انقلاب باشکوه
انقلاب باشکوه در نیمه دوم قرن هفدهم میلادی در انگلستان رخ داد. براستی چرا به این انقلاب باشکوه میگویند. چون که بدون هیچ نبردی پیروز شد و شکل دموکراتیکتر حکومت جای شاه مستبد و بیرحمی را که سرنگون شده بود گرفت. شاه جیمز دوم که مایل نبود با پارلمان کار کند و قوانین انگلستان را زیر پا گذاشته بود، از کشور گریخت و این هنگامی بود که پرنس ویلیام با موفقیت به انگلستان حمله کرده بود.
انقلاب باشکوه، گرچه کوتاه و بدون شور و هیجان بود نقطه اوج رخدادهایی بود که نخستین دموکراسی مدرن را پیریزی کرد. پارلمان انگلستان و پادشاهان این کشور به مدت یک قرن بر سر موضوعهایی چون قدرت و مذهب به شدت درگیر بودند تا این که رهبران، خسته از درگیری و خونریزی، از درگیری دست کشیدند و حکومت تازهای بر پا داشتند که در جهت سازش و وحدت کار کند. انقلاب باشکوه به عنوان نماد سرآغازی نو که از پی زوال سنتهای کهنه سربرآورد دارای اهمیت است.
خاور نزدیک باستان
در روزگاران باستان در بخش جنوب عرازز امروز، گروهی از مردم در دل صحرا بوستانی ساختند که قرنها بعد، این ناحیه کوچک کشاورزی سومر نام گرفت. امروزه پژوهشگران این ناحیه میان دجله و فرات را بینالنهرین مینامند. این فرهنگ یکی از چهار تمدن بزرگ روزگاران باستان بوده است. سه فرهنگ دیگر هم در کنار رودخانهها پدید آمدهاند: مصر در کنار نیل، هند در کنار رودهای سند و گنگ و چین در کنار رودهای وی و هوانگهو. این چهار فرهنگ ویژگیهای مشترک بسیاری داشتهاند ولی مستقل از یکدیگر پدید آمدهاند. تا سده بیستم میلادی باستانشناسان کشف کردند که بینالنهرین نخستین این تمدنها و آن بوستان «گاهواره تمدن» بود. خاور نزدیک باستان را امروزه خاور میانه مینامند.
از آنجا که مردم شهرها را در امتداد کرانههای دجله و فرات ساخته بودند، بنابراین وضعیت پست و بلند زمین منطقه، در طول هزاران سال تغییر چندانی نداشته است. این سرزمین که از شرزز با کوههای زاگرس، از شمال با کوههای توروس، از غرب با دریای مدیترانه و از جنوب با صحرای عربستان محصور است، قوس هلالی شکلی است که درههای رودخانهای را تا شمال دنبال و سپس قطع میکند و تا جنوب سواحل مدیترانه پیش میرود.