باستان شناسی ایلام

47,000 تومان

چکیده:

مؤلف این کتاب، استاد باستان‌شناسی خاورمیانه در دانشگاه سیدنی و نویسنده کتاب‌های خلیج فارس در دوران باستان، تمدن بین‌النهرین و مقالات متعددی در مجلات علمی است.

او این کتاب را با استفاده از مدارک باستان‌شناختی و متون تشکیل و تغییر بسیاری از موجودیت‌های ایلامی نوشته است و طی آن، یکی از مهم‌ترین مناطق غرب آسیا را از نو زنده کرده و اهمیت آن را بار دیگر سنجیده و آن را در بافتی از تازه‌ترین تحقیقات در زمینه‌های باستان‌شناسی و تاریخ قرار داده است.

نویسنده کوشیده است با استفاده از همه انواع مدارک موجود، معماری، سفال، سکه‌شناسی، رادیومتری، کتیبه، متون ادبی، شرایط زیست‌محیطی، مذهب، قوم‌شناسی و غیره، همه دوران تاریخ ایلام را در این کتاب جای دهد.

در آغاز هر فصل چکیده‌ای ارائه شده است که خلاصه کوتاهی از موضوع مورد بحث است؛ نقشه‌های مقدماتی مکان‌های یادشده در هر فصل را نشان می‌دهد و جدول چکیده‌ای در پایان هر فصل قرار داده شده است که نقاط جذاب اصلی دشت‌ها، بلندی‌ها، بین‌النهرین و موجودیت هر دوره را برجسته می‌نماید و داده‌های مرتبطی را برای آشنایی با گاه‌نگاری آن می‌افزاید.

توضیحات:

این کتاب برای دانشجویان رشته باستان‌شناسی در مقطع کارشناسی به عنوان منبع اصلی درس «باستان‌شناسی و هنر ایلام» به ارزش 2 واحد ترجمه شده است.

فهرست:

مقدمه نویسنده بر ترجمه
پیشگفتار و سپاسگزاریها
یادداشتهایی بر شیوه‌های ترجمه و تاریخ‌گذاری

باستان‌شناسی ایلام
فصل اول: ایلام: ماهیت، زمان، مکان؟
فصل دوم: محیط زیست، آب و هوا و منابع
فصل سوم: نخستین پیشگامان ایلام
فصل چهارم: ایلام و اوان
فصل پنجم: سلسله شیماشکی
فصل ششم: نایب السلطنه‌های بزرگ ایلام و شوش
فصل هفتم: پادشاهی شوش و انشان
فصل هشتم: دوره ایلام نو
فصل نهم: ایلام در شاهنشاهی هخامنشی
فصل دهم: الیمای
فصل یازدهم: ایلام در زمان ساسانیان و پس از آن
فصل دوازدهم: نتیجه گیری

منابع

در انبار موجود نمی باشد

شناسه محصول: 9789645300621 دسته: , , برچسب: , ,
توضیحات

باستان شناسی ایلام

نویسنده
دنیل تی. پاتس
مترجم
زهرا باستی
نوبت چاپ 10
تعداد صفحات 724
نوع جلد شومیز
قطع وزیری
سال نشر 1402
سال چاپ اول ——
موضوع
هنر
نوع کاغذ ——
وزن 965 گرم
شابک
9789645300621
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.965 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “باستان شناسی ایلام”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

خلاصه کتاب

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

فرهنگ، هنر و توسعه

قیمت اصلی: 95,000 تومان بود.قیمت فعلی: 75,000 تومان.

