هنوز هر چیزی ممکن است
ژولیَن از اتفاقات غافلگیرکننده خوشش نمیآید. وقتی، پدر عجیب و دمدمیمزاجش پس از آتشسوزی خانهاش نزد دخترش میآید تا در منزل او ساکن شود، زندگی آرام و بیدغدغۀ ژولین به هم میریزد.
پدرش حقوق بازنشستگی خود را صرف خریدن کالاهایی میکند که در تلویزیون تبلیغ میکنند، با صدای بلند به موسیقی هارد راک گوش میکند، دیوارها را پر از پوستر سرخپوستان میکند، وسایلش را گم میکند و ...
ژولین دلش میخواهد فکر کند که خلاقیت ژان با گذر زمان در حال شکوفایی است، اما باید حقیقت را بپذیرد: ژان دارد عقلش را از دست میدهد. در برابر فرداهایی که محو میشوند، ژولین یاد میگیرد که مرد پنهان در زیر نقاب پدر را کشف کند و به ارزشها، نقاط ضعف و بهخصوص رؤیاهای او پی ببرد.
تا زمانی که بازی به پایان نرسیده، هنوز هر چیزی ممکن است.
***
ویرژینی گریمالدی، با شوخطبعی پرشور و ظرافت بیپایان خود، برایمان داستان فوقالعادهای دربارۀ گذر از این مرحله و انعطافپذیری نقل میکند.
طبق نظرسنجی فیگارو، ویرژینی گریمالدی پرخوانندهترین زن رماننویس فرانسوی در سالهای ٢٠١٩ و ٢٠٢٠ است.
کاش چیزی نمیماند جز لحظات شیرین
زنی دخترش را پیش از موعد به دنیا میآورد. بچه بسیار کوچک است، اما از همان ابتدا جای خاص خودش را پیدا میکند. زمان میگذرد و او اینبار شاهد پر کشیدن فرزندانش از آشیانۀ خانوادگی است. شاهد فضایی خالی و تنهایی غریبی که فقط خاطرات را زنده میکند. بار اول باید یاد بگیرد مادری تماموقت شود، بار دوم باید بیاموزد از مادر بودن بازنشسته شود.
داستانِ این کتاب داستانِ لحظاتی است که زندگی را زیر و رو میکند، امواج احساساتی که همهچیز را سر راه خود میروبد، و برخوردهای تأثیرگذاری که سرنوشت آدمی را تغییر میدهد.
ویرژینی گریمالدی، با صداقت بیپایان و طنز سرشار خود، ما را با زندگی آنان آشنا میکند و از ما میخواهد در شادی و غمها، در خاطرات، رویاها و امیدهایشان سهیم شویم. گریمالدی طبق نظرسنجی مجلۀ فیگارو در سال ٢٠١٩ پر مخاطبترین زن رماننویس فرانسه بوده است.