

آشنایی با صادق هدایت
175,000 تومان
آشنايي با صادق هدايت بر پايه دوستي نزديك فرزانه با هدايت، كه تا آخرين روزهاي زندگي وي ادامه داشته، نوشته شده است. بخش نخست كتاب آنچه صادق هدايت به من گفت، در بردارنده خاطرههاي گوناگوني از اين دوران است كه در كنار هم، تصويري روشن و واقعي از خصوصيات شخصي و روال زندگي هدايت ترسيم ميكنند و به ويژه بر رويدادهاي چند ماهه پيش از خودكشي وي در پاريس پرتوي تازه ميافكنند. بخش دوم صادق هدايت چه ميگفت، بررسي و تحليلي درباره روحيات و شخصيت و ديدگاههاي اجتماعي و هنري اين نويسنده بزرگ است كه رابطه انديشهها و آثار او را با زندگي واقعياش روشن ميكند.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
آشنایی با صادق هدایت
نویسنده | مصطفی فرزانه |
مترجم | |
نوبت چاپ | 8 |
تعداد صفحات | 530 |
قطع و نوع جلد | رقعی شومیز |
سال انتشار | 1394 |
شابک | 9789643050191 |
وزن | 0.59 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
ناتورالیسم (طبیعتگرایی)
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
معرفی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها نوشتهی آرمان آرین دومین مجلد از مجموعهای به همین نام (پتش خوآرگر) است که بر مبنای اوستا نوشته شده و داستان حول محور نبرد تاریکی و روشنایی میچرخد. این مجموعه برای ردهی سنی نوجوان نوشته شده و از پرمخاطبترین و پرافتخارترین مجموعه کتابهای ایرانی است.
دربارهی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها داستان کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها چنین آغاز میگردد: در شبی که آسمان به رنگ قیر سیاه بود، سی پاره روشنایی -کمتر یا بیشتر- بر دشتی تیره فرود آمدند. ذرات نور در میانهی آسمان چنان در هم آمیختند که هنگام فرود بر زمین، تنها سه پاره شدند. این سه پاره نور به هیبتی همچون انسان، همراه با دست و پا و سر و تن و البته بالهایی شگفتانگیز از جنس فلز در آمدند. جنس بالهاشان چنان بود که با آنها میتوانستند مهیبترینِ صخرهها را بشکافند و از دل آنها عبور کنند. آن سه پارهی نور، که به شکل سه مرد زیباروی در آمده بودند، در مقابل صفهای آغازین لشکر دیوها ایستادند. حضور نورها همهمهای در قلب سپاهیان تاریکی انداخت و سکوت ظاهری آن شب را در هم شکست. طولی نکشید که دیوها و همهی همقطارانشان آن سه نور فرودآمده را در بر گرفتند و در میان انبوهی از یاران خود محاصره کردند. لحظهبهلحظه حلقهی محاصره تنگتر میشد و تاریکی بیش از پیش سه مرد جوان را در بر میگرفت. بوی تعفن نفس دیوها هر دم بیش از پیش میشد..
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.