تب 1793

48,000 تومان

معرفی کتاب تب 1793

کتاب تب 1793 نوشته‌ی لاری هالس اندرسون رمانی‌ست خواندنی که تاکنون موفق به دریافت جوایز بسیاری شده است. این اثر معروف و پرفروش داستان دختر جوانی را به تصویر می‌کشد که در یک تابستان گرم متوجه گسترش بیماری خطرناک و کشنده‌ای به نام تب زرد می‌شود و ورق زندگی‌اش برمی‌گردد.

درباره‌ی کتاب تب 1793:

در روزهایی که ویروس کووید 19 کل جهان را فراگرفته است و مردم با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند، بدون شک خواندن کتاب تب 1793 (Fever 1793) برایتان جذاب خواهد بود، زیرا داستان این کتاب درباره‌ی گسترش بیماری تب زرد بین سال‌های 1793 تا 1822 در شهرهای بندری ایالات متحده آمریکاست؛ بیماری مخوف و ترسناکی که در یک دوره‌ی زمانی خاص تلفات زیادی را به همراه داشت.

ماتیلدا دختر جوانی است که زندگی‌اش در کنار مادر و پدربزرگ و کار در قهوه‌خانه خانوادگی‌شان می‌گذرد. او روزهای گرم تابستان را در انتظار رسیدن فصل زمستان سپری می‌کند، اما ناگهان شهر زیبایش را بیماری تب زرد فرا می‌گیرد و مرگ را با خودش به همراه می‌آورد.

در این شرایط رویاهای ماتیلدا رنگ و بوی دیگر می‌گیرند؛ رویای تلاش برای زنده ماندن و ساختن یک زندگی تازه! این کتاب ماجرای تاریخی و واقعی دوران سیاه آمریکا در قرن 18 را به تصویر می‌کشد.

در انبار موجود نمی باشد

شناسه محصول: 9786229588949 دسته: , , , , , برچسب: ,
توضیحات

تب 1793

نویسنده
لوری هالس اندرسن
مترجم
محسن خادمی
نوبت چاپ 2
تعداد صفحات 300
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر 1400
سال چاپ اول ——
موضوع
داستان
نوع کاغذ ——
وزن 0 گرم
شابک
9786229588949
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.0 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تب 1793”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF
اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

عقايد يک دلقک

240,000 تومان

جملاتی از متن کتاب عقاید یک دلقک

دلقکی که الکل را درمان دردش قرار دهد، سقوطش از بالای شیروانی به مراتب خیلی سریع‌تر از یک شیروانی‌ساز مست اتفاق می‌افتد. وقتی با حالت مستی وارد صحنه می‌شوم، در هنگام اجرای نمایش خطاهای زیادی مرتکب می‌شوم، چون دیگر آن دقتی را که لازم است داشته باشم را ندارم و همین سبب می‌شود که دچار دامی پردردسر شوم. یعنی به رفتاری که روی صحنه به نمایش در می‌آورم می‌خندم، که این خود بسیار نگران کننده و ترسناک است. ولی تا موقعی که هوشیار هستم، هول و استرس قبل از روی صحنه رفتن تا زمان اجرای نمایش زیاد می‌شود (اکثراً باید با زور و هل روی صحنه بروم) و آن‌ چیزی که برخی منتقدان نامش را «شادی حیاتی پنهانی در تپش قلب» نهاده‌اند برای من چیزی جزء یک سرمای مأیوس کننده نبود که به سبب آن تبدیل به یک عروسک خیمه‌ شب‌بازی می‌شدم و ترسناک‌تر از آن زمانی بود که نخ این عروسک پاره می‌شد و من باید فقط به خودم متکی می‌شدم. احساس می‌کنم کسانی همچون راهبان که در هنگام مراقبه به عنوان یک تارک دنیا عمیق می‌شوند هم به چنین حالتی رسیده‌اند و به عنوان یک تجربه آن را پشت سر گذاشته‌اند.
سفارش:3
باقی مانده:6