در بخشی از کتاب فرهنگ، هنر و توسعه می‌خوانیم

جامعه‌شناسان، مردم‌شناسان و تاریخ‌نگاران اغلب درخصوص بی‌توجّهی اقتصاددانان به فرهنگ در بررسی ‌عملکرد جوامع به‌طور اعم و فرایند توسعه به‌طور اخص اظهار‌نظر کرده‌اند. اگرچه می‌توانیم مثال‌های نقیضِ بسیار درخصوص غفلت اقتصاددانان از فرهنگ برشماریم، که دست‌کم با اَدم اسمیت، جان استیوارت میل یا آلفرد مارشال آغاز می‌شود؛ با این‌همه، به‌عنوان انتقادی کلّی، اتهام مورد بحث تاحدّ زیادی موجّه است. این غفلت (یا شاید به‌ کلامی صحیح‌تر، بی‌اعتنایی نسبی) ارزش جبران دارد، و اقتصاددانان می‌تو‌انند به‌نحوی ثمربخش به تأثیر فرهنگ بر اقتصاد و موضوع‌های اجتماعی بیشتر توجّه کنند. ضمن این‌که نهادهای توسعه مانند بانک جهانی، حتّا به این دلیل که چون به‌شکلی قاطع تحت نفوذ تفکّر اقتصاددانان و متخصّصان امور مالی‌اند، دست‌کم می‌توانند تاحدّی این غفلت را بازتاب دهند. به این ترتیب، شکّاکیت اقتصاددانان به نقش فرهنگ ممکن است به‌طور غیرمستقیم در نگرش‌ها و رویکردهای نهادهایی از قبیل بانک جهانی بازتاب یابد. جدا از این‌که غفلت مورد بحث تا چه حد جدّی است (و احتمالاً در این‌جا ارزیابی‌ها تفاوت دارد)، در تحلیل‌ توسعه، بُعد فرهنگی توسعه مستلزم بررسی دقیق‌تری است. مطالعه‌ی شیوه‌های متفاوت که می‌تواند بسیار متنوّع باشد به این دلیل اهمیّت دارد که در آن فرهنگ باید در بررسی چالش‌های توسعه، و در ارزیابی مقتضیات راهبردهای صحیح اقتصادی در نظر گرفته شود. با توجّه به‌ عنوان کتابی مهم و فوق‌العاده موفّق به سرپرستی و ویراستاری مشترک لارنس هریسن و سمیوئل هانتینگتن، موضوع این نیست که آیا فرهنگ اهمیّت دارد. به‌دلیل تأثیر فراگیر آن بر حیات انسان، فرهنگ باید اهمیّت داشته باشد. موضوع چه‌گونگی اهمیّت فرهنگ است نه این‌که آیا فرهنگ اهمیّت دارد. فرهنگ به چه شیوه‌های گوناگونی ممکن است بر توسعه اثر بگذارد؟ این تأثیرات را به چه نحو می‌توان بهتر دریافت، و سیاست‌های توسعه‌ را که صحیح به‌نظر می‌رسد، ممکن است به چه شیوه‌ای اصلاح کنند یا تغییر دهند؟

پسر زن جادوگر

190,000 تومان
دو برادر دوقلو را پدرشان در آستانه‌ی غرق شدن در رودخانه نجات می‌دهد.
اما مادر جادوگرشان مجبور می‌شود، برای نجات جان یکی، جان دیگری را به او پیوند بزند. استفاده از جادوی سیاه، راه جادو را به زمین باز می‌کند.
آیا «ند»، پسر بازمانده از جادو می‌تواند جلوی سیاهی را بگیرد؟ یک فانتزی درجه یک با جوایزی بین‌المللی.
سفارش:0
باقی مانده:1

افق

43,000 تومان
در ديفن‌باكستراسه جلو مي‌رفت. رگبار شروع شد، رگباري تابستاني كه با راه رفتن او و پناه گرفتنش زير درخت‌ها، كم و كمتر مي‌شد. مدت‌ها فكر كرده بود مارگارت مرده است. دليلي وجود ندارد، نه، دليلي وجود ندارد. حتا در سال تولد هر دو ما، وقتي اين شهر از بالا شبيه تل آوار بود، ياس‌ها ته باغ‌ها و بين ويرانه‌ها گل مي‌دادند.   ـ از متن کتاب
سفارش:0
باقی مانده:1

دست آخر

280,000 تومان

معرفی کتاب دست آخر

ساموئل بکت برنده جایزه نوبل ادبی در کتاب دست آخر در قالب نمایشنامه‌ای تک پرده‌ای، ماجرای زندگی یک ارباب را به همراه خدمتکارانش شرح می‌دهد که گویی تنها بازمانده‌های جهان هستند و دچار رنجی عجیب شده‌اند.

درباره‌ی کتاب دست آخر:

این نمایشنامه چهار شخصیت دارد. ارباب خانه «هم» نام دارد که در طول زندگی‌‌اش گناهان زیادی را مرتکب شده است، اما اکنون نابینا شده و دیگر توان راه رفتن و ایستادن هم ندارد. «کلاو» خدمتکار اوست که از کودکی برایش کار می‌کند. «نگ و نل» نیز پدر و مادر «هم» هستند که آن‌ها هم توانایی راه رفتن ندارند و معلول‌اند. داستان نمایشنامه دست آخر (Fin de partie) مربوط به زمانی می‌شود که حیات بشری در اثر حادثه‌ای نابود شده و تنها همین 4 نفر بازماندگان کره‌ی زمین هستند. این کتاب سبکی مینیمالیستی دارد و به خوبی مواجه شدن انسان را با مرگ به تصویر می‌کشد. ساموئل بکت اولین بار نمایشنامه «دست آخر» را به زبان فرانسه به نگارش درآورد، سپس خودش آن را به انگلیسی ترجمه نمود. این اثر در کنار نمایشنامه در انتظار گودو از آثار شاخص این نویسنده پوچ‌گرا به شمار می‌آید.

