مارتا کیست؟
مارتا کیست؟ دومین رمان ماریانا گاپوننکو، شاعر و نویسنده اوکراینی است. این رمان در سال ٢٠١٢ منتشر شد که با استقبال بسیار زیادی مواجه شد. نویسنده برای خلق این اثر دو جایزه ادبی معتبر آدِلبرت فون شامیسو و آلفا را از آن خود کرد. این اثر حتی در سال ٢٠١٦ هم در فهرست کتابهای پرفروش سال قرار گرفت.
این رمان داستان پرندهشناسی نودوششساله است که خبر مرگ قریبالوقوعش را دریافت میکند و تصمیم میگیرد آخرین روزهای عمرش را در یکی از مجللترین هتلهای دنیا سپری کند.
در قسمتی از کتاب میخوانیم:
سرد است عشق. عشق سرد است. ولی در قبر میسوزیم، ذوب و به طلا تبدیل میشویم... لوادسکی منتظر جاری شدن اشکهایش شد. ولی اشکی نیامد. با وجود این، صورتش را پاک کرد. چه چندشآور!
همین چند لحظه قبل تلفن را بهتزده قطع کرده بود. اگر آنچه از صدای نفس کشیدن پزشک خانوادگیاش احساس میشد بیقراری نبود، پس چه بود؟
تقریبا نابغه
فرانسیس دین با مادر افسردهاش در یکی از شهرهای کوچک آمریکا در فقر مطلق زندگی میکند. او پدر واقعیاش را هرگز ندیده و حتی اسم و رسم او را نمیشناسد. همیشه تصور میکرده حاصل رابطۀ کوتاهمدت مادرش با مردی عیاش و رهگذر است. سرانجام، فرانسیس به دلیل مشکلات عدیدۀ مالی تصمیم میگیرد ترک تحصیل کند و داوطلبانه به ارتش بپیوندد بلکه، با شرکت در جنگ عراق، کمک خرج خانواده شود. مادر، که به خاطر مشکلات روحی در آسایشگاه روانی بستری است، با شنیدن این خبر خودکشی ناموفقی میکند و برای پسرش نامهای به جا میگذارد و در آن راز بزرگ زندگیاش را فاش میکند.
در پی آن نامه فرانسیس تصمیم میگیرد به جستجوی پدر نابغهاش برود. برای این کار تنها دوستش و دختری که در آسایشگاه روانی با او آشنا شده همسفر او میشوند. سفری دورِ آمریکا در پی یافتن اصل و نسب. داستانی باورنکردنی، جذاب و پرکشش. اثری تحسینشده از بندیکت وِلس، نویسندۀ موفق آلمانیسویسی که منتقدان ادبی او را مستعدترین نویسندۀ ادبیات امروز آلمان میدانند. کتابخوانهای ایرانی وِلس را با پایان تنهایی میشناسند، کتابی که محبوبترین رمان سال ٢٠١٦ آلمان بوده و سه جایزۀ معتبر ادبی را نصیب خود کرده.
ترانزیت
نتی رایلینگ با نام مستعار آنا زِگرِس نویسندۀ آلمانی است که سالهای ١٩٢٩ تا ١٩٤١ را در فرار از آلمان به فرانسه و مکزیک گذرانده. او در سال ١٩٤٤ ترانزیت را مینویسد و اوضاع سیاسی- تاریخیای را که خود در آن به سر میبرده الگو قرار میدهد. ترانزیت به عقیدۀ خیلیها زیباترین اثر زگرس است. داستان در زمان جنگ جهانی دوم میگذرد، فرانسه به اشغال آلمان درآمده، و راوی که مکانیک آلمانی جوانی است خود را بجای نویسندۀ مردهای میزند تا از مدارکش برای ترانزیت استفاده کند. او باید از چندین کشور و چندین بندر عبور کند تا به کشوری برسد که در آن اجازۀ اقامت دارد. داستان حول سه شخصیت میگذرد: زایدلر مکانیک جوان، وایدل نویسندۀ مرده، و ماری همسر او که شهر به شهر پشت سر زایدلر میرود و به دنبال شوهر مردهاش میگردد.
«داستانی که اینجا روایت میشود، موضوعی که بدان پرداخته میشود، تأثیرگذارتر و روشنتر از هزاران هزار مخالفت و اعتراض قاطعانه به وضعیت انسانی است که تمایل به مهاجرت ندارد ولی مجبور میشود از شرق به غرب فرار کند، و باید برای دریافت چیزی بجنگد.»
هاینریش بل