روان شناسی اجتماعی
کتاب حاضر یکی از محبوب ترین کتاب های درسی روان شناسی اجتماعی در آمریکاست و موقعیت آن در روان شناسی اجتماعی مانند موقعیت کتاب زمینه روان شناسی هیلگارد در روان شناسی عمومی است . ارائه یک تعریف در هر حوزه ، تقریبا کار پیچیده ای است . در مورد روان شناسی اجتماعی ، این دشواری به وسیله 2 عامل افزایش می یابد : گستره وسیع این حوزه و تغییرات سریع آن . چنان که در هر فصل این کتاب خواهید دید ،
روان شناسان اجتماعی دارای گستره علایق وسیعی هستند . اما علی رغم این واقعیت ، بیشتر روان شناسان اجتماعی اساسا بر تکلیف زیر تاکید دارند : درک اینکه چگونه و چرا افراد در موقعیت های اجتماعی ، یعنی موقعیت هایی که شامل حضور واقعی یا تصوری افراد دیگر است آن گونه که میبینیم رفتار، اندیشه و احساس می کنند . همخوان با این واقعیت بنیادی ، ما روان شناسی اجتماعی را به صورت حوزه ای علمی که در جستجوی درک ماهیت و علل رفتار و افکار فرد در موقعیت های اجتماعی است تعریف میکنیم
تمشک های ناظر
((تعقیبم کردی، آهان ؟خواستی بینی کجا می ره این دختره تنها تنها ...)) موهای فرش راچنگ می زند به پشت. تارهای صوتی اش را کشیده تر (زنانه تر) می کند. ((نکنه شیطون، خواستی خودت تنها تنها بادختره...)) کرم های شبتاب پریده اند توی چشم هایش. برای به بند کشانیدن یک زن اثیری همه مقدمات فراهم است: چله نشینی ای که تنها ده روز به پایانش ماند است ، زنی دور ازدسترس باخال نزدیک به قوزک پایش . وبشرا. دختری که شبوار جین می پوشد ودرهمین نزدیکی است. ((تمشک های ناظر)) بر مرز واقعیت ورؤیا پیش می رود، رؤیایی حقیقی تر ازواقعیت وواقعیتی رؤیایی.
گزارش هفتخان رستم(بربنیاد داستانی ازشاهنامه فردوسی)
نگارنده در گزارش "هفتخان رستم "کوشیده است تا این داستان را بر بنیاد متن اصلی در شاهنامه، به زبانی نزدیک به زبان فردوسی و با نثری به نسبت ساده برای مخاطبان عمدتا جوانان بنگارد .در پیشگفتار کتاب تصریح شده است" :خواندن داستان "لشکرکشی کاووس به مازندران "فرصتی است برای آشنایی با شهریاری سبکسر و بیپروا به همه چیز و همه کس و بی اعتنا به مصلحت آدمیان و رهنمود پهلوانان و خردمندان فرمان ایزدی .مطالعه داستان هفتخان رستم نیز مجالی است برای شناختن پهلوانی جسور و دریا دل و نام جوی که هر دشواری و خطری را در راه رهایی ایران و ایرانیان پذیرا میشود .این داستان، صحنههای نمونهواری از رزمها و نبردهای سهمگین "ایران "و "انیران " را در روزگار باستان روزگاری که در پرده اسطوره و افسانه پوشیده است و دست تاریخ به دامان آن نمیرسد در برابر چشم خواننده به نمایش درآورد .
دخترخاله ونگوگ
این کتاب از ١٢ داستان تشکیل شده است. فریده خرمی پیش از انتشار نخستین مجموعه داستانش، "دخترخاله ونگوگ" سالها به نوشتن مقالات اجتماعی و ادبی، نقد فیلم، مصاحبه و چاپ آنها در روزنامههای صبح تهران مشغول بود. زنان، راویان تمامی قصههای این مجموعهاند. زنانی از جایگاههای متفاوت اجتماعی و فرهنگی. زنانی که انگیزه آنها برای گفتن قصههایشان گاهی عشق است، گاه نفرت و گاهی تنهایی و سرخوردگی. روابط فردی و خصوصی این زنان با آدمهای اطرافشان دستمایه بیشتر این قصههاست. سه قصه اول این مجموعه سعی در شکستن فضای تلخ و اخموی حاکم بر قصههای کوتاه معاصر ایرانی دارد.
در حالی که قصههای "گلهای این پیراهن"، "گوجهفرنگیهای کال" و "شیرین" قصههایی عاشقانهاند. زنان راوی "مرز"، "اجرای آخر" و "آقا عزیز" در شرایطی شکننده و ناپایدار و گاه بحرانی به سر میبرند. بجز "قندشکن" و "دایره" که در فضایی سوررئال بازگو میشوند، بقیه قصهها از زمینههایی کاملاً رئال برخوردارند
گرنیکا
یک خواننده علاقهمند به کتابهای نویسندهای معروف با او ارتباط مکاتبهای برقرار میکند، بین آنها ــ توسط همین نامهها ــ علاقهای خاص ایجاد میشود، و خواننده در ذهن و خیال خود شخصیتی از نویسنده میسازد که با دیدن او به یکباره فرو میریزد و میفهمد که مغبون شده ولی... فرشته توانگر، نویسنده جوان شیرازی... که پیش از این مجموعه داستان «خانهها و خیابانها» (نیم نگاه) و همین جا روی زمین (نشر مرکز ١٣٧٧) از او به چاپ رسیده است، این بار با «گرنیکا» خالق حوادثی خواندنی است. انتشارات ققنوس کتاب گرنیکا را در ١٢٨ صفحه و اندازه رقعی راهی بازار نشر کرده است.
گره کور
جمعه بیست و هشتم روی صندلی لهستانی
این کتاب با ٨ داستان کوتاه از جمعه بیست و هشتم آغاز میشود. دختری چاق عاشق استادی مو سفید میشود تا آنجا پیش میرود که موفق به گرفتن مدرک دکترا میشود. در ادامه به داستان بعدی میرسیم که روایت راننده تنهای آژانس است که خیلی اتفاقی جدول تلفنی حل میکند. داستان دیگر یک داستان کوتاه از پسر بچهای است که گربهای سیاه دارد و با یک شبح دوست میشود. "زن سمندر یا زینت؟" داستان سرایدار یک برج است که شبها با کلیدهای یدکی به آپارتمانهای طبقات بالا میرود. طولانیترین داستان کتاب ماجرای ٣ زن را باز میگوید که یک مرده روی دستشان مانده بعد کتاب کمی شیرین میشود و به داستان شیرینیپزی مانوک میرسد که دختری ارمنی به نام ژانت مدیر آن است و محبوبه کتابفروشی همسایه. آخرین داستان هم از دو نفر است که با فلاکس چای رفتهاند روی پشتبام تا برف ببینند.