تيرانداز درازکش

57,000 تومان

ژان‌پاتریک مانشت (1942 ـ 1995) یکی از نمادهای رمانِ نوآر فرانسه است در دهه‏ها‌ی هفتاد و هشتاد میلادی، نویسنده‌ای که ناامید از جامعه‌ی فرانسه و دل‌سپرده به آخرین بارقه‌های جریانِ اگزیستانسیالیسم، شخصیت‌هایی آفرید که بعضی‌شان با بازی آلن دلون بر پرده‌ی سینما جان گرفتند.

مشهورترین رمانِ او، تیراندازِ درازکش، نقطه‌ی عطفی ا‌ست در تاریخِ رمانِ نوآر، رمانی منتشرشده به سالِ 1981 که به‏سرعت به اثری کلاسیک تبدیل شد. رمان درباره‌ی یک آدم‌کشِ جوان ولی حرفه‌ای‌ است که پولِ کلان می‌گیرد و جنازه می‌سازد.

او حالا دیگر می‌خواهد کنار بکشد و از این فضا دور شود اما ماجرای او تازه آغاز شده است… رمانی براساس قواعدِ ژانر با فرازوفرودها و ریتمی تند و نفس‌گیر که طعمِ نابِ ادبیات دهه‌ی هشتاد میلادی فرانسه و قاتلانِ بی‌چهره و مردانِ ازنفس‌افتاده‌اش را زنده می‌کند. تصویری از نویسنده‌ای سرخورده و ماجراجو که نمی‌تواند فروریختنِ ارزش‌های اجتماعی دهه‏ها‌ی شصت و هفتاد را تاب بیاورد.

از آثار مانشت، از جمله همین شاهکار، بارها اقتباس سینمایی شده‌ است، کارگردان‌هایی چون کلود شابرول، پی‌یر مورِل و روبن دیویس فقط چندین از اقتباس‏کنندگان هستند.

 

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

تيرانداز درازکش

نویسنده
 ژان‌پاتریک مانشِت
مترجم
 محمد بهرامی
نوبت چاپ 3
تعداد صفحات 160
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر 1400
سال چاپ اول ——
موضوع
ادبیات
نوع کاغذ ——
وزن 0 گرم
شابک
9786002295248
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.0 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تيرانداز درازکش”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF
اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

