من فقط دو نفر را کشتهام
قهرمان این رمان، در بحبوحۀ نابسامانی روابط خانوادگی و در کشاکش شکایت شاکیان یک پروندۀ کلاهبرداری، به جرم قتل بازداشت میشود. در اولین فرصت نگهبان بازداشتگاه را مجروح میکند و از کلانتری میگریزد، در پی اتفاقات بعد از فرار، بلافاصله درگیر ماجرای قتل دیگری میشود.
پس از مدت کوتاهی که با افراد خلافکار همخانه میشود، هراس از کشته شدن از آن خانه که حالا برایش به زندانی دیگر تبدیل شده فراریش می دهد و درست همان روز خودش را وسط ماجرای حیرتانگیز دیگری میبیند که به قاچاق اسلحه یا عتیقه شباهت دارد.
از مهلکۀ بعدی نیز جان سالم به در میبرد، ولی در مرز آبی ایران و پاکستان دستگیر میشود. در زندان قتل دیگری به پروندهاش اضافه میشود. بعد از آن به جرمی امنیتی بازداشت میشود و پشت سر هم برایش ماجراهای هولناک اتفاق میافتد.
هیچکدام از این ماجراها و افرادی که سر راه او قرار میگیرند شباهتی به یکدیگر ندارند و هرکدام او را در موقعیت ناشناختۀ متفاوت دیگری قرار میدهند.
اگرچه این رمان حول محور ماجراهای مربوط به اختلافات خانوادگی و کلاهبرداری و قتل میچرخد، نویسنده در این رمان خانوادگی و پلیسی تلاش کرده است از جهان محدود یک خانواده فراتر برود، با خلق شخصیتها و موقعیتهای بیشباهت به یکدیگر، جهانهای فکری متفاوتی را در کنارو مقابل هم قرار دهد.
کتاب دختری که نبود
معرفی کتاب دختری که نبود اثر هادی خورشاهیان
«دختری که نبود» دهمین رمان نوجوان هادی خورشاهیان است که پس از چهار سال که از نگارش آن می گذرد، از سوی نشر افق منتشر شده و در اختیار نوجوانان علاقه مند قرار گرفته است.
قالب این رمان، پست مدرن فانتزی و دارای یک شخصیت مالیخولیایی است که دوست و همزادی خیالی دارد که هم سن و سال خودش است و مشخصات خودش را دارد و بخشی از کارها را او انجام می دهد. همچنین دارای ارجاعات بین متنی و شخصیت های منحصر به فرد است.
در رمان «دختری که نبود»، ماجرای پدر و مادری مطرح می شود که دختری مالیخولیایی دارند. این دختر از نظر خانواده اش مشکل روانی دارد و بالاخره روزی خانواده اش تصمیم می گیرند او را پیش مادربزرگش ببرند که مثل او مشکل روانی دارد.