گورخواب
گورخواب رمانی است درباره انواع و اقسام گورخوابیِ ما ایرانیها: درباره دانشجویی که پوست از سر استادش میکند، داریوش مهرجوییِ فیلمساز که شرایط زمانه اعصابش را به هم ریخته است، چند جوانِ کتابدزد که با افسردگی و سرخوردگی میجنگند، زن و شوهری در شش و بش دزدی از موزه هنرهای معاصر تهران، دانشجویانِ مهاجرتکرده به آمریکا، کلنجار نویسندهای با سانسورهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، و در نهایت روند تبدیلشدنِ آدمی بدبخت به یک خونآشام. کتاب پر است از موسیقی و نقاشی و مجسمه و شعر و قصه و فیلم. شهر فرنگی است برای خودش که میکوشد تعریف صادقانه و بیتعارفی از زندگی تحویل مخاطبش بدهد.
این کتاب قصههایی دارد برای بازگویی جزئیاتِ از قرار فراموششدنی زندگی آدمهایی که در صفهای دراز گورهایی از پیش مقرر آرام به پیش میرفتند و اما همین مسیر اجباریشان را هم با دستاندازها و کلوخهایی ناگزیر روبهرو دیدند. آدمهایی که ایرانی بودند. آدمهایی که... .
کالت
کالت داستان یک استاد حقالتدریسی دانشگاه و نحوه کشف فیلمی گمشده از تاریخ سینمای ایران توسط اوست.
این رمان با دو روایت روبهروست که به شکل خیالی ـ واقعی، زندگی خود را روایت
میکنند.
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
فریادی توی سرم جملهام را برید. این چه حرفی بود که میخواستم بزنم؟ این چه حرفی بود که او نشنیده فهمید؟ این مرد تمام زندگیاش را، دستِکم از آن ایامی که من یادم بود، پای این گذاشته بود که من آنطور که خودم میخواهم زندگی کنم. هرکتابی، هر فیلمی، هر روشی برای زندگی که من انتخاب میکردم از نظر او قابل قبول بود. حالا سزای آزادیِ کمیابی که به من بخشیده بود این بود که مرگ را بهش یادآوری کنم؟ که ازش خرده بگیرم چرا آنطور که خودش میخواهد به عزای مادر نشسته و نه به آن شیوه که من انتظار دارم؟
بابک تبرایی کتابهای مختلف از جمله: ادبیات داستانی (ترجمه و تألیف)، کتابهای نظری سینما و تئاتر و همچنین فیلمنامه و نمایشنامه را در کارنامه خود دارد.