تندباد

18,000 تومان

معرفی کتاب تندباد

لوران گوده در کتاب تندباد، شما را با شخصیتی مواجه می‌کند که به خاطر فساد، تلخی و رنجی که در پیرامونش وجود دارد از زندگی به تنگ آمده و مدام مشغول روایت از جهان خشنی است که او را دربرگرفته و به قول خودش «دوست دارد سیاه و آزاد بمیرد». تندباد (Ouragan roman) رمانی پر از روایت‌های کوچک از محله‌های پست، کشمکش‌ها و تلاش برای حفظ هویت است. راوی مانند قصه‌گویان سیاه پوست قرن نوزدهم مداوم روایت می‌کند و باعث می‌شود شما با قصه‌ها و کلماتش میخکوب شوید. لوران گوده (Laurent Gaude) نویسنده‌ای است که در هر یک از آثارش به گوشه‌ای از جهان می‌رود و با پرداختن به رویدادها، آداب‌ و‌ رسوم، تاریخ و مصیبت‌هایی که انسان‌ ناخودآگاه با آن‌ها درگیر می‌شود، نگاهی از دنیای متفاوت در برابر چشمان شما می‌گذارد. او در این داستان به آمریکا می‌رود و قهرمانانش را از نیواورلئان و لوئیزیانا انتخاب می‌کند، شخصیت‌هایی که خود را رودرروی تندباد کاترینا (اوت 2005) می‌بینند و خط سرنوشت‌شان در تصویری از آخر زمان با هم تلاقی می‌کند. هنگامی که توفان شروع شد بیشتر محله‌های مرفه‌نشین خانه خود را تخلیه کردند، اما ساکنان سیاه پوست بخش‌های فقیر در خانه‌های خود ماندند چون نه وسیله‌ای برای فرار داشتند و نه تمایلی، چرا که زندگی برای آن‌ها در جای دیگر بی‌معنا بود. گوده که پس از این فاجعه بسیار دگرگون شده بود، تصمیم گرفت عکس‌ها و مقاله‌هایی از روزنامه‌های آن روزها را گردآوری کند. او در برنامه‌ای تلویزیونی می‌گوید که عکس زن سیاه‌ پوستی که پرچم امریکا را بر شانه حمل می‌کند از یکی از همین عکس‌ها زاده شده است. او به دنبال شخصیتی بود که لبریز از خشم و نفرت است و اضافه می‌کند «برای من جالب است که در چنین مواقعی آتش‌سوزی جنگل‌ها، زمین لرزه‌ها، فوران آتشفشان‌ها انسان پی می‌برد که نیروی حاکم بر این سیاره هم تراز قدرت او نیست و چیزی مبهم و ژرف وجود دارد که بشر واقعاً در برابر آن حقیر است. این‌که غرور انسان در چنین لحظه‌هایی خرد می‌شود و از بین می‌رود واقعاً جالب است.» بسیاری از استعاره‌های رمان برگرفته از تورات هستند، از جمله کشتی نوح در دل توفان و سیلاب و هرگونه ارجاع به کتاب‌های مقدس ناخواسته و غیر عمد بوده و نویسنده هیچ علاقه‌ای نداشته که مفاهیم دینی را وارد چهارچوب داستان کند. در بخشی از کتاب تندباد می‌خوانیم: به خیابان‌های شهر نگاه می‌کند که دارند خالی می‌شوند و به مردمی که دسته‌ دسته می‌دوند و خانه‌ها را ترک می‌کنند و می‌داند که جایی برای او نخواهد بود. پدرها را می‌بیند که ماشین‌ها‌ را پر از بار می‌کنند و بنزین ذخیره برمی‌دارند، مادرها را می‌بیند که با قیافه‌های درهم‌ کشیده برای چندمین‌ بار از بچه‌ها‌شان می‌پرسند که آیا قمقمه‌ها را پر کرده‌اند یا نه، همه را نگاه می‌کند و می‌داند که جزء آن‌ها نیست. او می‌ماند چون ماشینی ندارد، چون نمی‌داند کجا برود و خسته است. می‌ماند، شهر در تب‌ و تاب است و او جزء شهر نیست. مردم می‌ترسند، عرق‌ می‌ریزند و هول برشان داشته که یک دقیقه را هم هدر ندهند، ولی او با آن‌ها نیست. واقعاً نمی‌ترسد، به مرگ فکر نمی‌کند، فقط فکر می‌کند که این هم یک امتحان است، امتحانی سخت. می‌داند که دوباره از پا درمی‌آید، انگار زندگی فقط همین است و او باید تسلیمش شود. به مردها و زن‌هایی که می‌روند نگاه می‌کند و به محله‌ی نکبت‌بارش برمی‌گردد، سرافکنده برمی‌گردد. خیابان‌های این‌جا آرام‌تر از مرکز شهرند. کسی در جنب‌ و جوش نیست. باز خیابان‌های پهن و فقیرانه‌ای را می‌بیند که حتی خانه‌ها‌شان هم خسته به ‌نظر می‌رسند و بی‌اختیار صدای چکشِ قاضی را می‌شنود. باد بلند می‌شود. توفان نزدیک می‌شود و مثل همیشه قسمت آن‌هاست، قسمت بدبخت و بیچاره‌های درمانده، فقط مال آن‌ها. موقع پرداخت صورت‌ حساب به ‌نظرش می‌رسد که زن جوان طور عجیبی نگاهش می‌کند. شاید از این‌که آدمی عادی دیده جا خورده است. حتماً با خودش فکر کرده بود که مسافر اتاق 507 مردی است بدبخت، معتادی که بیرون‌ کردنش به این راحتی‌ها نخواهد بود. « از مینی‌بار استفاده کردید؟» اشاره می‌کند که نه و بعد اضافه می‌کند، «فقط یک تماس تلفنی داشتم.» زن درحالی‌که با اخم به صفحه‌ی کامپیوتر زل زده تصدیق می‌کند. رسیدش را چاپ می‌کند و می‌گیرد طرفش. او نگاه می‌کند. مدت مکالمه مشخص است: یک دقیقه و پنج ثانیه. خنده‌اش می‌گیرد. یک دقیقه و پنج ثانیه. زمان خیلی کمی بود برای بیرون کشیدنش از آن اتاق. شماره گرفته بود. به رغم سال‌های سپری‌شده هنوز شماره را از بر بود. فکر کرده بود خودش گوشی را برمی‌دارد یا این‌که باید پیغام بگذارد. برای شنیدن صدایش سر از پا نمی‌شناخت، ولی صدای بچگانه‌ای جواب داده بود. لحظه‌ای مکث کرده و بعد گفته بود «سلام، اسمت چیست؟» پسر بچه‌ی آن‌ طرف خط با اطمینان جواب داده بود «بایرون.» پرسیده بود «رز آن‌جاست؟» بچه انگار مردد بود. با صدای اخم‌آلودی جواب داده بود «مامانم؟» گفته بود «آره، به مامانت بگو من دارم می‌آیم.» بچه حرفش را بریده بود، «شما؟» شرم عجیب و خاصی سرتاپایش را گرفته بود. «کینو برنس.» و تکرار کرده بود «به‌اش بگو من دارم می‌آیم.» و گوشی را گذاشته بود. یک دقیقه و پنج ثانیه. حالا دوباره به این لحظه‌ها فکر می‌کند و نیروی تازه‌ای در وجودش ریشه می‌دواند. ضربان رگ‌هایش را حس می‌کند. عجله دارد. عجله دارد که این چند صد کیلومتر را طی کند و برود، آن‌قدر برود تا به او برسد، عجله دارد که پشت فرمان ماشینش بنشیند و بدون خوردن و نوشیدن براند، چهار‌صد کیلومتر براند. عجله دارد. این بی‌قراری از کی سراغش نیامده بود؟

