چهار درویش

350,000 تومان
یکی از متون نقّالیِ پر خواننده و محبوب عامه قصه چهار درویش است. از این افسانه تاکنون ده‌ها تحریر مکتوب متعلق به سه سده گذشته در دست است. چندین روایت شفاهی نیز دارد و این نشان‌دهنده آن است که در محافل و قهوه‌خانه‌ها و شب‌نشینی‌ها خوانده و روایت می‌شده است. امروزه با وجود تلویزیون و رسانه‌های دیگر، شاید مردم کمتر به این قصه‌ها مراجعه کنند و دسترسی داشته باشند. از این‌رو، در مجموعه ادب عامه از میان روایات مختلف داستان یکی از قدیمی‌ترین و کامل‌ترین متن را آورده‌ایم. چهار درویش با توجه به چاپ‌های سربی و سنگی و نسخ خطی فراوانی که داشته، تا کنون به شیوه‌ای مصحَح و منقح چاپ نشده است. به دلیل پر خواننده بودن کتاب، اختلاف نسخه‌های خطی و چاپی آن نیز زیاد و گاه نثر آن‌ها متفاوت است. علاوه بر آن، لازم است برای تدوین تاریخ ادبیات عامه، آثار و متون آن‌که همواره مورد غفلت مورخان ادبی بوده، این آثار به شکل علمی و توأم با نقد و بررسی منتشر شود تا هم مردم که مخاطب اصلی این آثار هستند بهره ببرند و هم تصحیحی منقح انجام گیرد. چهار درویش به گواهی قدیم‌ترین نسخه خطی تاریخ‌دار مربوط به سال ١١٦٣ هجری قمری و جزو ادبیات داستانی عصر صفوی است. در این دوره تحریر افسانه‌های عامه بیش از پیش معمول شد و آثار معتبری در این عهد به وجود آمد. دلیل خلق آثار جدید رواج قصه‌گویی و قصه‌خوانی در محافل و قهوه‌خانه‌ها بود.

عشق روی چاکرای دوم

9,000 تومان
این مجموعه از ١٠ داستان تشکیل شده است. داستان آن که شبیه تو نیست برنده جایزه صد سالگی صادق هدایت از سایت سخن شده است. در این داستان می خوانیم: "بعدها، بی آن که بدانم چرا، یادم می افتاد دیگر اصلا شبیه زنی نیست که دور دریاچه مصنوعی ورزشگاه، برای آب کردن چربی هایش می دوید" داستان های دیگر عبارتند از: همین نزدیکی اما، ششمین نسل با حرف های اضافه، من به توان تو، عشق روی چاکرای دوم، غم میان بادهای موسمی، به چهل روایت دخترانه، هاردت .... ماروت و با تشدید روی جیم.

تک‌ خشت‌و چند داستان‌ دیگر

8,000 تومان
آن‌ طور که‌ پیداست‌ اولین‌ کسی‌ که‌ زال‌ را توی‌ خانه‌ سید دیده‌، همان‌ زنِ صیغه‌ای‌ بوده‌ که‌ از بس‌ با ناخن‌ها پوست‌ صورت‌ و سینه‌اش‌ را کنده‌ حالا دست‌هایش‌ را بسته‌اند. صبح‌ که‌ می‌رود به‌ عادت‌ هر روز تا غذایی‌ چیزی‌ درست‌ کند، برعکس‌ هر روز درِ خانه‌ را بسته‌ می‌بیند. در که‌ می‌زند به‌ جای‌ سید زال‌ را می‌بیند.

هفت داستان

7,000 تومان
«حرفت را هرگز قبول نداشتم که شاعر باید احساس زمان خود باشد و احساس نسل خودش . به نظر من شاعر باید احساس تمام زمان ها باشد و تمام نسل ها. بازی نسل‌ها را قبول ندارم... هر نسلی، جوانی ودیوانگی خودش رادارد.» شادی‌ها و سرخوشی های جوانی دیر یا زود به جدیتی عبث بدل می‌شوند و خودفریبی و حسرت آغاز می‌شود. آدم‌‌هایی ناتوان از زندگی کردن به باب دل خود، برای فراز از کابوس حال به گذشته می‌گریزند، به عشق‌های ازدست رفته ، دوستی‌های دفن شده و سرانجام مرگ درراه که دیری است خویشاوندش گشته‌اند.