نکوداشت‌های کتاب دست آخر:

- دست آخر، یک تجربه‌ی نمایشی باشکوه است. (Sunday Times) - تلفیقی از زیبایی، تصور، سرزندگی و طنزی زیرکانه. (New York Post) - اگر «در انتظار گودو» را دوست دارید، این نمایشنامه را بخوانید. (Point  

در بخشی از کتاب دست آخر می‌خوانیم:

هَم نوبتِ (خمیازه می‌کشد.) بازیِ منه. (دستمال بازشده را در برابر خود می‌گیرد.) خون‌ بند بیار لعنتی! (عینکش را برمی‌دارد، چشم‌ها، صورت و عینکش را پاک می‌کند، دوباره عینک می‌زند، دستمال را تا می‌زند و ماهرانه در جیب بغل لباس‌ خوابش می‌گذارد. گلویش را صاف می‌کند، سر انگشتانش را در هم چفت می‌کند.) عذابی (خمیازه می‌کشد.) بالاتر از عذاب من هست؟ بی‌شک. قبل‌ها. ولی الان؟ (مکث.) پدرم؟ (مکث.) مادرم؟ (مکث.) س... گم؟ (مکث.) اُه، حاضرم باور کنم به قدر چنین مخلوقاتی رنج می‌کشن. اما این یعنی رنج‌شون با من برابره؟ بی‌شک. (مکث.) نه، همه‌چیز (خمیازه می‌کشد.) مطلقه، (مغرورانه.) آدم هر چی بزرگ‌تر پُرتر. (مکث. با اندوه.) و تهی‌تر. (بینی بالا می‌کشد.) کلاو! (مکث.) نه، تنها. (مکث.) چه رؤیاهایی! اون جنگل‌ها! (مکث.) کافیه، وقتشه که تموم بشه، توی پناهگاه حتا. (مکث.) اما هنوز دودلم، توی... توی تموم‌کردنش دودلم. آره، همینه، وقتشه که تموم بشه اما هنوز (خمیازه می‌کشد.) توی تموم‌کردنش دودلم. (خمیازه می‌کشد.) خدا، خسته‌م، بهتره برم تو رخت‌خواب. (سوت می‌زند. کلاو بی‌درنگ وارد می‌شود. کنار صندلی می‌ایستد.) تو هوا رو آلوده می‌کنی!