مسائل اخلاقی: متن آموزشی فلسفهء اخلاق

105,000 تومان
چکیده:
مسائل اخلاقی، که متنی درسی درباره فلسفه اخلاق و اخلاق عملی است، افزون بر این که همه اصول روان‌شناختی تدوین کتاب درسی را به کار گرفته، دارای چهار ویژگی است که در میان کتاب‎‌های تألیفی یا ترجمه شده، جمع آنها صورت نپذیرفته است: اشتمال بر اهمّ مباحث کنونی این زمینه؛ اتّکا بر عین سخنان برخی از بزرگ‌ترین فیلسوفان اخلاق؛ همه جانبه‎‌نگری و پرهیز مؤکد از ارائه فقط یک دیدگاه اخلاقی؛ رعایت انصاف در مواردی که داوری صورت گرفته است و سرانجام، طرح پرسش‌ها و تمرین‌هایی که به راستی تأمل‌برانگیز و ژرف‌کاوانه‌اند و خواننده را از ابتلای ناآگاهانه به شیفتگی، جزم و جمود و تعصب به آرای یک متفکر می‌رهانند. این کتابی است که نه سادگی را فدای عمق کرده و نه عمق را به جاطر سادگی فرو گذاشته است.

توضیحات:

این اثر با عنوان مسائل اخلاقى که قبلاً یک بار توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى منتشر شده کتابى درسى است که اولین فعالیت مشترک سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانى دانشگاهها(سمت)، مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی و پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى است که مى‌تواند براى دانشجویان و پژوهشگران فلسفه اخلاق و زمینه‌هاى وابسته به آن مفید واقع شود.

