

انگیزش و هیجان
145,000 تومان
این کتاب برای دانشجویان رشته روانشناسی در مقطع کارشناسی به عنوان منبع اصلی درس «انگیزش و هیجان» به ارزش 3 واحد تدوین شده است. امید میرود علاوه بر جامعه دانشگاهی، سایر دانشپژوهان نیز از آن بهرهمند شوند.
فهرست :
پیشگفتار
مقدمه
بخش اول: تعریف و جایگاه انگیزش در روانشناسی و اساس فیزیولوژیکی آن
فصل اول: تعریف و جایگاه انگیزش
فصل دوم: اساس فیزیولوژیکی انگیزش
بخش دوم: نظریههای کاهش کشانندهای
فصل سوم: نظریه روانتحلیلگری
فصل چهارم: نظریه کشانندهای هال
بخش سوم: نظریههای انتظار ـ ارزش
فصل پنجم: نظریه میدانی لوین
فصل ششم: نظریه انگیزه پیشرفت
فصل هفتم: نظریه یادگیری اجتماعی
بخش چهارم: نظریههای شناختی
فصل هشتم: نظریه اسنادی
فصل نهم: نظریه انساننگری
بخش پنجم: هیجان
فصل دهم: مبانی فیزیولوژیک هیجان
فصل یازدهم: نظریههای شناختی هیجان
فصل دوازدهم: نظریههای اختصاصی هیجان
فصل سیزدهم: نظریههای تحولی هیجان
فصل چهاردهم: نظریههای اجتماعی و نقش فرهنگ در هیجان
فصل پانزدهم: نظریههای بالینی هیجان
منابع و مآخذ
واژهنامه
فهرست اعلام
نمایه موضوعی
در انبار موجود نمی باشد
انگیزش و هیجان
نویسنده |
دکترمحمدکریم خداپناهی
|
مترجم |
——-
|
نوبت چاپ | 22 |
تعداد صفحات | 394 |
نوع جلد | شومیز |
قطع | وزیری |
سال نشر | 1401 |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
علوم رفتاری
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 555 گرم |
شابک |
9789645305213
|
وزن | 0.555 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
نامه باستان: ویرایش و گزارش شاهنامه فردوسی
توضیحات:
بگذریم…
برشی از متن کتاب
قصه و غصه «اینجا چطوره؟» نپرس، دختر عسلی یه کوچیکم؛ بد، بدون تو همه جای دنیا از بد بدتره. از لای این دیوارای شیری رنگ یه عالمه چشم منو می پان. تازگی ها زل می زنم بهشون، اون وقت مجبور می شن سرشونو فرو کنن تو گردنشون و به خودشون بد و بی راه بگن. توی غذام چیزی می ریزن که وقتی می خورم خیلی خسته می شم، همه ی جونم می ریزه و دیگه نمی تونم برات قصه بگم. هنوز بدون قصه های من نمی خوابی مگه نه؟ سینی غذامو می ذارم جلو شنگول صد منی که همیشه ی خدا گرسنه است. شنگول همین دختر چاق و سرتراشیده اس که داره آواز می خونه و می رقصه. گلای سرخ باغچه رو می کنه و روی لبش می ذاره و با آب دهن برگاشو پشت پلکاش می چسبونه و می خونه: خوشگلم و خوشگلم دل ها گرفتار مه .... تا دایی ناصر میاد تو که اتاق مونو گونی بکشه، می ره زیر ملافه قایم می شه. بعد دایی ناصر به من می گه چشات سگ داره. شنگول هیشکی رو نداره. به مادر بزرگ گفتم یه وقتایی به جای من بیاد ملاقات شنگول. مادر بزرگ جوری نگام می کنه انگار گفته باشم چقدر پیر شده. شنگول از آدمایی که این جا می یان هیچی نمی خواد؛ نه سیگار نه شیرینی. فقط و فقط ماتیک قرمز. بعد هم که دایی ناصر که همه صداش می زنن دایناسور می بردش تو اتاق پشت باغ، فقط من می دونم چرا شنگول تو لباساش دنبال مورچه می گرده و داد می زنه گازم گرفتن همیناس، به خدا که غصه می شه و غصه گوله می شه و سرمو می ندازم جلو پام و می رم تو گلخونه و تا پیدام نکردن، همون جا می مونم.روان شناسی فیزیولوژیک
هارپر و ارکستر دیوانه 3/ جنگل شب
با هارپر، دوستانش و رهبر ارکستر دیوانه به جایی که قصههای شاه پریان از آنجا شروع میشود، سفر کنید تا ببینید راز پرندهی یخی چیست.
