اصول کارگردانی تئاتر

160,000 تومان

کتاب “اصول کارگردانی تئاتر” اثری از کاگردان و پژوهشگر “احمد دامود” است که نشر “مرکز” سالهاست آن را منتشر می کند. این کتاب مدت های زیادی است که به عنوان یکی از منابع اصلی کنکور کارشناسی در رشته های مرتبط به هنرهای نمایشی معرفی میشود. علاوه بر این نیز در دانشگاه های در رشته هایی چون بازیگری و کارگردانی نیز این کتاب به عنوان اولین کتاب های پیشنهادی به دانشجویان معرفی می شود. در ایران تعداد بسیار کمی از این چنین تالیفات در حوزه هنرهای نمایشی وجود دارد که با رویکردی مشخص به مساله کارگردانی تئاتر بپردازد. از این حیث احمد دامود یکی از چهره های برجسته تئاتر در این کتاب به طور خلاصه اما جامع به این مساله می پردازد. همانطور که گفته شد این کتاب به طور خلاصه اصول اولیه کاگردانی تئاتر را به هنرجویان معرفی می کند تا که بینش اولیه ای در خصوص این حرفه بدست آورند. این کتاب نثر روان و قابل فهمی دارد که برای علاقه مندانی که تحصیلات دانشگاهی ندارند نیز می تواند بسیار مفید و الهام بخش باشد. اصول اساسی کارگردانی تئاتر بر پایه مراجع و منابع معتبر این فن تشریح شده و کوشش شده است همه نکات و جزئیاتی که در به صحنه درآوردن هر نمایشی اهمیت دارند یادآوری شود و خواننده با یک یک مراحلی که از تصمیم به اجرای یک نمایش تا بالا رفتن پرده در برابر تماشاگر باید طی شوند آشنا شود

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

اصول کارگردانی تئاتر

نویسنده احمد دامود
مترجم
نوبت چاپ 19
تعداد صفحات 230
قطع و نوع جلد رقعی شومیز
سال انتشار 1403
شابک 9789643052379
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.25 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اصول کارگردانی تئاتر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

نتایج انقلاب ایران

7,000 تومان
کتاب‌ حاضر اثری‌ اثری‌ کلاسیک‌ در حوزه‌ مطالعات‌ خاورمیانه‌ است‌. پروفسور کِدی‌ سرگذشت‌ ایران‌ معاصر را در این‌ کتاب‌ تا زمان‌ حال‌ بازگو کرده‌ و به‌ بررسی‌ تحولات‌ سیاسی‌، فرهنگی‌ و اجتماعی‌ آن‌ می‌پردازد. وی‌ جنگ‌ ایران‌ و عرازز، جنگ‌ خلیج‌ فارس‌، تأثیرات‌ واقعه‌ یازده‌ سپتامبر و رابطه‌ استراتژیک‌ ایران‌ با ایالات‌ متحده‌ را به‌ شکلی‌ حاکی‌ از بصیرت‌ شرح‌ می‌دهد و نیز تحولاتی‌ را که‌ در نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌، مراقبت‌های‌ درمانی‌ و بهداشتی‌، هنر و نقش‌ زنان‌ در ایران‌ رخ‌ داده‌ است‌ بررسی‌ می‌کند. همچنین‌، در این‌ کتاب‌ مجال‌ آشنایی‌ با ابعاد دیگری‌ از ایرانِ بعد از انقلاب‌ نظیر حقوزز بشر و حقوزز اقلیت‌ها فراهم‌ شده‌ است‌. کتاب‌ «نتایج‌ انقلاب‌ ایران‌» منبعی‌ است‌ روشنگر برای‌ آشنایی‌ با تکاپویی‌ که‌ هم‌ اکنون‌ در راه‌ دموکراسی‌ در ایران‌ جریان‌ دارد.

