رقصیدن نهنگها در مینی بوس
رقصیدن نهنگها در مینیبوس، به قلم پروانه سراوانی، روایتگر زندگی زنانی است که در پی سالها دوری، طی قراری، با هم همسفر میشوند و در این سفر با زوایای پنهان زندگی یکدیگر آشنا میشوند. پروانه سراوانی در روایت این داستان یأس، سرخوردگی، ناکامی، ترس و امید و آرزوی زنانی را دستمایه قرار داده که در آستانۀ میانسالی و در شرف اتخاذ تصمیماتی اساسیاند.
تغییر راوی در هر فصل و روایت بریدهای از زندگی هر یک از شخصیتها نقطۀ قوتی است که فارغ از هرگونه یکنواختیای مخاطب را با خود همراه میکند. نویسنده در این کتاب به موجزترین شکل شخصیتهای داستانیاش را معرفی میکند و ما را با سرنوشت این نسل از زنان سرزمینمان رو در رو میکند.
این طور مردها
تقدیر واژهای است که در طول تاریخ ذهن تمام آدمیان را همواره به خود مشغول کرده است. سرنوشت محتومی که به ظن خیلیها پیشانینوشت است و از آن گریزی نیست اما نویسنده در کتاب اینطور مردها با زبانی قصهگو و ساده به خلق شخصیتهایی میپردازد که یا تسلیم محض تقدیر هستند یا علیه پیشانینوشت خود قیام میکنند تا عنان زندگیشان را به دست بگیرند. قصهها بهآسانی خواننده را در موقعیت داوری و انتخاب قرار میدهد. انتخابی بین این که آنچه هست بماند یا آنچه بشود که میخواهد.
اعتراف باز
نویسنده در کتاب اعترافباز روایتهایی از زندگی شخصی و خانوادگی خود را دستمایه قرار داده است، البته نه با هدف نوشتن صرفا یک زندگینامه یا خاطرات. این کتاب اثری است نزدیک به ژانر ادبیات اعترافی. راوی که همان شهلا زرلکیست در این کتاب تلاش میکند تا جایی که محدودیتهای عرفی، اخلاقی و قوانین نشر اجازه میدهد، به زوایای پنهان زندگی خصوصی خود بپردازد. او خواننده کتاب را مخاطب قرار داده و از زندگی شخصی و ویژگیهای رفتاری و شخصیتی خود حرف میزند. در واقع هدف راوی بیان بیپردۀ خصوصیات و پنهانیهاییست که در زندگی روزمره همۀ ما هست اما شاید بیان آن به زبان ساده و صریح برای هر کسی آسان نباشد...
قم رو بیشتر دوست داری یا نیویورک؟
قم رو بیشتر دوست داری یا نیویورک؟ شامل چهارده داستان است که اکثر آنها در شهر نیویورک، به عنوان یکی از پایتختهای فرهنگی، هنری و ادبی دنیا، روایت میشود. در این داستانها با زندگی شخصیتهای ایرانی و مهاجران و نگاه جدیدشان به جهانی در هم پیچیده و تازه رو به رو هستیم؛ و همچنین با نوعی مقایسه ناخودآگاه بین ایران و شهر نیویورک و زندگی در دو دنیای گوناگون. در نهایت این مقایسه به برتری هیچکدام نمیانجامد اما به شناختی تازه منجر میشود.
بیمکانی و نداشتن قرار، موضوع اصلی این داستانهاست. یکی را برای یافتن شهری آرمانی به سقراط و خرابههای یونان میکشاند و دیگری را به کشتن مادربزرگ و فرستادنش به بهشت. یکی دیگر را به خانهای در شهر نیویورک امید میدهد و آن یکی فکر میکند در چشمهای مادرش چیزی تغییر کرده و باید از بوستون بلیط اتوبوس بگیرد و راهی شود تا نگاهی دوباره به مادر بیندازد. دیگری میگردد و مردههای کشور و سرزمینش را در مرزهای دور شهری دیگر زنده میکند و یکی دیگر در قطاری با یک سرباز آمریکایی رو در رو میشود و ... .
قطار دهلی بمبیی
ایران و هند را خواهر و برادری جدامانده از هم تصور می کرد. دردهای مشترک، ریشه آریایی مشترک و تفاوت های بسیار. هند خواهر بود. مثل همین زن هندی، کف دست هایش خالکوبی مای حنا داشت. گل و برگ و ساقه. به پیشانی اش نگینی براق می چسباند که آویزش تا وسط دو ابرو می آمد. ایران برادر بود. شال مشکی به کمر می بست و گیوه سفید می پوشید...
فریده خرمی در سال 1338 در گرمسار متولد شد و کارشناس مترجمی زبان انگلیسی است. وی داستاننویسی را همراه نوشتن مقالات اجتماعی و ادبی، نقد فیلم و مصاحبه، در روزنامههای صبح تهران آغاز کرده است. نخستین مجموعه داستانی او، «دختر خاله ونگوگ» نام داشت. وی علاوه بر حوزه بزرگسال در حوزه کودک ونوجوان هم مینویسد. از جمله آثار او میتوان به «قصههای شازدهخانم»، «گربه مومیاییشده، جکولین ویلسون»، «مترسک و خانم بهار»، ...