فهرست:

فصل 1 1- چیستی فلسفه اخلاق 2- اصول فعل اخلاقی: اخلاق هنجاری مورد پژوهی: سقراط در زندان بحث: عصیان مدنی فصل 2 خودگرایی بحث: حق حیات حق حیات و سقط جنین حق حیات و بهْ‌کشی حق حیات و حقوق حیوانات فصل 3 سودگرایی: نظریه جرمی بنتام سودگرایی: نظریه جان استوارت میل چند انتقاد بر سودگرایی بحث: مجازات فصل 4 نظریه اخلاق ایمانوئل کانت چند نقد و اصلاح درباره نظریه کانت بحث: اخلاق جنگ فصل 5 موجبیت علی و اختیار بحث: رفتارگرایی پیوست فرااخلاق واژه‌نامه

زير نور کم

550,000 تومان
حالا که به این چهل و چهار داستان کوتاه نگاه می‏کنم، احساس می‏کنم هر کدام از آن‏ها عکس‏های واضحی هستند از کیفیت روح نویسنده در روزهایی که آن‏ها را نوشته است. اگر جسمانیت ما را دوربین‏های عکاسی زیر نور کافی به تصویر می‏کشند، باری ابزار عکاسی روح، به گمانم، کلمات است. بدین‏گونه، این مجموعه در نگاه من، آلبوم عکسی است با چهل و چهار قطعه عکس از روحی که کلمات، با نهایت صراحت و صمیمیت، در طول سالیان دراز از آن عکاسی کرده‏اند. کودکی، زندگی، عشق و مرگ برای من همواره دریچه‏های پُرنوری بوده‏اند که مدام روح و ذهن و دلم را آکنده از پرتوهای خود کرده‏اند. همیشه فکر می‏کردم اگر قرار باشد روزی این دریچه‏ها را نقاشی کنم، به‏ترتیب با رنگ‏های سپید و سبز و سرخ و سیاه رنگ‏آمیزی خواهم کرد. اما حالا به دلایل زیاد تردید ندارم که حتا اگر این رنگ‏ها را بردارم، ترتیبی نخواهند داشت؛ از آن‏که هر دریچه می‏تواند هر رنگی داشته باشد. تنها بستگی دارد کی و از چه نقطه‏ای به آن نگاه کنی.    

سفارش:0
باقی مانده:1

قواعد واگيري

185,000 تومان

معرفی کتاب قواعد واگیری اثر آدام کوچارسکی

این روزها ، هر وقت هر چیزی پخش می شود ، چه یک مد یوتیوب باشد یا یک شایعه سیاسی ، ما می گوییم که ویروسی شد. اما در واقع ویروس چگونه کار می کند؟ در مقررات سرایت ، متخصص بیماری های اپیدمی آدام کوچارسکی به بررسی موضوعاتی از جمله خشونت با اسلحه ، دستکاری آنلاین و البته شیوع بیماری می پردازد تا نشان دهد که در مورد سرایت چقدر اشتباه می کنیم و علم واقعی چقدر حیرت انگیز است. چرا رئیس جمهور نقل قول موسولینی را به عنوان نقل قول خود بازتوییت کرد؟ چرا حباب های مالی خیلی زود بلند می شوند؟ چرا کمپین های اطلاع رسانی اینقدر موثر هستند؟ و چه چیزی ظهور بیماری های جدید - مانند MERS ، SARS یا بیماری ویروس کرونا - COVID-19 را چالش برانگیز کرده است؟ با کشف عوامل حیاتی شیوع ، می توان چگونگی گسترش همه چیز را مشاهده کرد. خواه نویسنده ای باشید که به دنبال مخاطب ، مدافع حقیقت یا به سادگی کسی علاقه مند به رفتارهای اجتماعی انسان است ، «قواعد واگیری» راهنمای اساسی زندگی مدرن است.
این یک کتاب در زمینه زیست شناسی نیست ، همانطور که توسط یک ریاضیدان نوشته شده است ، اما همچنین یک کتاب در مورد ریاضیات هم نیست. همچنین در این اثر شما با اصطلاحات و مفاهیم کلیدی در اپیدمیولوژی آشنا خواهید شد.
سفارش:0
باقی مانده:1

