روانشناسي و علوم غيبي
دختری پانزده ساله که ادعا می کرد با روح دوستان و بستگان مرده ی خود مرتبا ارتباط برقرار می کند ، موضوع اولین کار منتشر شده توسط روانکاو افسانه ای "کارل گوستاو یونگ" بود. آنچه در "روانشناسی و علوم غیبی" گردآوری شده ، در کنار بسیاری از نوشته های بعدی او در مورد موضوعاتی مانند زندگی پس از مرگ ، تله پاتی و اشباح ، نقطه ی شروع یک علاقه حرفه ای و شخصی - حتی وسواس گونه - بود که در طول زندگی "یونگ" ادامه یافت. "روانشناسی و علوم غیبی" که توسط یکی از بزرگترین و بحث برانگیزترین متفکران قرن بیستم نوشته شده است ، نمایانگر یک بحث جذاب از دنیای تاریک و ناشناخته ی غیبی و اعماق مبهم روان انسان است.
خواندن این کتاب برای هر کس که هم به روانشناسی و هم به پدیده های ماورا الطبیعه علاقه مند است لازم است. "کارل گوستاو یونگ" در این کتاب تجربیات خود را هنگام مطالعه پدیده های مربوط به روح توصیف می کند و توضیحات علمی قابل قبولی را برای بسیاری از وقایع مختلف "ماورا الطبیعه" که شاهد بوده ارائه می دهد. آنچه از مطالعه ی این اثر و دیگر آثار وی به دست می آید، تفاوت در نوشته های قبلی "یونگ" با نوشته های بعدی او بود.
او در اوایل کارش کاملا به توضیحات معنوی شک داشت ، اما نوشته های بعدی او به وضوح نشانگر اعتقاد وی به این مساله است که واقعیت ممکن است شامل موارد ماورا الطبیعه و معنوی نیز باشد و شک کنندگان باید ذهن خود را باز کرده و شواهد موجود را به نفع توضیحات ماورا الطبیعه بررسی کنند. کسانی که نوشته های دیگر او را خوانده اند خوب است که با این کتاب عالی ادامه دهند.
تعبیر خواب
در فاصلهی سالهای ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰ میلادی، کارل یونگ، روانپزشک و روانشناس سوئیسی، سمینارهایی ارائه کرد، که حاصل آن در کتابی با عنوانِ «تعبیرِ خواب» گنجانده شد که ابتدا در ۱۹۸۴ به زبان انگلیسی منتشر و سپس در ۱۹۹۱ به آلمانی بازگردانی شد. یونگ در این کتابِ شاخص مسئلهی تحلیل یا تعبیرِ رویا را مطرح میکند و به تفحص در عالمِ رویا میپردازَد. او باور داشت که رویا و رویادیدن در فهمِ ماهیتِ روانِ انسان اهمیتی بسیار دارد، چه، از نظر یونگ این رویاها در پسِ ظاهرِ نمادینِ خود، معانی و مفاهیم عمیقی دارند، وَ اسرارِ ضمیرِ ناخودآگاه انسان را برملا میکنند. یکی از مفاهیمِ کلیدی ِ مطرح در کتابِ «تعبیر خواب»، ایدهی ناخودآگاه جمعی است، قلمرویی در عالمِ روانِ تمامیِ ابناء بشر که مملو از نمادها و کهنالگوهای مشترکند.
به زعمِ یونگ یکی از مجراهای دسترسی به این ساحت از روان، تحلیل و تعبیر ِ رویاهایی است که هر فرد در خواب میبیند. یونگ در این کتاب، ضمنِ طرحِ ایدههای نظری خود در بابِ تعبیر و تحلیل رویا، دو سطحِ مجزای عینی و ذهنی (objective and subjective) را لحاظ میکند. در سطح ذهنی، فیگورها و عناصرِ رویا به منزلهی بازنماییهایی از شخصیتِ فرد رویابین (خصوصاً عقدهها و تعارضهای حلناشدهی وجود ِ او) هستند درحالیکه در سطح و لایهی عینی، چیزهایی که فرد در رویا میبیند، افراد یا موجوداتی در واقعیتند. و با رویا دیدن است که ضمیر ِ ناخودآگاهِ انسان درصددِ حمایت از خودآگاهیِ ایگو برآمده و اجزای گسیختهی روان را در روندی انسجامبخش به خودِ فرد نشان میدهد تا وی کشاکشهای روانِ خود را دریابد. ضمیر ناخودآگاه که از رشد و انسجامِ شخصیتِ فرد به گونهای همهجانبه باخبر است، اطلاعاتی به ضمیر خودآگاهِ او فرستاده تا وی برای انسجامبخشی ِ روح و روان خود اقدام کند. کارکرد و مقصود از تعبیر و تحلیل رویا، از دیدِ یونگ، همین روند است. یونگ بر اهمیتِ رویاها و وجهِ نمادینِ رویا تأکید دارد، اینکه تحلیلِ رویا هم درواقع بررسی و واکاویِ همین نمادهاست و با رمزگشایی از سمبل و مایههای اصلیِ هر رویا میتوان حقایقِ ارزشمندی پیرامونِ امیال و آرزوها و ترسهای انسان را کشف کرد، چیزی که ضمیرِ ناخودآگاه ِ فرد در رویا به او میرسانَد.