پوست در برابر پوست: خوانش جنایات و مکافات
معرفی کتاب پوست در برابر پوست: خوانش جنایت و مکافات
کتاب پوست در برابر پوست نوشتهی امیر نصری، به بررسی رمان جنایت و مکافات اثر فئودور داستایوفسکی میپردازد. نصری در این کتاب خوانشی فلسفی از رمان داستایوفسکی را ارائه میکند و به تحلیل و بررسی جزئیات و زمینههای فکری این رمان برجسته میپردازد. دیدگاه نویسنده در این کتاب ما را در فهم بهتر روایت کمک کرده و نگرشی نو را در مطالعه رمان به دست ما میسپارد.دربارهی کتاب پوست در برابر پوست
در دنیای حاضر نظرات اندیشمندان در قالب مقالات منتشر میشود و فرم متنی آرای فیلسوفان شکلی تکبعدی به خود گرفته است؛ اما با بررسی تاریخ فلسفه ما با انبوهی از فرمهای نوشتاری فیلسوفان روبهرو میشویم. پس استفادهی فلسفی به هر شیوهی متنی ممکن و حتی درگذشته مرسوم بوده است. میتوان هر متنی را از نظر فلسفی مورد بررسی قرار داد و با نگرشی ژرفتر به جهانبینی و گفتمانها و زمینههای فکری نویسنده پرداخت. امیر نصری نویسندهی کتاب پوست در برابر پوست، با استفاده از نظریاتی دربارهی بررسی رمانهایی که دارای مضامینی فلسفی هستند، روایت جنایت و مکافات را از زاویه دیدی متفاوت نگاه میکند. او با استفاده از سه نظریهی «فلسفه بهمنزلهی ادبیات»، «فلسفه و ادبیات» و «فلسفهی ادبیات» که هرکدام نگرشی نو به متن هستند سعی در پرداختن به رمان جنایت و مکافات دارد. نویسنده با توضیح هریک از سه ایدهی نظری مذکور سعی میکند باب جدیدی را در پرداختن به رمان ایجاد کند. نصری با استفاده از نظر دانتو این نکته را خاطرنشان میکند که نباید فلسفه بهمنزلهی ادبیات را با نگاهی تقلیلگرایانه بررسی کرد؛ بررسی یک اثر فلسفی از دید ادبی صرف نیز ممکن نیست. محتوا و فرم نیز در یکدیگر مؤثرند و در انتقال پیام نقشی مشارکتی را ایفا میکنند.پس میتوان گفت اگر دکارت ایدههای فلسفی خود را در قالب دیگری بیان میکرد و یا اگر افلاطون برای نظریاتش شکلی محاورهای را اتخاذ میکرد محتوای کلام آنها نیز با آنچه اکنون میبینیم متفاوت میشد؛ بنابراین، محتوای فلسفی، فرم نگارش و خوانش متناسب با خودش را میطلبد و آثار این دو فیلسوف به هنگام بدل شدن به مقالهای فلسفی دستکم بخشی از ویژگیهای خود را از دست میدهند. حال آیا میشود به رمان و بهطورکلی ادبیات بهمنزلهی فلسفه نگریست؟! آیا رماننویسان را میتوان بهعنوان یک فیلسوف در نظر گرفت؟ البته لازم به یادآوریست دراینبین فیلسوفانی همچون سارتر و آلبر کامو به رماننویسی پرداختهاند؛ اما میتوان نویسندگانی را یافت که فیلسوف نبودهاند یا دستکم خود را بهعنوان یک فیلسوف تقلی نمیکردند، اما فلسفهورزی به شکل واضحی در آثارشان دیده میشود. فلسفه ورزی در رمان به رماننویسانِ فیلسوف محدود نمیشود و پارهای از نویسندگان غیرفیلسوف نیز در زمانهایشان به فلسفهورزی پرداختهاند.غريبه
در بخشی از کتاب غریبه میخوانیم