عاشقی جرم قشنگی‌ست

14,000 تومان
ببین چگونه مرا از خودم جدا کردند غریبه‌ها که مرا با تو آشنا کردند غریبه‌های عزیزی که از نهایت ذوق مرا به مستی چشمِ تو مبتلا کردند مرا به کوه نفس‌گیر عشق تو بردند و از بلندترین قله‌اش رها کردند هنوز چشم من از خواب صبح سنگین بود که از میان سیاهی مرا صدا کردند به پشت پنجره‌ی سبز و ساده‌ای بردند و پلک پنجره را رو به باغ وا کردند به چشم من گل روی تو را نشان دادند و در دلم هوس چیدنش به پا کردند خلاصه کاش به فردا نمی‌کشید آن شب شبی که چشم مرا عاشق شما کردند

زيبايي ات غمگينم مي کند

9,000 تومان
مجموعه شعر "زیبایی ات غمگینم می کند"سروده ی بهزاد عبدی  از سوی نشر چشمه منتشر شد. بهزاد عبدی متولد 65 است و پیش از این مجموعه شعر "باد به دنبال خودش می گردد" را توسط نشر مروارید منتشر کرده بود. وی شاعر، نویسنده و منتقدی است که علاوه بر این دو مجموعه شعر، مجموعه داستانی با عنوان "درخت شلوار" را در دست چاپ دارد. عبدی هم‌چنین در سال های اخیر با روزنامه ها و مجلات گوناگونی هم کاری داشته است. مجموعه شعر "زیبایی ات غمگینم می کند" شامل چهار دفتر است: دفتر اول "رد پای گربه ای حامله در برف" نام دارد که شامل پانزده شعر به علاوه ی سه‌گانه‌ای با عنوان "بهار" است. مضمون شعرهای این دفتر عاشقانه‌هایی روایی است که بیشتر مخاطب محورند و با راوی دوم شخص نوشته شده‌اند: 1. آینده ام در آینه ی کوچکش جا مانده بود آینه را در کیف کوچکش دفن کرد و رفت حالا هرچه می شویم پاک نمی شود اندامش از حافظه ی دست هام تنها شده ام مثل رد پای گربه ای حامله در برف مثل پیرهنی که زنی زیبا هنگام مرگ به تن دارد از یاد رفته ام مثل جمعیتی جا مانده از قطار به زودی به زودی به زودی تمام می شوم و سطرهای این شعر خیال های وحشی در اسبی است که می دود در دشت ها و قطارها و خیابان ها می دود و می دود و می دود و هر بار خود را در تنهایی اصطبل پیدا می کند 2. تمام شد روزهای روشن دریاهای آبی خنده های بلند قدم زدن های طولانی جنازه ای که بین ما افتاده انتهای رابطه ای است که می خواست بزرگترین عشق روزگار باشد گیرم یک بار دیگر نبضش را بگیری یک بار دیگر دور آن قدم بزنم پنجره را باز کنم ببندم بخندم گریه کنم بروم بیایم... و این آواز که در گلوی من پیچیده هیچ مرگی را پشیمان نخواهد کرد