دختر خاندان گات 1/ دختر خاندان گات و شبح موش

165,000 تومان

در بخشی از کتاب دختر گات و شبح موش می‌خوانیم

در عین این‌که بقیه مات مانده بودند و نگاه می‌کردند فُن هِلسانگ یکی از چهارلول‌ها را در‌آورد و شلیک کرد؛ یک‌بار، دو‌بار، چهار‌بار، هشت‌بار... با هر شلیک مرگ‌بار، یکی از موجودات جلوِ چشم تماشاچی‌ها از بین می‌رفت. فُن هِلسانگ هنسل و گرِتِل را با پوزخندی توی جلدشان فرو‌کرد و شمشیر مبارزه‌ی دندانه‌داری از کمربندش بیرون کشید. «پیش به‌سوی بریدن سرها!» این را گفت و با قدم‌های بلند روی پشت‌بام به طرف دودکش‌ها رفت اما سرجایش بی‌حرکت ماند. غرید: «این چیه؟» پایین پایش یک‌عالم یخ ریخته بود. در همین لحظه آدا از پشت یکی از دودکش‌های یک‌کم دورتر بیرون آمد. سیرن سِستا کنارش ایستاده بود. از پشت دودکش‌های دور و برش بقیه اعضای کلوب زیر‌شیروانی هم هر یک با یکی از موجودات بیرون آمدند. روبی خدمت‌کارِ انبارِ پشتی موادِ غذایی کنار اومالوسِ فان ایستاد. امیلی کَبِیج روی هر یک از شانه‌هایش یک هارپی و روی سرش هارپی دیگری نشسته بود کینگزلیِ دودکش‌پاک‌کن بازوی همسرِ بارنز را گرفته بود و آرتور هالفورد هم دستِ وایلد‌مَنِ پات‌نِی را در دست داشت. ویلیام کَبِیج سرِ پشمالوی هَمیش فانِ شِتلَند را نوازش می‌کرد. فُن هِلسانگ فریاد کشید: «من جوایزم را می‌خواهم.» و از روی یک دودکش به روی دودکش دیگر می‌پرید و شمشیرش را دیوانه‌وار حرکت می‌داد و روی پشت‌بام پیش می‌رفت. صدای خوش‌نواز و آرامی که کمی ته‌لهجه داشت به گوش رسید که می‌گفت: «روپرت فُن هِلسانگ! بالاخره به هم رسیدیم.» لوسی بورجیا از پشتِ کلاهکِ دودکشی بیرون آمد و چترش را بالا گرفت.
سفارش:0
باقی مانده:1

دل مردگي

390,000 تومان

معرفی کتاب دل‌مردگی

ژان پل سارتر در کتاب دل‌مردگی به مسأله‌ی آزادی که یکی از مهم‌ترین اصول فلسفه‌ی اگزیستانسیال است پرداخته و دل‌مشغولی کسانی را سوژه‌ی تفکر خود قرار می‌دهد که باوجود بی‌اعتنایی به جنگ در ابتدای امر، به هم‌بستگی و هم‌دلی با ستم‌دیدگان پرداخته‌اند و در مقابل اشغال‌گری نازی‌ها احساس مسئولیت می‌کنند. این کتاب آخرین اثر از سه‌گانه‌ی «راه‌های آزادی»‌ است که دو جلد دیگر آن با نام‌ها سن عقل و تعلیق پیش‌تر منتشر شده‌اند.

