آلیور تویست
کتاب آلیور تویست نوشته چارلز دیکنز با ترجمه احد علیقلیان توسط انتشارات مرکز با موضوع رمان, رمان های خارجی, داستان با موضوع رمان, رمان های خارجی, داستان به چاپ رسیده است.
آلیور تویست همه ی عناصر رمانی مدرن را دارد جز یکی: خودآگاهی. جهان برای آلیور یکسره نامفهوم و ناشناختنی است.
آشفتگی و هیاهو و آشوب دنیای بیرون آینه ی سردرگمی درونی اوست.
نشانه های نبوغ دیکنز در آفرینش فضای داستانی و درون مایه و خلق شخصیت های پویا و ماندنی و نوآوری های سبکی آشکار است. نبوغ و خلاقیت دیکنز بیش از هر چیز در خلق شخصیت های زنده و ماندگار نمایان می شود.
همه ی خواننده ها از سرزندگی و طبیعی بودن شخصیت ها در شگفت می مانند.
هیچ نویسنده ای در هنر به تصویر کشیدن انسانها در همان نگاه اول به پای دیکنز نمی رسد. این رمان با زبانی طنزآمیز و گزنده روایت می شود که خاص دیکنز است و در زبان انگلیسی نظیر ندارد. از آلیور تویست نمایشهای متعدد و چند فیلم و مجموعه ی تلویزیونی ساخته شده است اما لذت تماشای هیچ یک از این ها با لذت خواندن آن برابری نمی کند.
آهنگ افلاک (سفری در فضا و زمان)
ما امروزه به شيوهاي کاري و قابل براي درک جهان رسيدهايم که علم نام دارد. علم از جهاني چنان پرسنوسال و چنان گسترده پرده برگرفته که در نگاه اول انگار امور بشري در آن پشيزي بيش نيست. ما از کيهان فاصله گرفتهايم. چيزي شده گويي دور از دسترس و بيربط به دغدغههاي روزمره. ولي علم نه فقط فهميده که کيهان عظمتي سرگيجهآور و هيجانانگيز دارد و نه فقط اينکه در دسترس فهم آدمي هم هست، بلکه ما هم به مضموني حقيقي و ژرف جزئي از اين کيهانايم؛ اينکه زادهي آنايم و سرنوشت ما سخت به آن گره خورده. اساسيترين و ناچيزترين رويدادهاي بشري ريشه در کيهان و خاستگاههاي آن دارد. «آهنگ افلاک» يا همان «کيهان» به کندوکاو در همين منظر کيهاني اهتمام دارد.
چشمهایش و ملکوت
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است.
بخشی از متن کتاب
«بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دستهای داشت. حتا کافه هم نمیرفت. قهوهخانه میرفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافهها بردند و به جلسههای ادبی و شعرخوانی و داستانخوانی کشاندند. هرچند این تلاشها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستانهای پراکندهای را که در مجلّههای سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستانهایی که داشت چاپ میشد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت.
سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامهای به ابوالحسن نجفی مینویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه بردهام» و از احساسی حرف میزند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. میگوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس میکردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتیمتر از خاک قدم برمیدارم...» و تعریف میکند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشستهاند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش میگذرد، ناگهان احساس میکند که سرش داغ شده و خودش را میبیند که سبک شده و از روی قالی بلند میشود و به هوا میرود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیهدار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچهها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفتهام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.»
اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار میشد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را مینوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همهشان را شناختهام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م. ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانوادهام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی میکردم. جوی آب از کنار باغچه میگذشت و پونههای خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست میفرستادند، بچهها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی میکشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچهای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم میسوزد.... همه چیز زرد شد و پردهای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشندهای در سراسر بدنم لول خورد...»
دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق میکند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. میگوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی میخواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و میگوید «درد من این است. نمیدانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردیها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لبلب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردیها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی میاندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی میزدند «اگزی» میگفتند.»
فهرست کتاب چشمهایش
زمین هوا
بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر
بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر
یادداشت
سیمای زن در فرهنگ ایران
کتاب سیمای زن در فرهنگ ایران نوشته جلال ستاری توسط انتشارات مرکز با موضوع علوم اجتماعی، جامعه شناسی، جامعه شناسی تاریخی به چاپ رسیده است.
این کتاب تفکری است در باب جنبههای نظری و عملی برخورد با زنان در فرهنگ ایرانی، و به اتکای شواهد مستند و روشنگر که از لابـهلای متـون و منـابع اصیـل تاریخـی و ادبی استخـراج شدهاند موقعیت و منزلت زنان را از دید خواص و عوام جامعه نشان میدهد و جنبههای مثبت و منفی آن را بررسی میکند. با آنکه هدف کتاب پژوهش تفصیلی تـاریخی نیست در حد لـزوم به پیشینهی تاریخی وضع زنان در تمدنهای گوناگون جهان و بهویژه در ایران باستـان و عـرب جاهلـی پرداخته شـده و به تحلیلهـای جامعهشنـاسان و مردمشناسان و صاحبنظران برجسته در این باره نیز اشـارههایی شده است.
