تسلیناپذیر
تسلیناپذیر رمان عدم قطعیت است، آغازی ناگهانی، پایانی ناگهانیتر، شخصیتهای این رمان و اتفاقات آن هر یک به جای روشنتر کردن ماجرا، بر پیچ و خم این "لابیرنت" هزار تو میافزایند. در این رمان داستانی تعریف نمیشود، بلکه انگار راوی کابوسی را تعریف میکند که شاید به داستانی دیگر مربوط بوده. "تسلیناپذیر" گویی سایه یک رمان است و راوی آن در این عالم غرق در سایه گم است. سرتاسر داستان تلاش راوی است برای روشنتر کردن رازی که به نظر دهشتناک میآید، اما از آغاز تا به آخر رمان این عدم قطعیت است که بر خط به خط اثر سایه افکنده است.
زنی در آینه
خانههای قدیمی همیشه داستانهایی برای گفتن دارند. داستان عشقهای به ثمر رسیده و نرسیده، رازهای آشکارشده و رازهایی که تا ابد پوشیده خواهند ماند، و ترس... داستان ترسهایی که نسل به نسل و سینه به سینه روایت شدهاند. زنی در آینه داستان عشق است و راز و ترس؛ داستان نفرینی که با خشت خانه و سلول ساکنانش در طی نسلها آمیخته شده است. نفرینی از سر عشقی نافرجام که هر بار و در هر نسل یکی از اعضای خانواده اسیر آن میشود. داستان سه زن از سه نسل و طرز برخوردشان با عشق و ترس و جنون؛ زنانی با نقشهای اجتماعی مختلف که هر کدام به روش خود با ترس و عشق و رازهایش روبهرو میشود. ربکا جیمز، نویسندۀ استرالیایی این کتاب که به گفتۀ کاربران گودریدز، داستانی جذاب و خواندنی به سبک گوتیک نگاشته است، خواننده را وامیدارد تا، بی اینکه بتواند کتاب را زمین بگذارد، پیگیر اتفاقهای آن باشد.
در قسمتی از کتاب میخوانیم:
قبل از آنکه ببینمشان صدایشان را میشنوم. صدای فریادشان از آن سوی تپه میآید، اسمم را صدا میزنند، جادوگر خطابم میکنند. با سیخها و مشعلی که در دست دارند میآیند، با دهانهای سرخ و نیات شومشان. میگویند باید بترسم اما ترس همراه خودشان است. ترس در وجودشان رخنه کرده. من که نیازی به آنها ندارم. ترس آخرین لحظه به جانشان میافتد. ...
هرگز رهایم مکن
«هرگز رهایم مکن» یک رمان علمی ـ تخیلی است اما نمیتوان این رمان را در طبقهبندیهای رایج قرار داد چرا که نویسنده در کنار همذاتپنداری با شخصیتهای داستان درصدد پاسخگویی به سؤالات بسیاری است که نشان میدهد، این رمان یک کتاب سرگرمکننده است. کتی، روت و تومی قهرمانان رمان ایشیگورو هستند. آنها برای نخستین بار چیزی را درون خود حس میکنند به نام «عشق». این عشق در هر یک از این سه نفر، درجه و اندازه خاصی دارد. تومی اگرچه سعی دارد آن را کنترل کند تا دیگران متوجه آن نشوند اما جریان داستان به مخاطب خلاف آن را ثابت میکند. «تومی» امیدوار است بتواند برای «کتی» و «روت» دوست خوبی باشد.
نویسنده فضای داستان را به گونهای طراحی کرده که مخاطب ابتدا شک میکند به این که قهرمانان داستان آوای عشق را میشنوند یا آوای هنر را و یا هر دو را؟ لذا «ایشی گورو» مخاطب رادر یک بحران قرار میدهد که حل آن نیازمند داشتن دید و نگاهی فلسفی به مقوله زندگی است. کازوئو ایشی گورو در سال ١٩٥٤ در ناکازاکی ژاپن به دنیا آمد و در سال ١٩٦٠ همراه خانواده به بریتانیا مهاجرت میکند. ادبیات انگلیسی و فلسفه از رشتههایی است که ایشی گورو در دانشگاه «کنت» به تحصیل درآنها میپردازد. کارهای این نویسنده ژاپنیالاصل تاکنون به ٣٠زبان دنیا ترجمه شده است. وی هم اکنون ساکن لندن است. لازم به توضیح است مجله گاردین رمان «هرگز رهایم مکن» را به عنوان یکی از کتاب های پرفروش اروپا در سال ٢٠٠٥ معرفی کرده است.
خواهرم، قاتل زنجیرهای
رمان خواهرم، قاتل زنجیرهای، اثر تحسینبرانگیز نویسندۀ جوانِ نیجریهای اویینکان بریت وِیت، داستانِ رازآلود زندگی دو خواهر به نامهای کورده و آیولاست، دو خواهر با دو دنیای کاملاً متفاوت. کورده، خواهر بزرگتر که پرستاری وظیفهشناس و خوشقلب است، تمام تلاشش را میکند تا از رازهای سربه مهر زندگی خواهر کوچکترش آیولا محافظت کند، خواهری که زیبایی فریبندهاش همواره برای او و خانوادهاش دردسر درست میکند.
سادگی روایت در عین جذابیت، شخصیتپردازی دقیق و موشکافانه در کنار طنز سیاه خواهرم، قاتل زنجیرهای را به اثری خواندنی و محبوب تبدیل کرده است.
* برندۀ جایزۀ کتاب لسآنجلس تایمز، برای بهترین داستان جنایی
* نامزد جایزۀ منبوکر
* نامزد جایزۀ ادبیات داستانی زنان
غول مدفون
قهرمانهای داستان کتاب غول مدفون «اکسل» و «بیئتریس»، زوج کهنسالی هستند که برای پیدا کردن پسر گمشدهشان راهی سفر میشوند. این سفر در بریتانیای قدیم رخ میدهد. زمانی که ساکسونها و برایتونها پس از جنگی خانمانسوز در صلحی شکننده زندگی میکنند. صلحی که حاصل توافق یک فراموشی است. یک فراموشی همهگیر که به شکل مه در کل سرزمین پخش شده است. این مه به خاطر نفس یک اژدهاست و خاطره جنگ، عشق و نفرت و خونخواهی را از یاد مردم برده. «اکسل» و «بیئتریس» در طول سفرشان با آدمهای جدیدی روبرو میشوند.
یک جنگجوی جوان ساکسون را میبینند که دنبال مادرش میگردد و نیز افراد دیگر که در داستان به تفصیل آمده. غول مدفون همان رازی است که آرام آرام گشوده و به نتیجه نامنتظرهای ختم میشود. در آخر، هیبت غول به کل جلوی چشمان خواننده قرار میگیرد و اینجاست که مخاطب عظمت آن را درک میکند و میفهمد اصلاً و برای چه این غول در ابتدای داستان دفن شده است. شیوه بازگویی این راز، اوج هنر نویسنده در خلق جهانی شناور است و در نهایت خواننده با پرسش اصلی روبرو میشود: آیا باید گذشته را فراموش کرد تا به آرامش رسید؟ در رمان «ایشی گورو» عشق بر همه چیز چیره میشود الا مرگ.
روزنامه «گاردین» این رمان را به عنوان مهمترین رمان سال ٢٠١٥ انتخاب کرده است. «موراکامی» نویسنده و منتقد معروف ژاپنی درباره «ایشیگورو» میگوید: «هر یک از کارهای این نویسنده جدید است و هر بار که کتابی تازه از او به چاپ میرسد با عجله خودم را به کتابفروشی میرسانم.»
مشت مالچی عارف
«مشتمالچی عارف» یکی از نخستین رمانهای و. س. نایپل برنده جایزه نوبل ادبیات ٢٠٠١ است. وجه غالب این کتاب، گذشته از برازندگی و خوشذوقی در بیان و زبان، طنز و شوخطبعی طعنهآمیزی است که زیر لایه آن شک و بدبینی، خود را مینمایاند. طنز آن، همانگونه که بارگاس یوسا به درستی تشخیص داده، دو وجه دارد: نخست، وجه کلامی، به ویژه در گفتارها که در سراسر رمان موج میزند؛ دوم، وجه موقعیتی، از جمله صحنههای بسیار درخشانی که در فصلهای مختلف کتاب وجود دارد و کشف آنها به عهده خواننده است