درباره کتاب دل‌مردگی:

«کودکی سربه‌زیرم که تا دم مرگ فرمان خواهم برد. ولی از خودم.» جمله‌ی بالا از فیلسوف برجسته‌ی فرانسوی، ژان پل سارتر، گویای آن چیزی‌ست که او در رمان دل‌مردگی (Iron in the Soul) مفصلاً‌ به آن پرداخته است: مفهوم آزادی... حقیقت این است که استخوان‌بندی جهان امروز به صورت علمی درآمده و زیستن در عصری که همه‌چیز در آن قابل تقلیل به زبان علمی و ریاضیاتی‌ست، امری تکراری‌ است. این الگو بی‌وقفه و چه‌بسا بی‌رحمانه بر میلیون‌ها تن از مردم زمانه‌ی ما تحمیل شده است. صداهای اضطراب‌آمیز از گوشه و کنار برمی‌خیزد و آدمیزاد برای حفظ زندگی خویش به تلاش و تقلا می‌افتد. این‌گونه است که روزبه‌روز عناوین گوناگون کتاب‌های خودیاری و انگیزشی به فهرست ناشران اضافه می‌گردد؛ آثاری که اغلب به هیچ طریقی مغاک بی‌انتهای تنهایی و اضطراب آدمی را پر نخواهند کرد. کتاب‌هایی با توصیه‌های تصنعی و تکراری که نمی‌توانند برای اوضاع و احوالی که بر انسان مسلط می‌شود و روح او را تباه می‌سازد، کاری کنند. در این میان، فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم یکی از بزرگ‌ترین کوشش‌ها برای درهم‌شکستن قیود خفقان‌آور است. فلسفه‌ای که ژان پل سارتر را یکی از سردمداران آن به‌ویژه در اروپای قاره‌ای می‌دانند. بنا بر تعریفی که سارتر از این فلسفه ارائه می‌دهد و در رمان شاهکار خود، دل‌مردگی نیز به آن اشاره می‌کند، انسان موجودی آزاد است. و یا به عبارت دقیق‌تر،‌ محکوم است که آزاد باشد. نوعی آزادی که او را بر دیگر موجودات برتری می‌دهد و درعین‌حال، زمینه‌ساز اضطراب‌های وجودی دیگری نیز است. ژوئن سال 1940 است. سربازان فرانسوی در حالی که روحیه‌ی خود را به طور کامل از دست داده‌اند، آتش‌بس را به انتظار نشسته‌اند. آن‌ها روزبه‌روز، ساعت‌به‌ساعت، لحظه‌به‌لحظه در حال رنج کشیدن و غرقِ در عذاب روح هستند. تجربه‌ای نزدیک به دل‌مردگی... سارتر در این اثر پرتره‌ای دلهره‌آور، تأمل‌برانگیز و البته تأثیرگذار از جنگ، معنای آزادی و فقدان را پیش روی مخاطب خود قرار می‌دهد. گفتنی‌ست این اثر نخستین بار در سال 1949 منتشر شد و همان‌طور که پیش‌تر نیز به آن اشاره کردیم، آخرین جلد از سه‌گانه‌ی سارتر به نام راه‌های آزادی «Les Chemins de la Liberté» است و دو جلد دیگر آن تعلیق و سن عقل نام دارند. او در این رمان که دنباله‌ای بر دو اثر پیشین است، به تبیین اصول فلسفه‌ی خود می‌پردازد. سارتر در این کتاب، همچون دو مجلد قبلی، هنرمندانه می‌کوشد تا آن گوهر رازناکی که آزادی می‌نامندش را از هر گزندی به دور و در امان نگه دارد. آزادی همانطور که همه‌ی پیروان اگزیستانسیال بر سر آن اتفاق نظر دارند، تنها به معنای توانایی آری یا نه گفتن نیست. بلکه آزادی آن‌چنان است که انسان را به آفرینش چیزهای خوب و نو نیز قادر کند. سارتر فیلسوفی بود که قصد داشت کلیات فلسفی را از آسمان به روی زمین بیاورد. از همین روی به نوشتن داستان، رمان و نمایشنامه پرداخت. و عجیب نیست که در کتاب دل‌مردگی (هم‌چنان که در تعلیق، سن عقل، تهوع و سایر آثار او مشاهده می‌کنیم) همان شیوه‌ی منجز بیان را وارد داستانش کرده است.
سفارش:0
باقی مانده:1