درِ ماشین محکم بسته میشود. ماشین را با نگاهم دنبال میکنم که از راه فرعی میراند و وارد جاده میشود. این بیرون ظلمات است و چشم چشم را نمیبیند. صدای جیرجیرکها و موجودات شبزی از لای بوتههای کانولا شنیده میشود. نگاهی به دوروبرم میاندازم. من اینجا بزرگ شدهام. تمام دنیایم در اینجا خلاصه میشود و هیچوقت کنجکاوی چندانی به دنیای بیرون نداشتهام. هرگز فکرش را هم نمیکردم که ممکن است روزی سروکارم به دنیاهای ناشناخته بیفتد. به آسمان پُرستارهی بالای سرم نگاه میکنم. همان آسمان پُرستارهی همیشگی. تمام عمرم به این آسمان پُرستاره چشم دوختهام. تنها آسمانی که تابهحال دیدهام. تمام آن ستارهها، ماهوارهها، ماه. میدانم که ماه بسیار دور است. اما امشب خیلی عجیب به نظر میرسد. تابهحال هیچوقت بهاش فکر نکرده بودم، اما اگر من میتوانم همهی اینها تمام ستارهها و ماه را از اینجا با چشمان خودم ببینم، آیا این خودش مفهوم فاصله را زیر سؤال نمیبرد؟ به داخل خانه که برمیگردم همهجا سوتوکور است. هِن باید خواب باشد. این کارش کمی عجیب است. یعنی بدون اینکه منتظر بماند تا کمی دربارهی آنچه رُخ داده گپ بزنیم رفته بالا و خوابیده؟ لابد خیلی خسته است. دلیل دیگری نمیتواند داشته باشد. یک ناآشنا با خبرهایی باورنکردنی، بدون اطلاع قبلی، ناگهان دمدر خانهی ما ظاهر شد. پس درک میکنم اگر هِن خسته شده باشد. چراغ اتاقنشیمن را خاموش میکنم. لیوان خالی آب و بطری آبجو را از روی میز برمیدارم و به آشپزخانه میبرم و روی کابینت کنار سینک میگذارم. درِ یخچال را باز میکنم، نگاهی به داخلش میاندازم، اما چیزی برنمیدارم. هوای خنکی که از داخل یخچال بیرون میزند احساس خوشایندی دارد. در تاریکی از پلهها بالا میروم. روی هر پله میایستم و به قاب عکسهای روی دیوار نگاه میکنم. یادم نیست آخرینبار کِی این کار را کردم: اینکه روی پلهها بایستم و به این عکسها نگاه کنم. به خاطر نبودِ نور مجبورم به دیوار نزدیکتر شوم. سه قاب عکس کنار هم از دیوار آویخته شده: یک عکس از من و هِن با همدیگر و دو عکس هم از هر کدام از ما بهتنهایی.محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-ژاک لکان
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-عشق
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-سعادت
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-بدنآگاهی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-هگل
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-معنای زندگی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-زيبایشناسی هگل
دانشنامه فلسفه استنفور 1: زیباییشناسی آلمانی
نویسنده | پل گایر، هانا گینزبورگ، استیون هولگِیت، ایئن تامسون و نیکولاس دیوی |
مترجم | سید مسعود حسینی، داود میرزایی، گلنار نریمانی و وحید غلامیپورفرد |
سرپرست و ویراستار مجموعه | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٣ |
سال نشر | ١٤٠٢ |
سال چاپ اول | ١٣٩٩ |
تعداد صفحات | ٥٣٦ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
قطع | رقعی |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
شابک | ٦ -٣٤٥-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
وزن | ٧٨٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.