مبانی برنامه ریزی صنعت گردشگری

3,100 تومان
این کتاب برای دانشجویان رشته‌های جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری و مدیریت جهانگردی در مقطع کارشناسی به عنوان منبع اصلی دروس «جغرافیا و صنعت توریسم»، «شناخت صنعت گردشگری»، «برنامه‌ریزی توسعه جهانگردی»، «جغرافیای جهانگردی عمومی»، هر کدام به ارزش 2 واحد، همچنین رشته جغرافیا با گرایش برنامهریزی توریسم در مقطع کارشناسی ارشد به‌عنوان منبع فرعی درس «تکنیکها و مدلهای برنامه‌ریزی توریسم» به ارزش 2 واحد، در رشته جغرافیا و برنامه‌ریزی توریسم در مقطع کارشناسی ارشد به‌عنوان منبع اصلی درس «برنامه‌ریزی توریسم 1: طرح‌های کلان» به ارزش 2 واحد تدوین شده است. امید است علاوه بر جامعه دانشگاهی، سایر علاقه‌مندان نیز از آن بهره‌مند شوند.
فهرست:
پیشگفتار مقدمه فصل اول: کلیات فصل دوم: اصول صنعت گردشگری فصل سوم: توسعه صنعت گردشگری فصل چهارم: مدیریت صنعت گردشگری فصل پنجم: بازاریابی صنعت گردشگری منابع و مأخذ واژه‌نامه در پایان هر فصل مبحثی با نام «چند پرسش و تأمل» آمده است

سازمانهای بین المللی

14,500 تومان
سازمانهای بین المللی نویسنده دکتر محمد غفوری مترجم ————— ناشر انتشارات سمت تعداد صفحات 448 نوع جلد شومیز قطع وزیری

کتاب بچه های جینگیلی 4 (کلاغه بال و پر داره خبرهای خوش می آره)

6,000 تومان
رانه های شاد و تصاویر خیال انگیز مجموعه کتاب های «بچه های جینگیلی» خلاقیت کودکان را افزایش می دهند. در هر صفحه از کتاب ها یکی از بچه ها، با لباس عروسکی مخصوص، نقش جدیدی را بازی می کند. در واقع فعالیت هایی چون آموزش حیوانات، میوه ها، شغل ها و… به تجربه ای متفاوت و لذت بخش تبدیل می شوند.

کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها

40,000 تومان

معرفی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها

کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها نوشته‌ی آرمان آرین دومین مجلد از مجموعه‌ای به همین نام (پتش خوآرگر) است که بر مبنای اوستا نوشته شده و داستان حول محور نبرد تاریکی و روشنایی می‌چرخد. این مجموعه برای رده‌ی سنی نوجوان نوشته شده و از پرمخاطب‌ترین و پرافتخارترین مجموعه‌ کتاب‌های ایرانی است.

درباره‌ی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها داستان کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها چنین آغاز می‌گردد: در شبی که آسمان به رنگ قیر سیاه بود، سی پاره روشنایی -کمتر یا بیشتر- بر دشتی تیره فرود آمدند. ذرات نور در میانه‌ی آسمان چنان در هم آمیختند که هنگام فرود بر زمین، تنها سه پاره شدند. این سه پاره نور به هیبتی همچون انسان، همراه با دست و پا و سر و تن و البته بال‌هایی شگفت‌‍انگیز از جنس فلز در آمدند. جنس بال‌هاشان چنان بود که با آن‌ها می‌توانستند مهیب‌ترینِ صخره‌ها را بشکافند و از دل آن‌ها عبور کنند. آن سه پاره‌ی نور، که به شکل سه مرد زیباروی در آمده بودند، در مقابل صف‌های آغازین لشکر دیوها ایستادند. حضور نورها همهمه‌ای در قلب سپاهیان تاریکی انداخت و سکوت ظاهری آن شب را در هم شکست. طولی نکشید که دیوها و همه‌ی هم‌قطاران‌شان آن سه نور فرودآمده را در بر گرفتند و در میان انبوهی از یاران خود محاصره کردند. لحظه‌به‌لحظه حلقه‌ی محاصره تنگ‌تر می‌شد و تاریکی بیش از پیش سه مرد جوان را در بر می‌گرفت. بوی تعفن نفس دیوها هر دم بیش از پیش می‌شد..

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت