رسالهاي كوچك در باب فضيلتهاي بزرگ
در رسالهاي كوچك در باب فضيلتهاي بزرگ: فضيلتها ارزشهاي اخلاقيِ به فعل درآمده و عمليِ ما هستند، و اين كتاب تمامآ به بررسي همين فضايل اختصاص دارد. پرسش اوليهي مؤلف از خود اين است كه وجود كدام گرايش قلبي يا روحي يا ويژگي در يك فرد احترام اخلاقياي را كه او برايش قائل است افزايش ميدهد و عدم آنها از اين احترام ميكاهد. او در نهايت هجده فضيلت را تعيين ميكند و برپايهي آراءِ فيلسوفانِ بزرگ به بحث دربارهي آنها ميپردازد. اين فضايل عبارتاند از: ادب، وفاداري، دورانديشي، ميانهروي، شجاعت، عدالت، بخشندگي، دلسوزي، بخشايش، سپاسگزاري، افتادگي، سادگي، بردباري، پاكدامني، نرمدلي، حسننيت، شوخطبعي، و عشق
نمودهاي فرهنگي و اجتماعي در ادبيات فارسي
کتاب نمودهاي فرهنگي و اجتماعي در ادبيات فارسي برخي ادبيات را "آينهي تمامنماي رويدادها، آيينها، رفتارها، تلاشها، انديشهها و ... جامعه" دانستهاند كه زبان حال و شناسنامهي يك ملت است و ميتوان جامعه را با بررسي محتوا و موضوعِ ادبياتِ آن شناخت، رويدادها و رفتارهاي اجتماعي را دانست، و سير تحولي پديدههاي اجتماعي را بررسي كرد. نويسنده در اين كتاب ميكوشد آينهگرداني كند و از خلال متون ادب فارسي، برخي ويژگيهاي فرهنگي و اجتماعيِ جامعهي ايران را در طي تاريخ بنماياند. به اين منظور متون بسياري از جمله "درخت آسوريك"، "ارداويرافنامه"، "شاهنامه"، غزليات حافظ و نامههاي خصوصي همگي مورد بررسي قرار گرفتهاند تا به برخي از زواياي فرهنگ و جامعهي ايران پرتوي بيفكنند.
خرده روايتهاي بي زن و شوهري
کتاب خرده روايتهاي بي زن و شوهري: ما خانهها، کوچهها، خيابانها و آدمهاي زيادي را ترک گفتيم، اما اگر جرأت مرور خاطراتشان را داشته باشيم، لحظه پرتپشِ لرزش و ريزش دل را حتماً تجربه کردهايم. لحظه سکوت پرهياهويي که با تباني ذهن سمج و دلِ ناماندگار پديد ميآيد و بس... بارها با خودمان گفتيم اگر دل هم مثل چشم در داشت ميبستيم يا اگر بلد بوديم، ذهن را از خاطرهها، و حافظه بويايي را از تمام عطرهاي گذشته خلاص ميکرديم، اما بدون اينها تنهاييمان را چگونه پر ميکرديم؟ آدمها ميآيند که بروند، رفتنشان به اندازهي آمدن نامنتظر و تکاندهنده است و ما با تواني که نميدانيم از کجا آوردهايم سنگينترين اتفاقها را ناباورانه تاب آورديم، با صبري که به تلخي آموختيم، نظرکردن و گذرکردن پيشه کرديم با اين باور که در گوشهها و زوايا و پس و پشت تمامي هدفهاي بزرگ و کوچکمان تحفهاي به اسم زندگي خانه دارد که بايد بتوانيم حظش را ببريم.
طبقه متوسط
کتاب طبقه متوسط: سعي در بررسي اين پرسشها دارد که چرا با وجود سابقهي چندين دههاي مدرنيزاسيون و گسترش شهرنشيني و رشد قشرهاي متوسط جديد که داراي سابقهي تشکل و مبارزات سياسي (در قلب احزاب مليگرا، ليبرال و چپ) نيز بودند، و هنگامي که بهزعم بسياري از پژوهشگران قشرهاي سنتي رو به زوال بوده و گروههاي متوسط جديد حامل نوسازي جامعه و سازندگان آيندهي اقتصاديـسياسي و توسعهي کشور شمرده ميشدند، در دهههاي پاياني سدهي بيستم آرمانهاي اجتماعي و سياسي قشرهاي سنتي به گفتمان سياسي مسلط در ايران تبديل شد؟ قشرهاي مياني جامعهي ايران، اعم از سنتي و جديد، در سالهاي 1320 تا 1380 چه تغييراتي يافتهاند؟ چه ارتباطي ميان تغييرات و تحولات دروني "طبقهي متوسط" و تحولات گفتمانهاي سياسي ايران معاصر وجود داشته و نقش اين "طبقه" در آن تحولات چه بوده است؟ و ...