نگهبانان گاهول 1/ اسارت

89,000 تومان

جملات زیبای کتاب اسارت از مجموعه داستانی نگهبانان گاهول

سورن داشت خواب دندان و تپش قلب موش‌ها را می‌دید که از بالای سرش صدای خش خشی آرام شنید. بین خواب و بیداری فریاد زد: «مامان! بابا!» تا ابد از فریاد زدن آن کلمات افسوس می‌خورد، چون بلافاصله جیغی تیز شب را شکافت و سورن چنگال‌هایی را دور بدنش حس کرد. کسی داشت بلندش می‌کرد. بعد هم سریع پرواز کردند، سریعتر از آنچه فکرش را بکند، سریعتر از آنچه حتی در خیالش بگنجد. پدر و مادرش هرگز تا این حد سریع پرواز نمی‌کردند. از توی حفره پر کشیدن و آمدنشان را دیده بود. آن ها آهسته می خرامیدن و در مارپیچی زیبا در آسمان شب اوج می‌گرفتند. ولی حالا زمین شتابان از زیر پایش می‌گذشت. پوستش از گزش هوا ملتهب شد. ماه از پشت توده‌ای ابر بیرون آمد و با سفیدی وهم آور خود رنگِ دنیا را شست. در منظرۀ زیر پا دنبال درختی گشت که خانه‌اش بود. ولی درخت‌ها توده ای محو بودند و بعد هم جنگلِ قلمروی تایتو انگار کوچک و کوچک‌تر و در دل شب تار و تار تر شد، تا جایی که سورن دیگر تاب نیاورد پایین را نگاه کند. برای همین دل و جرئتش را جمع کرد و بالا را نگریست.   اگر هر کدام از این دو بوفچۀ کوچک با معنی کلمۀ «جهنم» آشنا بود، می‌فهمیدند که این بی بروبرگرد ژرف ترین و وحشتناک ترین قسمتش بود. ولی نه سورن و نه گیلفی در عمر کوتاهشان نه اسم جهنم به گوششان خورده بود، نه کلمه‌ای که چنین جایی را توصیف کند. تا پیش از ربوده شدن، فقط جایی به اسم بهشت را می‌شناختند. زندگی درون حفره‌ای در درختی دوست داشتنی یا بالای کاکتوس، روی پَرهای کُرکی و نرم والدینشان، حشرات چاق و چله‌ای که چند بار در روز برایشان می‌آوردند و بعد هم اولین لقمه‌های آبدار و لذیذ موش. کنار آن همه خوراک خوشمزه، داستان‌ها هم بودند… داستان‌های پرواز، آموختن پرواز، حسی که باید در عمق سنگ دانشان می‌‍داشتند تا همراه باد اوج بگیرند.   از آن شب خونین به بعد، سورن و گیلفی به چیزی جز پرواز فکر نکرده بودند. برایشان مثل روز روشن شده بود که چرا هیچ کدام از بوفچه‌های آکادمی سنت ایگی، پَرهای براق صاف یا کُرک پَرهای نرم جغدهای عادی را نداشتند که بعد از مرحلۀ جوجگی می‌رویید. در آمدن پرهای پرواز برای یک جغد معمولا کار چندان پیچیده‌ای نبود، اما بدون خون کافی، این پرها از شاه پَر گرفته تا پوش پَر، می پژمردند و می‌مردند. بعد از آن هم آن شوق و رویای پرواز و مفهوم شادی و آزادی در آسمان هم می خشکید و میمرد. در ماموریت سورن و گیلفی جای هیچ تردید نبود: با آنگه هیچ فرصتی برای شاخه پَری یا جست و خیز یا تمرین پَر زدن نداشتند، باید پرواز را می‌آموختند.
سفارش:0
باقی مانده:1

مرد زير زميني

80,000 تومان

در بخشی از کتاب مرد زیرزمینی می‌خوانیم

وقتی امروز صبح آقای بِرد وارد اتاق ناهارخوری شد، یک دسته کاغذ لوله‌شده زیر‌بغلش زده بود. فروتنی و افتادگیِ همیشگی‌ را داشت، اما صورتش برافروخته بود. متوجه شدم کمی عصبی است و چشمانش اطراف اتاق می‌چرخد. همین کافی بود تا گیجم کند. من و آقای برد بعد از گذشت سال‌ها همدیگر را خوب شناخته‌ایم و کاملاً از علاقه‌ی من به نقشه‌ها و نمودارها آگاه است، اما وقتی آخرین دسته‌ی نقشه‌هایش را روی میز باز کرد، نمی‌توانم بگویم کدام‌مان مشکل بیش‌تری برای آرام ایستادن داشتیم. از یک ظرف خردل، یک فنجان و یک ظرف سس برای نگه ‌داشتنِ گوشه‌های لول‌شده‌ی نقشه استفاده کردیم. بعد آقای برد و من یکی دو قدم عقب رفتیم تا تصویر را کامل ببینیم. درست در مرکز نقشه خانه‌ای مینیاتوری قرار گرفته بود. باید بگویم طراحی خوبی با خودکار و جوهر ایجاد شده بود. تمام اصطبل‌ها و حیاط‌ها هر کدام به‌وضوح با حروف کج مشخص شده بودند. تمام املاک اطراف خانه به همراه جنگل و جاده‌ها به‌دقت با مدادِ طراحی مشخص شده بود. همان‌طور که هر دو ایستاده بودیم و احمقانه به نقشه نگاه می‌کردیم، آقای برد محتاطانه ته‌مداد کوچکی از جیبِ روی سینه‌اش بیرون آورد. آن‌ را به طرف دهانش برد و با آب‌دهان خیسش کرد. مشتاقانه نگاه می‌کردم. با دقتی که هر جراحی به آن مفتخر است، ‌ تونل اول را علامت زد. مداد چاق کوچک از خانه به سمت شرق سفر کرد. آرام برکه را شکافت و به بالای تپه‌ی پودینگ هیل خزید و در اطراف شهر ورکسوپ آرام گرفت.