خاکستر
اگر آنانیا دروغ میگوید، این اُلی است که دروغ را دوست دارد. بیخبر از این که در دوست داشتن این دروغ تنها نیست، بیخبر از این که عشق میتواند رویاییترین تصویرها را واقعی، بس واقعی جلوه دهد. اُلی فریب را به پیشواز میرود و به دنیایی قدم میگذارد که خشونت و ابتذال حرف اول و آخر آن است؛ اما او تنها مخاطب کیفرخواست برخاسته از راهش نیست. وارث خاکستر فرزند اُلی است. گراتسیا دلددا، نویسنده صاحبنام ایتالیایی و برنده نوبل ادبی ١٩٢٦ در «خاکستر» نیز چون دیگر آثارش انسان را به تصویر نشسته است؛ انسان را و شرایط تحمیل شده بر او را.
خاکستر
معرفی کتاب خاکستر اثر حسین سناپور
«خاکستر» یکی از رمانهای سهگانه حسین سناپور است. «آتش» و «دود» دو رمان دیگر این سهگانه هستند. که میتوان اشتراکات و یا فضایی نزدیک به هم در این کتابها دید.
حسین سناپور را خوانندگان رمانهای فارسی با رمان «نیمۀ غایب» میشناسند که در اواخر دهۀ هفتاد منتشر شد و با اقبال خوانندگان و جوایز ادبی روبرو شد. حسین سناپور نویسندۀ پرکاری است که تاکنون چند رمان و مجموعه داستان از او چاپ شده است. علاوه بر این، او در زمینۀ آموزش نویسندگی نیز تاکنون چند کتاب تالیف کرده است.
موضوع رمانهای «خاکستر» و «دود» به هم شباهت دارد. نگاه شخصیت مظفر در «خاکستر» شبیه به نگاه حسام در «دود» است. بیان دیدگاهها، سرگشتگیها و حتی حدیث نفس این دو شخصیت شباهت زیادی به هم دارد. مظفر شخصیتی است که در دهۀ پنجاه مبارز و آرمانگرا بوده است، در دهۀ شصت چریک و حالا مدیری اقتصادی و سرمایهدار است.
او از آرمانهایش دستشسته و قدرت انجام هر کار کثیف اقتصادی را دارد، او در بیرون از خانه مدیری ظاهرا موفق است اما نتوانسته همسر و پدری خوب یا حتی معشوقی ایدهآل برای لادن باشد. داستان «خاکستر» در طی بیست و چهار ساعت بعد از خودکشی لادن، معشوقه و همکار مظفر، میگذرد. روایتی نزدیک به جریان سیال ذهن، داستان را پیش میبرد. مرگ لادن از زوایای گوناگون پرداخت میشود.
بازگشت به گذشته (فلاش بک) و روایت کابوسهای او همه در خدمت پرداخت زندگی لادن هستند. نویسنده افکار، واکنشها، خاطرهها و تداعیهایی که بدون ترتیب منطقی در ذهن شخصیت میگذرند، نشان میدهد.
این نوع روایت، به شیوۀ جریان سیال ذهن نزدیک است. مرگ لادن گره داستان است و تعلیق نیز با رمزگشایی از این مرگ شکل میگیرد و همین امر باعث همراهی خواننده با شخصیتها و داستان میشود. شخصیتها هرکدام نمایندۀ قشر خاصی از جامعه هستند و همین باعث شده است که آدمهای داستان به تیپ نزدیک باشند تا شخصیت.
فسادهای اقتصادی، لابیها، پولشوییها، رانت و ... از مواردی هستند که نویسنده به آنها میپردازد. دغدغههای سیاسی و اجتماعی در آثار سناپور مشهود است و در این رمان نیز این دغدغهها با وضوح بیشتری در داستان گنجانده شدهاند.
سناپور در گفتگویی بیان کرده است: «داستاننویسی بدون جسارت ممکن نیست. چطور ممکن است با این همه خبر دربارۀ فسادهای سازمانیافته، نخواهیم بنویسیمشان، این طبیعیترین واکنشی است که من میتوانم نشان بدهم.»
علاقمندان به رمانها اجتماعی و سیاسی میتوانند، بخشی از معضلات امروز جامعۀ ما را در رمان «خاکستر» و در قالب داستانی خوشخوان ببینند.