خاکستر
اگر آنانیا دروغ میگوید، این اُلی است که دروغ را دوست دارد. بیخبر از این که در دوست داشتن این دروغ تنها نیست، بیخبر از این که عشق میتواند رویاییترین تصویرها را واقعی، بس واقعی جلوه دهد. اُلی فریب را به پیشواز میرود و به دنیایی قدم میگذارد که خشونت و ابتذال حرف اول و آخر آن است؛ اما او تنها مخاطب کیفرخواست برخاسته از راهش نیست. وارث خاکستر فرزند اُلی است. گراتسیا دلددا، نویسنده صاحبنام ایتالیایی و برنده نوبل ادبی ١٩٢٦ در «خاکستر» نیز چون دیگر آثارش انسان را به تصویر نشسته است؛ انسان را و شرایط تحمیل شده بر او را.
حریق در باغ زیتون
گراتزیا دلددا در سال ١٨٧١، در شهر نوئورو، در جزیره ساردنی به دنیا آمد. در پانزده سالگی اولین مجموعه داستانش را بدون اطلاع خانواده به چاپ رساند و سپس پس از ازدواج در سال ١٩٠٠ به رم رفت و در آنجا ساکن شد. رمانهای او یکی پس از دیگری به چاپ رسیدند و به انگلیسی و فرانسه ترجمه شدند و رفته رفته شهرتی جهانی برایش به ارمغان آوردند. وی در سال ١٩٢٦ جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد. او، دومین زن نویسنده و تنها نویسنده زن ایتالیایی است که برنده جایزه نوبل شده است. گراتزیا دلددا در سال ١٩٣٦ در شهر رم، درگذشت. مهمترین آثار او عبارتند از: گنج، عدالت، پس از طلاِ، الیاس پورتولو، خاکستر، پیچک، در صحرا، نیزار در باد، چشمهای سیمونه، راه خطا، حریق در باغ زیتون، وسوسه، راز مرد گوشهگیر، رقص گردنبند، سرزمین باد، مریم منزوی.
چشمهای سیمونه
در چشمهای « سیمونه سوله » چه رازی نهفته بود که ماریانا چنین دلبسته او شده بود . سالها پیش ، هنگامی که سیمونه پسر بچهای بیش نبود در خانه او خدمتکاری میکرد . ماریانا با خانوادهاش آشنایی داشت . خانوادهای فقیر ولی شریف و از نسلی ماندگار . پدر و مادر هر دو بیمار و رنجور و خواهرانش ، دخترانی زیبا که فقط برای رفتن به کلیسا از خانه خارج میشدند و در گوشه تاریکی در نزدیکی محراب ، جایی که خود ماریانا نیز مینشست ، زانو میزدند . « گراتزیا دلددا » اولین نویسنده زنی که جایزه نوبل ادبی را از آن خود کرد این بار در چشمهای سیمونه تصویرگر تنهاییهای زنی است که رباینده تنها گنجینهای را که مالک مطلق آن است ، انتظار میکشد . و چه کسی میتواند راز گذر از حصار پیرامون آن گنجینه را دریابد ، جز سیمونه ، چشمهای یک راهزن ! « چشمهای سیمونه » داستان راز این چشمهاست .