معرفی مباحث کتاب سیمای زن در فرهنگ ایران
پیشگفتار
درآمد
احکام دین
خلقت حوا
زن جاهلی
ناسازواری
سه مانع عمده
عشق عذری
علم باه
مورد نمونه ازدواج
انگیزه های جهانشمول
واکنشها
نتیجه
مقالات شمس
کتاب مقالات شمس نوشته شمس الدین محمد تبریزی ترجمه جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات فارسی، شعر فارسی به چاپ رسیده است.
مقالات شمس که مجموعه ای ست از گفتارهای شمس در قونیه، تنها اثر مکتوب به جا مانده از این شیخ شوریده و مرموز است. همین گفتارها و همین کلام جادویی بود که آن توفان عظیم را در وجود مولانا به پا کرد و او را از پیله ی خود به در آورد. این متن، در عین حال، شاهکار بی نظیر ساده نویسی و ایجاز و در صورت فصل بندی شده ی این کتاب، چون داستان بلندی ست اثر یکی از اساتید بزرگ فن.
معرفی مباحث کتاب مقالات شمس
موسا گفت کهه از من کی باشد عالم تر در جهان
تو می گویی یا موشنوی
چون خود را به دست آوردی خوش می رو
معلمی می کردم
بازی می کردیم و کشتی می گرفتیم
ماهی است که ماهی را می خورد
حیوا باشد پلنگ باشد
تو کیستی
این چه گونه است که گشایش نمی شود
تماشا آن کس را باشد که پیل را تمام دید
عقل حجاب است و دل حجاب و سرحجاب
هر چه گفتند گویندگان پوست الف خاییدند
یوزپلنگانی که با من دویدهاند (مجموعه داستان)
کتاب حاضر، مشتمل بر 10 داستان کوتاه با نامهاي سپرده به زمين؛ استخري پر از کابوس؛ روز اسبريزي؛ تاريکي در پوتين؛ شب سهرابکشان؛ چشمهاي دکمهاي من؛ مرا بفرستيد به تونل؛ خاطرات پاره پارة ديروز؛ سه شنبة خيس و گياهي در قرنطينه است. نگارنده در هر يک از اين داستانها بخشها و برشهايي از زندگي انسانهايي معمولي با نامهايي مشابه و در ردههاي سني مختلف را بيان کرده و گوشههايي از دغدغهها و غمهاي مردم جامعه را شرح داده است. داستان «سپرده به سرزمين» ماجراي پيرزن و پيرمرد تنهايي است که سالها پيش از هياهوي مردم روستا متوجّه پيشامدي شده و در همراهي با آنها با جسد کودکي مواجه ميشوند که کنار رودخانه و زير پل پيدا شده است. هيچ کس قادر به شناسايي کودک نيست و کسي علّت غرق شدن او را نميداند. پيرزن و پيرمرد از داشتن بچّه محروم بودهاند، پيکر کودک را با خود برده و دفن ميکنند و پس از آن براي او همچون فرزند خود عزاداري ميکنند.
قصه های مشدی گلین خانم
کتاب قصه های مشدی گلین خانم (110 قصه عامیانه ایرانی) نوشته ل پ الول ساتن ترجمه احمد وکیلیان توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان خارجی به چاپ رسیده است.
110 قصه عامیانه ایرانی
لارنس پل الولساتن، شرقشناس و ایرانشناس مشهور، هنگامی که در زمان جنگ جهانی دوم در ایران مأمور بود، با پیرزنی ایرانی آشنا شد که گنجینهای گرانبها و پایانناپذیر از قصههای عامیانهی ایرانی را در حافظه داشت. الولساتن ارزش این گنجینه را دریافت و طی جلساتی متمادی بسیاری از آنها را دقیقاً همچنان که گلین خانم بر زبان میآورد بر روی کاغذ آورد. به همت او بخش مهمی از میراث فرهنگی عامهی ما از دستبرد زمان نجات یافت و اینجا آنها را، به همانگونه که او شنیده، میخوانید.
معرفی مباحث کتاب قصه های مشدی گلین خانم
کره دریایی 1
کره دریایی 2
پینه دوز و زن دیوانه
زن علی غصه نخور
هفت خواهر که بی تقصیر طلاقشون دادند
بهلول و موشهای آهن خور
قصه ملا نتربوق
درویش و دختر پادشاه چین1
درویش و دختر پادشاه چین2
کچل شاه عباس که سه نفر اونو کشتند
نگاهی تازه به معنی شناسی
کتاب نگاهی تازه به معنی شناسی نوشته فرانک پالمر ترجمه کوروش صفوی توسط انتشارات مرکز با موضوع علوم اجتماعی، زبانشناسی، معنی شناسی به چاپ رسیده است.
تا آنجا که به یاد دارم، تاکنون هیچ اثر مقدماتی و در عین حال جامعی برای آشنا ساختن دانشپژوهان یا افراد غیرحرفهای علاقهمند به معنیشناسی وجود نداشته است. هدف این کتاب فراهم ساختن چنین طرح اولیهای است.
معرفی مباحث کتاب نگاهی تازه به معنی شناسی
مقدمه
حوزه معنی شناسی
بافت غیرزبانی
ساخت واژگانی
بافت زبانی
معنی و جمله
معنی شناسی و دستور
مسایل جاری