در ستایش اتلاف وقت

120,000 تومان

معرفی کتاب در ستایش اتلاف وقت اثر آلن لایتمن

پروفسور آلن لایتمن در این کتاب «در ستایش اتلاف وقت» به موقع و ضروری برداشتی تازه از شرایط زندگی مدرن را ارائه می دهد.
خلاقیتی را که ناشی از اجازه دادن به ذهن ما برای آزادانه پرسه زدن است. بدون تلاش برای انجام هر کاری و بدون هیچ وظیفه تعیین شده ، بررسی می کند. همه ما نگران اتلاف وقت هستیم. به خصوص در غرب ، ما یک سبک زندگی دیوانه وار ایجاد کرده ایم که در آن بیست و چهار ساعت از هر روز تراشیده می شود ، کالبد شکافی می شود و به ده دقیقه واحد کارایی کاهش می یابد. ما در تعطیلات آیفون و لپ تاپ های خود را با خود می بریم.
هنگام قدم زدن در پارک ، ایمیل را در رستوران ها یا حساب های کارگزاری خود بررسی می کنیم. وقتی روز مدرسه به پایان می رسد ، کودکان ما با "موارد اضافی" بیش از حد مواجه می شوند. برنامه های درسی دانشگاه ما بسیار شلوغ است جوانان ما وقت ندارند تا در مورد مطالبی که قرار است یاد بگیرند تأمل کنند.
با این وجود ، در برابر وجود زمان محور ما ، بسیاری از شواهد نشان می دهد که در "اتلاف وقت" ، اجازه دادن به ذهن برای برخی دوره ها ، گذاشتن دقیقه و حتی ساعتها بدون انجام فعالیت های برنامه ریزی شده یا در نظر گرفته شده ، ارزش زیادی دارد. گوستاو مالر بعد از ناهار به طور معمول سه یا چهار ساعت پیاده روی می کرد و می ایستاد تا ایده های خود را در دفترچه یادداشت کند.
کارل یونگ هنگام بازدید از خانه خود ، خلاقانه ترین تفکر و نوشتن را انجام داد. آلبرت انیشتین در زندگی نامه خود در سال 1949 توضیح داد که چگونه تفکر او شامل اجازه دادن به ذهن او در بسیاری از امکانات و ایجاد ارتباط بین مفاهیمی است که قبلا به هم پیوسته نبودند.
پروفسور آلن لایتمن با ستایش زمان هدر دادن ، هجوم و هیجان دنیای مدرن را مستند می کند ، ریشه های فن آوری و فرهنگی زندگی زمان محور ما را نشان می دهد و بسیاری از ارزش های "اتلاف وقت" - برای دوباره پر کردن ذهن را بررسی می کند ، فکر خلاق ، و برای یافتن و تحکیم خود درونی. از این ایده خلاص شوید که ما نباید یک ثانیه هم هدر ندهیم و دریابیم که چگونه بعضی اوقات بهترین کار این است که هیچ کاری انجام ندهیم.

1984

340,000 تومان
درباره کتاب  
سفارش:0
باقی مانده:3

از غبار بپرس

280,000 تومان
کتاب «از غبار بپرس» نوشته‌ی جان فانته، نویسنده، رمان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس از استادان تأثیرگذار ادبیات قرن بیستم آمریکاست که بابک تبرایی آن را به فارسی ترجمه کرده است. جان فانته یک شخصیت داستانی به نام آرتورو باندینی خلق کرده که سرگذشتش را در چهار رمان خود دنبال می‌کند: «تا بهار صبر کن، باندینی»، «از غبار بپرس»، «رویاهایی از بانکر هیل» و «جاده‌ی لس‌آنجلس». باندینی به‌یقین، یکی از ماندگارترین شخصیت‌های داستانی تاریخ ادبیات است. در رمان از غبار بپرس این شخصیت که جوانی دورگه‌است، در جست‏‌وجوی عشق و اشتیاق و شهرت و ثروت راهی لس‌‏آنجلس شده و می‏‌کوشد نویسنده‌‏ای بزرگ شود. جان فانته نویسنده‌ی خوش‌اقبالی نبود و خیلی دیر کشف شد. با آن‌که آثار تأثیرگذاری نوشت و ردپایش در آثار نویسندگانی چون بوکوفسکی و جک کرواک مشهود است، تا سال‌ها پس از مرگش، هنوز منتقدان او را کشف نکرده بودند. او را یکی از نخستین افرادی می‌دانند که شرایط دشوار نویسندگان ساکن لس‌آنجلس را ترسیم کرده است. فقر، مذهب، خانواده، هویت ایتالیایی آمریکایی، ورزش و زندگی نویسنده‌ها از جمله موضوعاتی هستند که فانته در نوشته‌هایش به آن‌ها پرداخته است. در بخشی از رمان آمده است: «جوون بودم، گشنه و لب به خمره در تقلای نویسنده شدن. بیشتر مطالعاتم رو تو کتابخونه عمومی وسط لس‌آنجلس انجام می‌دادم و هیچ‌ کدوم از چیزهایی که می‌خوندم به من یا خیابون‌ها و آدم‌های دور و برم ربطی نداشت. یه جوری بود که انگار همه فقط با کلمات بازی می‌کردن و اون‌هایی که تقریبا هیچی برای گفتن نداشتن، همون‌هایی بودن که نویسنده‌های درجه یک به حساب می‌اومدن. نوشته‌هاشون ترکیبی بود از ظرافت و فرم و صناعت، و همین‌ها بود که خونده می‌شد و تدریس می‌شد و هضم می‌شد و دفع می‌شد...»