پدیدارشناسیِ روحدانشِ پدیدارشونده را عرضه میکند و میبایست جایگزینِ تبیینهای روانشناسانه یا همچنین مباحث انتزاعیتر دربارهی بنیانگذاریِ دانش شود. این اثر تمهید برای علم را از نظرگاهي موردِ ملاحظه قرار میدهد که بهوسیلهی آنْ این تمهیدْ نوعی فلسفهی تازه، جالبِ توجه و نخستین علمِ فلسفه است. این اثر قالبهای مختلفِ روح را در مقام منزلگاههای یک راه دربرمیگیرد، راهي که از طریقِ آنْ این روح به دانشِ محض یا روحِ مطلق بدل میشود. از این رو، در بخشبندیهای اصلیِ این علم، بخشهایي که دوباره به چندین بخش تقسیم میشوند، آگاهی، خودآگاهی، عقلِ مشاهدهگر و کنشگر، خودِ روح، بهمنزلهی روحِ اخلاقی عرفی، فرهیخته و اخلاقی، و نهایتاً بهمنزلهی روحِ دینی در صورِ مختلفاش، موردِ ملاحظه قرار میگیرند. غنای نمودهای روح، غنایي که در نظرِ اول آشوبناک به نظر میرسد، در این اثر به قالبِ نظمي علمی درمیآید که این نمودها را بر حسبِ ضرورتشان نمایش میدهد. امورِ ناکامل خود را در این نظمِ علمی منحل میکنند و به امورِ والاتري برمیگذرند که حقیقتِ قریبشاناند. آنها حقیقتِ فرجامینشان را ابتدا در دین و سپس در علم، بهمثابهی نتیجهی کلِ این فرایند، مییابند.
برگرفته از آگهی پدیدارشناسیِ روح،
احتمالاً به قلمِ هگل، منتشرشده در روزنامهی بامبرگ، ۲۸ ژوئن ۱۸۰۷.
پدیدارشناسی روح - انتشارات نی
از غرایبِ تاریخِ فلسفه است که یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین نظریههای اخلاق ــ یعنی نظریهی اخلاقِ کانت ــ در قالبِ کتابی واحد در دسترس نیست. از میانِ سه اثرِ اصلیِ کانت در اخلاق، بنیانگذاری برای مابعدالطبیعهی اخلاق، نقدِ عقلِ عملی و مابعدالطبیعهی اخلاق، اولینِ آنها در کانونِ علاقهی فلسفی بوده و هست. حتی امروزه نیز هنوز از نظرِ بسیاری کسان لُبِ اخلاقِ کانتی در تلقیِ او از ارادهی خیر و در آموزهی اَمرِ بیقیدوشرط خلاصه میشود. اما با مطالعهی نقدِ دوم آشکار میشود که چنین چیزی عینِ تقلیلِ فلسفهی اَخلاقِ کانت است. گسترهی موضوعیِ نقدِ دوم به واقع فوقالعاده است. کانت پیشتر سه پرسش طرح کرده بود: «چه میتوانم بدانم؟ چه میبایست بکنم؟ به چه میتوانم امید ببندم؟». در نقدِ عقلِ عملی، اولاً، نتایجِ نقدِ نخست تأیید میشود؛ ثانیاً، آموزهی اَمرِ بیقیدوشرط از طریقِ امرِ واقعِ عقلِ محض توضیح داده میشود و این امید که کوششِ فضیلتمندانه چهبسا بیهوده نباشد در پرتوِ آموزهی خیرِ اعلی موجه میگردد. ثالثاً، کانت با سه اصلِ موضوعهی آزادی، نامیرایی و خدا ــ به جای پاسخ دادن به این پرسش که به چه میتوانم امید ببندم ــ به این پرسش پاسخ میدهد که من بهمثابهی سوژهای اَخلاقی باید به چه چیزی معتقد باشم تا قانونِ اَخلاق موهوم نباشد. بنابراین، در نظرِ کانت معنای تکلیفگرایانهی اَخلاق در تکلیفهای ما در قبالِ کنش خلاصه نمیشود؛ از نظرِ او، ما در مقامِ سوژههایی اَخلاقی باید به وُجودِ خدا و نامیراییِ نفْس معتقد باشیم. این اعتقاد از منظرِ عملی گریزناپذیر است.
معرفی کتاب از هایدگر تا گادامر (در مسیر هرمنویتیک)
«هرمنویتیک در سدهی بیستم عمدتاً کارِ هایدگر و گادامر بوده است. اما این دو نه خود واردِ گفتوگو شدند و نه کسي آنها را بهدرستی به گفتوگو واداشت. وضعیتِ مجموعهی آثار، که در خصوصِ هایدگر بسیار پیشرفت کرده و در موردِ گادامر تقریباً به پایان رسیده است، این رویارویی را نهتنها ممکن بلکه حتی لازم میسازد: زیرا رابطهی پیچیده و چندلایهی گادامر با آموزگارش در اثرِ اصلیاش حقیقت و روش (۱۹۶۰) احتمالاً به دلیلِ ملاحظاتِ شخصی کمتر بسط پیدا کرد و در نتیجه بهدشواری قابلِ تعیین است. آیا این اثر ادامهی کارِ هایدگر با ابزارهایي دیگر بود یا طرحي در مقابلِ طرحِ هایدگر؟ ویراستِ اخیرِ مجموعه آثارِ گادامر که از سالِ ۲۰۰۰ در مجموعهاي جیبی پیشِ روی ماست […] مجالی فراهم میکند که گویی برای نخستینبار حقیقت و روش را بهمنزلهی پاسخِ منسجمي به هایدگر تلقی کنیم که بر موضوعاتِ کاملاً جدیدي تأکید میورزد.»ــ از متنِ کتاباز هایدگر تا گادامر پژوهشي است در بابِ تاریخ و معنای «هرمنویتیک» از ابتدا تا مارتین هایدگر و بهویژه هانس ـ گئورگ گادامر. ژان گروندن، نویسندهی کتاب، که علاوه بر نگارشِ رسالهی دکتریِ خود بهراهنماییِ گادامر، با او مراوده و انسِ خاصي داشته است، در این کتاب، نخست، در فصلي مفصل، به بیانِ تاریخچهی سنتِ هرمنویتیکیِ غرب و نسبتِ آن با سنتِ «خطابه» میپردازد و، پس از آن، در دو فصل، به پژوهشي بصیرتآمیز و درخشان در خصوصِ هرمنویتیک هایدگر و بهطورِکلی پروژهی فلسفیِ او اقدام میکند، تا بدین وجه زمینه را برای «تعیینِ جایگاهِ هرمنویتیک گادامر از منظرِ هایدگر» مهیا سازد. سپس در فصولِ چهارم تا دهم شرحي عمیق از عناصرِ اصلیِ «هرمنویتیک فلسفیِ» گادامر ــ بر زمینهی بحث از ارکانِ اصلیِ آن همچون زبان، فهم، حقیقت، هنر، بازی، عید، مناسک و گوشِ درون ــ به دست میدهد. در نهایت، کتاب را با بررسیِ جایگاهِ هرمنویتیک فلسفیِ گادامر در جهانِ فرانسوی، و بهویژه نسبتِ او با فیلسوفاني چون ریکور و دریدا، به پایان میبرد.
از هایدگر تا گادامر (در مسیر هرمنویتیک) - انتشارات نی