مانيفست پس از 150 سال
کتاب مانيفست پس از 150 سال:"مانيفست" متني است شگفتانگيز، آکنده از بينش، غني از نظر معنا و سرشار از لحاظ امکانهاي سياسي. هرچند حق نداريم در متني دست ببريم که سند تاريخي مهمي شده است، چنانکه مارکس و انگلس در مقدمهي سال 1872 خود بر چاپ آلماني آن يادآور شدند، با وجود اين در پرتو شرايط معاصر و تجارب تاريخيـجغرافيايي نهتنها حق ماست، بلکه موظف به تفسير آن نيز هستيم. مارکس و انگلس در آن مقدمه نوشته بودند: "کاربرد عملي اين اصول، همانطور که در خود 'مانيفست' ذکر شده، هميشه و همهجا به شرايط موجود تاريخي وابسطه است." (از مقالهي ديويد هاروي، در متن کتاب)
مقدمه بر فلسفه تاريخ هگل
كتاب مقدمه بر فلسفه تاريخ هگل از نوشتههاي خواندنيِ ژان هيپوليت، هگلشناس معروف فرانسوي و استاد كلژ دوفرانس، است. كتاب برپايهي تحليل آثار دورهي جوانيِ هگل نوشته شده و اساسآ به نقد نظريهي كانت و فيخته در مباحث اخلاق، نظام ارزشهاي معنوي و نواميس زندگي اجتماعي، دولت، و بهطور كلي فلسفهي تاريخ اختصاص دارد كه ضمن آنها، نظريات هگل درباب يهوديت، مسيحيت و مفهوم تاريخ نيز بهدقت تحليل شده است.
جهانبيني علمي
کتاب جهانبيني علمي آگاهي انسان نسبت به امور و حوادث جهان به ميزان پيشرفت علميِ اوست. گرچه در مباني علوم، حتي در رياضيات، مشكلاتي هست كه تاكنون مرتفع نشده است، با اين همه، ميزان قضاوت و پيشبيني انسان در رويدادهاي جهان، قوانين شناختهشدهاي است كه بر اصل عليت مستقر است... هرچه اطلاع انسان نسبت به پديدههاي جهان گسترده شود، وسعت نظر او در پيشبينيهايش فراختر ميشود. بيشك دانش بر روي كرهي زمين دانشي انساني است، چه انسان با ديد و دريافت خود جهان را ميشناسد... برتراند راسل در اين كتاب به توضيح و تحليل اين امر ميپردازد و طرح جهان را آنگونه كه انسان تصوير ميكند (كه از آن گاهي به جهانبيني و گاهي به طرح علمي جهان ياد ميشود) مورد بررسي قرار ميدهد. در اين راستا، او نخست ماهيت و قلمروِ معرفت علمي را مورد بررسي قرار ميدهد، سپس از قدرت روزافزون عمل و تصرف در طبيعت كه از تكنيك علمي نتيجه ميشود سخن ميگويد، و آنگاه به بررسي تحولات اجتماع و نهادهاي سنتي ميپردازد.
آموزش و قدرت
کتاب آموزش و قدرت با وجود توجه بسیار زیادی که اکنون در رسانه ها، در کمیسیون های ملی، در سیاست، و در زندگی روزمره ی ما به نظام های آموزشی می شود، به وضوح مایه ی تأسف است اگر بیش تر در شتاب برای دستیابی به “برتری” باشیم (یک شعار با معانی و وابستگی های اجتماعی و ایدئولوژیک مختلف)، شتابی که باعث می شود به برخی از پرسش های بسیار انتقادی درباره آنچه مدارس انجام می دهند بی اعتنا بمانیم. این پرسش ها عبارت اند از: رابطه ی میان آموزش و جامعه ی بزرگ تر چیست؟ چه کسی در نهایت از روش های سازمان دهی مدارس ما، و برنامه ی درسی و فعالیت های آموزشی درون آن ها بیش ترین سود را می برد؟ طرح این پرسش ها آسان، اما پاسخ دادن به آن ها دشوار است. کتاب “آموزش و قدرت” گام دیگری در تلاش برای جدی گرفتن هم پرسش ها و هم پاسخ به آن ها تا جای ممکن محسوب می شود.