اسطوره امروز
135,000 تومان
کتاب اسطوره امروز نوشته رولان بارت ترجمه شیرین دخت دقیقیان توسط انتشارات مرکز با موضوع اسطوره شناسی، تاریخ، تاریخ اسطوره به چاپ رسیده است.
اسطوره ها فقط فراورده های جامعه های ابتدائی و کهن نیستند. ذهنیت جوامع امروزی نیز توانایی حیرت انگیزی در ساختن اسطوره از رویدادهای روزمره ی سیاسی و اجتماعی و هنری و ورزشی و غیره دارد. اما هرچند تلاش برای اسطوره ای کردن دیدگاه های بشر امروز گسترده باشد، برخورد علمی و انتقادی با آن که موضوع بحث اسطوره شناسی است چیرگی ذهن تحلیلگر را بر اغوای اسطوره امکان پذیر می کند. بارت در مقاله های مجموعه ی اسطوره شناسی ها نشانه ها و اسطوره های زندگی روزمره ی سیاسی و فرهنگی فرانسه ی دهه ی 60 را زیر ذره بین می گذارد و از «نشانه های ناسالم» که پرورنده ی اسطوره هایند نقاب برمی دارد. پس از آن، در مقاله ی نظری بسیار مهم اسطوره، امروز مبانی و اسلوب های نظری خود در اسطوره شناسی را تدوین می کند و در آن چکیده ای از دستاوردهای خود در زمینه های نقد، نظریه ی ادبی، نشانه شناسی، و اسطوره شناسی به دست می دهد.
معرفی مباحث کتاب اسطوره امروز
تبار واژه semiologie
کاربرد نشانه شناسی در قلمروهای پژوهش معاصر
درباره نشلنه
نقد اسطوره
بارت و اسطوره
اسطوره امروز
اسطوره یک گفتار است
اسطوره چونان نظامی نشانه شناسیک
فرم و مفهوم
دلالت
خواندن و رمزگشایی اسطوره
اسطوره چونانی زبانی دزدیده شده
فقط 1 عدد در انبار موجود است
اسطوره امروز
نویسنده | رولان بارت |
مترجم | شیرین دخت دقیقیان |
نوبت چاپ | هفدهم |
تعداد صفحات | 128 |
قطع و نوع جلد | رقعی شومیز |
سال انتشار | 1403 |
شابک | 9789643051891 |
وزن | 0.15 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
نظریه ادبی: معرفی بسیار مختصر
استنباط آماری در پژوهش رفتاری
نظریه های شخصیت
ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.