سمفونی مردگان (جیبی)
چکیده آدمها فقط یک نیمه از عمرشان را زندگی میکنند، من مال نیمهی اول بودم و او نیمهی دوم. آنکه نیمه اول عمرش را زندگی کرده است، برادری است که تلاش میکند تا پا جای پای پدر بگذارد؛ پدری مستبد و تمامیتخواه. و آنکه نیمه دوم را زیسته است، برادری است شاعر و روشنفکر، جوانی که نماد نسل روشنفکران معاصر ایران است. برادر روشنفکر در برابر ابتذال خانه و جامعه عصیان میکند، دل به عشق میسپارد و تلاش میکند اگر نه در جامعه لااقل در گوشه انزوایش دنیایی عاری از پستی و بدخواهی بسازد. برادر دیگر پیش میرود و به پدری دیگر بدل میشود. تضاد میان برادران ادامه مییابد و سرانجام یکی قربانی دیگری است.
اما سرنوشت این هابیل و قابیل معاصر متأثر از هزاران رویداد تاریخی معاصر است؛ رویدادهایی که نه هابیل را چون گذشته باقی گذاردهاند و نه قابیل را. عباس معروفی، روزنامهنگار و نویسنده مشهور ایرانی، ۴۶ سال دارد، جوایز داخلی و بینالمللی بسیاری را از آن خود کرده و مدتی است ایران را به ناچار ترک گفته است. معروفی اکنون ساکن آلمان است، همچنان مینویسد و تسلطش بر شیوههای مدرن داستاننویسی و شناختش از تاریخ و اسطوره او را در زمرهی پرمخاطبترین نویسندگان ایرانی قرار داده است. (برنده جایزه بنیاد سورکامپ- ۲۰۰۱)
بنفش مایل به لیمویی
بنفش مایل به لیمویی رمانی است نوشتۀ یاسمن خلیلیفرد، داستاننویس معاصری که پیشتر رمان «انگار خودم نیستم» و مجموعه داستان «فکرهای خصوصی» از انتشاارت ققنوس از او به چاپ رسیده.
داستان این رمان در شهر پاریس میگذرد. نادر، همسرش آیدا و پسرش پویا میهمانان شیانه فرازمند هستند؛ بازیگر تئاتری که سالهاست در پاریس زندگی و کار میکند. روابط شخصیتهای داستان زمانی جذاب میشود که پی به مناسباتهایشان میبریم: نادر و شیانه به دنبال دُرنا میگردند اما پیدایش نمیکنند؛ دُرنا دختر آنهاست، دختر آنها از ازدواج نافرجامشان …
بنفش مایل به لیمویی رمان به روابط انسانها در جامعۀ مدرن امروزی میپردازد، سه راوی دارد و پازل روایی داستان را هر سۀ این روایان به موازات هم تکمیل میکنند.
بنفش مایل به لیمویی رمانی است رئالیستی که همچون دیگر آثار داستانی یاسمن خلیلیفرد مایههایی روانشناسانه دارد.
به گفتۀ نویسنده، این رمان ادای دینی است به هنرمندان عرصۀ نمایش و سینما و تئاتر.
عشق علیه عشق
«هر وقت دلت گرفت، به این شماره زنگ بزن تا در قتلِ دسته جمعیِ سرگرمکننده شرکت کنی.»
این جملهها به این رمان ربطی ندارند، اما اگر خودِ شما به این نتیجه برسید چه؟
خط سیرِ این رمانِ جنایی- فلسفی در پنجاه فصل (به علاوۀ بخش یادداشتهای تکاندهنده) روایت میشود. در اینجا ارزشهایِ اساسی انسانی، همچون ماهیای افتاده در کنارِ رودخانه، هم امکان دارند با بازگشت به آب جانِ دوباره گیرند، هم به حال خود بمانند و جان دهند، چیزی که تا پایانِ روایت نمیشود آنها را پیشبینی کرد و دور از ذهن نیست که مخاطب به فراخور «بدفهمیهایِ خلّاق» خود راوی را «شبه روشنفکر» بداند یا «مستأصل»، هرچند راوی هیچیک از این دو نیست. چنانچه دربارۀ خود میگوید:
«... من فلسفه و هنر را به صورتِ خودجوش آموختهام. از مطالعه به سبکِ یک آدمِ وحشی که وارد شهر شده باشد و همه چیز برایش نو باشد، امّا هر چیز را هم از طریقِ حس کردن و حلاجی کردن و در نهایت دریدن درک کند. یعنی اوّل بتهایِ خود را بسازد و بعد آنها را بشکند. درکی به سبکِ زرتشتِ نیچه».
عشق علیه عشق نه تنها رمانی عاشقانه نیست که «علیه عشق» سخن میگوید و از «جنون». اگر آمادهگیاش را ندارید، هرگز سراغش نروید...