بگذار برسانمت

7,000 تومان
بگذار برسانمت شامل ١٧ داستان کوتاه و خواندنی است. در داستان اول این کتاب می‌خوانیم: پدرم می‌گوید: «چند بار بهت بگویم هر روز هر روز چادر سرت نکن برو پی خرید آت و آشغال.» مادرم می‌گوید: «وا! کِی من هر روز هر روز رفتم؟ به جای دست درد نکند است شمس‌الله؟» «حالا کدام چادر سرت بود؟» «همان چادر مشکی گلدارم. مگر فرقی هم دارد.» «دِ همین دیگر! حالا کو تا تو فرق این چیزها را بفهمی.» «باز از خودت حرف درآوردی شمس‌الله؟» «اگر زن موقع راه رفتن قرو قمیش نیاید کسی باهاش کار ندارد.» «خجالت بکش شمس‌الله! بعدِ یک عمر کلفتی تو این خانه، این دستمزدم است، آفرین شمس‌الله! آفرین! خوشم باشد.» «حالا چه شکلی بود؟» «خیر سرش موهای جوگندمی‌اش را زده بود بالا اما ابروهای آن چشم‌های هیزش سیاه بود.» «بفرما! ببین چطوری رفته تو نخ آقا!» «خوب، نگه داشت کنارم؛ فکر کردم فامیلی همسایه‌ایه، نگاهش کردم. وقتی بی‌حیا گفت: بگذار برسانمت، روم را برگرداندم.»... محمد رضا گودرزی نویسنده این کتاب است که از مجموع آثار وی مجموعه پشت حصیر، فینالیست بنیاد گلشیری و منتقدان مطبوعات شده است.

گانگستری از دیار حافظ

6,500 تومان
کتاب «گانگستری از دیار حافظ» نوشته‌ی «قاسم شکری» است. ناشر درباره‌ی کتاب آورده است: «کتاب گانگستری از دیار حافظ داستان کوتاهی است که با زبان ساده و عامیانه نوشته‌شده است و درباره زندگی مردی ساده است که در زندگی زناشویی خود شکست‌خورده و همسرش بعد از طلاق با مرد دیگری ازدواج‌کرده است. ازاین‌رو با نوشتن نامه‌های پیوسته به همسر سابق خود رفتار و گفتارهای گذشته خود را در برابر او توجیه می‌کند و در هر بخش از داستان به توضیح قسمت‌هایی از نافرجامی‌هایش در زندگی گذشته می‌پردازد. راوی داستان که مردی است که باوجود نداشتن مال و ثروت خود را مردی خوشبخت می‌داند و از زندگی خود راضی است. اما به خاطر دید ساده‌لوحانه‌ای که به وقایع زندگی‌اش دارد از هر اتفاق پیش‌پاافتاده و ساده‌ای ماجرایی می‌سازد که درنهایت مخاطب اصلی آن خودش است.» در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: «چند ماه پیش هم توی ملاصدرا داشتم میرفتم که یکهو چشمم خورد به یکی از همین نوشته‌ها. از این نیسان گاوی‌ها بود. مونده بود توی ترافیک بدمصب. شوفرش یه خرمن ریش روی چونهش بود و یه سبیل هم داشت که آبخورش اومده بود تا روی نافش. از همین هایی که عشقشون خلافه. مردک اومده بود پشت ماشینش با خط نستعلیق درشت نوشته بود:"گانگستری از دیار حافظ."» این کتاب را انتشارات «ققنوس» منتشر کرده است.

من‌ مجردم‌ خانوم

4,500 تومان
درِ یکی‌ از اتاِها بسته‌ بود. آن‌ را باز کرد و بی‌آن‌ که‌ تو برود گردن‌ کشید و داخلش‌ را دید. در را بست‌ و به‌ آن‌ یکی‌ رفت‌. چشمش‌ به‌ تشک‌ و متکای‌ دونفره‌ای‌ که‌ روی‌ زمین‌ پهن‌ بود افتاد. گودیِ به‌ جا مانده‌ از دونفری‌ که‌ تویش‌ خوابیده‌ بودند هنوز دست‌ نخورده‌ مانده‌ بود. مینا نزدیک‌ درِ اتاِ آمد و گفت‌: «باید ببخشین‌ که‌ یه‌کم‌ به‌ هم‌ ریخته‌ است‌. می‌خواستم‌ روتشکی‌ها رو بشورم‌ که‌...»

هولا… هولا

2,800 تومان
«هولا... هولا» ٩ داستان کوتاه است که ناتاشا امیری آن را نوشته است. او از زبان کره اسبی این داستان را روایت می‌کند: «اسم مادرم «دلیله» بود. تیمورخان خیلی وقت‌ها مهمانانش را می‌آورد تا مادرم را تماشا کنند. ولی آن‌ها به من نگاه می‌کردند و با انگشت نشانم می‌دادند، پُشت نرده‌های سفید بودند که نزدیکشان شدم. یکی از گوش‌هایم را عقب بردم و دیگری را جلو آوردم. دست‌هایشان را گرفتند جلوی پوزه‌ام. بو می‌دادند، بوی عرق بدنشان که با پِهِن ما قاطی می‌شد. یک دفعه چهار نعل دور شدم. مادرم سُم به زمین کوبید که به آدم‌ها نزدیک نشوم. ولی من جفتک انداختم و باز نزدیکشان شدم. «ماسکوت»، «ویشتاسب روشنفکر»، «مادربزرگ گفت: می ارزید؟»، «بعد از صد سال مردی»، «هولا... هولا»، «موش کور»، «و دیگر بین ما نیستی»، «هفت کلام آخر اردشیر» و «سنبل الطیب» نام داستان‌های این مجموعه هستند. پیش از این از ناتاشا امیری کتاب‌های بامن به جهنم بیا و عشق روی چاکرای دوم منتشر شده که کتاب عشق روی چاکرای دوم برنده جایزه ادبی اصفهان در سال ٨٧ شده است.