نهایت و بینهایت ــ به دام افتاده است و نه التیام مییابد و نه تسکین. او در پی ارزش مطلق در زندگی خویش میگردد و ناخودآگاه دنبال بُعد گمشدهای است که هرچقدر پیش میرود بیشتر از آن دور میشود. برای رهایی از بُعد محدود و ناخواستهای که در خود سراغ دارد دست به دگرگونی در جهان اطراف خود می زند ولی این جستوجوی خوشبختی به هیچ میانجامد و بهشت گمشدهی او همیشه باقی میماند. تنها چیزی که میتواند نارضایتی را از او دور کند جستوجوی آرمانی برتر در زندگی است: زیبایی. اما همیشه در حاشیهی جهان به بیگانهای میماند و دستش به زیبایی آرمانیاش نمیرسد.
از متن کتاب:
نقاش: اول یه نگاهی به این تابلو بندازین، اونوقت به من بگین نظر شما رو جلب میکنه یا نمیکنه، اینطور نیست… اول باید به دل شما بشینه.
مرد چاق: فقط تو چارچوب یه سری محدودههای مالی میتونه نظر منو جلب کنه. این یه اصله دوست من، باور کنین یه اصله.
تابلو ۲۸ (نمایشنامه) - انتشارات نی
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
جین آستین: چهکار میکنید؟ خواهرزادهی اول: داشتیم بازی میکردیم. جین آستین: با کتاب من؟ کتاب جدید من؟ خواهرزادهی چهارم: فقط میخواستیم بدانیم داستانش چیست، خاله جین، ببخشید. (از صفحهی ۲۰)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
○ پزشک پنجاه آپاندیس را درمیآورد، دویست لوزه را جراحی میکند، هزار جمجمه را میشکافد، و بعد از مدتی دیگر چشمبسته هم میتواند همهی این کارها را بکند، اینطور نیست؟ پس چرا بعد از نوشتن پنجاه یا حتی صد داستان، نوشتن باز هم مثل روز اول سخت و ناممکن است؟ حتی بدتر از روز اول! هزار مرتبه بدتر از روز اول! ص ۴۰
کتاب حاضر تلاشی است در جهت روشنکردن خط سیر اندیشههای افلاطون و ارسطو دربارهی زیبایی و هنر، با ابتناء بر آثار اصلی آنها. تلاش نگارنده این است که خواننده، علاوه بر آشنایی با این آثار، با دیدگاههای این دو فیلسوف بزرگ دربارهی زیبایی و هنر و نتایج و پیامدهای اندیشهی آنان نیز آشنا شود. این پژوهش معلوم خواهد داشت که چگونه زیبایی، که نزد افلاطون شأنی متافیزیکی دارد، در ارسطو از عالم مثال به عالم واقع فرود میآید و بهنحو استقلالی در اشیاء و امور زیبا، از جمله آثار هنری، جای میگیرد و هنر نیز ذیل حکمت درآمده و در خدمت بهبود اوضاع زندگی فردی و جمعی مردمان قرار میگیرد. این تغییر البته از تغییرات کلی در مبانی اندیشهی این دو فیلسوف نشأت میگیرد. اگرچه عناصر اصلی زیباییشناسی یونانی، یعنی تناسب و تقارن و اعتدال، نزد هردوی این فیلسوفانِ بزرگ جایگاه خود را حفظ کرده و نیز غایتِ کلیِ فلسفهی هردوی این اندیشمندان معطوف به «خیر» است. مبنای کار در بررسی آراء افلاطون رسالههای «هیپیاس بزرگ»، «مهمانی»، «فایدروس»، «ایون»، «سوفیست»، کتابهای دوم و سوم و دهم جمهوری، و قوانین، و در ارسطو بوطیقا و کتاب هشتم سیاست بوده، هرچند به تناسبِ موضوعِ مورد بحث، سایر آثار مرتبط نیز مدنظر قرار گرفته است.
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
من رنج این دلبستگی شدید را تحمل کردم، بدون آنکه ذرهای از مواهبش نصیبم شده باشد. ماریان، اگر باور میکنی که من هم میتوانم احساس داشته باشم، پس قطعاً میتوانی بفهمی که تا عمق وجودم از این شکست رنج میبرم. آرامشی که از آن حرف میزنی حاصل رنج و عذابی است که بر خودم تحمیل کردم تا بتوانم خویشتندار باشم. من وظیفهام را انجام دادهام، اما باور کن… دارم از غصه میمیرم.
معرفی کتاب پروانه و یوغ (۲۸) (بازخوانی: نامههای ونسان ونگوگ)
ونسان: دیوارها بلندن، سرد و بلند. آسمون پیدا نیست. مردها روی سنگفرش راه میرن. توی یه دایره راه میرن. زمینو نگاه میکنن. حرف نمیزنن. گوش میدن به صدای کفشها که روی زمین کشیده میشه. من اونجام. میون اون مردها. توی دایره راه میرم. زمینو نگاه میکنم. حرف نمیزنم. گوش میدم به صدای کفشها که روی زمین کشیده میشه. آسمونو نگاه میکنم. آسمون پیدا نیست. هیچچی پیدا نیست.
ونسان ونگوگ نقاش بزرگ هلندی که تا اواسط دهه سوم زندگی اش همچنان سرگشته و شوریده در حال پیدا کردن خودش و علایق اش بود تصمیم می گیرد نقاشی را انتخاب کند تا از طریق آن رنج انسان و قدرت خداوند را همزمان به تصویر بکشد او هر چه به پایان عمرش نزدیک می شود سرگشتگی و آشفتگی درونی اش بیشتر می شود تا اینکه نهایتا در ۳۷ سالگی دست به خودکشی میزند .
پروانه و یوغ (۲۸) (بازخوانی: نامههای ونسان ونگوگ) - انتشارات نی