جادوهای آرژانتینی 2/ داستان‌های دروغگو

90,000 تومان

سفارش:0
باقی مانده:1
این کتاب قصه‌ی له‌لیو گارسیای مکزیکی است. له‌لیو می‌خواهد به غرب وحشی سفر کند و کلانتر خبیث آنجا، بیلی‌کوچیکه را حسابی گوشمالی دهد.
ولی چطور می‌خواهد تک‌و‌تنها از پسِ یک مشت هفت‌تیرکش کارکشته بربیاید؟
تازه بعد از تمام این درگیری‌ها له‌لیو به شکلی مرموز سر از چین در می‌آورد. خودش که ادعا می‌کند سالیانِ سال امپراطور چین بوده.
باورتان می‌شود؟ یعنی نباید تمام این چیزها را بگذاریم پای خیال‌پردازی‌هایش؟

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

جادوهای آرژانتینی 2/ داستان‌های دروغگو

نویسنده
فرناندو سورنتینو
مترجم
رضا اسکندری
نوبت چاپ
تعداد صفحات 159
نوع جلد —-
قطع
سال نشر
سال چاپ اول ——
موضوع
جوان
نوع کاغذ ——
وزن 0 گرم
شابک
9786008025412
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.5 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جادوهای آرژانتینی 2/ داستان‌های دروغگو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

چند صفحه از کتاب

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

تت‌ها

110,000 تومان

معرفی کتاب تت‌ها

کتاب تت‌ها داستانی گروتسک، طنز و ابزورد است که در پس آن، حکومت‌های تمامیت‌خواه نقد می‌شوند. این داستان، خانواده‌ای را به تصویر می‌کشد که زندگی آرام و بی‌دردسری دارند؛ تا اینکه سرگرد وارّو وارد داستان می‌شود. کسی که از خانواده‌ی تت‌ها، درخواست‌های غیرمعقولی دارد. ایشتوان ارکنی برای نوشتن این کتاب جایزه‌ی بزرگ طنز سیاه پاریس را در سال 1969 از آن خود کرد.

درباره‌ی کتاب تت‌ها

داستان کتاب تت‌ها (The Toth Family) نوشته‌ی ایشتوان ارکنی (István Örkény) از این قرار است: آقای لایوس تت که فرد محترمی به حساب می‌آید، همراه با خانواده‌اش زندگی بی‌دردسری را در روستا دارند. تا اینکه پسر خانواده به جنگ در جبهه‌ی روسیه فراخوانده می‌شود و در نامه‌ای به خانواده‌اش نوید می‌دهد که توانسته سرگرد فرمانده‌شان را راضی کند برای تمدد اعصاب به روستای آن‌ها بیاید. خانواده‌ی تت خیلی سریع برای پذیرایی از سرگرد دست‌به‌کار می‌شوند؛ به این امید که سرگرد در ازای این پذیرایی، شرایط بهتری را در جبهه‌ی جنگ برای پسرشان فراهم کند. اما آن‌ها نمی‌دانند که خبری هولناک انتظارشان را می‌کشد. اما چرا خبر به این مهمی به تت‌ها نمی‌رسد؟ پستچی‌ای را تصور کنید که وسواس قرینگی دارد و فقط باید از وسط خط فرضی راه شوسه بگذرد. اگر کسی بی‌صبرانه منتظر خبری از عزیزانش باشد،‌ به‌جای آن‌که نامه را سریعاً برساند، یک روز آن را دیرتر می‌رساند. اگر از کسی خوشش نیاید، نامه را اصلاً به دستش نمی‌رساند. و اگر کسی را خیلی دوست داشته باشد، فقط نامه‌هایی را به او می‌رساند که حاوی خبری خوش باشند. و از قضا لایوش تت از افراد مورد علاقه‌اش بود. پس طبیعی است که خبر بدی را که دارد هرگز به او نرساند؛ اما خبر آمدن سرگرد مافوق پسر را با سرعت هرچه تمام‌تر به لایوش تت برساند و زندگی‌ او را از این رو به آن رو کند. اما ایشتوان ارکنی غافلگیری‌های دیگری نیز در کتاب تت‌ها دارد.
سفارش:0
باقی مانده:2

در بند کردن رنگين کمان

125,000 تومان
انتشارات چشمه منتشر کرد: دوستت می‌دارم اما نمی‌تونی مرا دربند کنی همچنان که آبشار نتوانست همچنان که دریاچه و ابر نتوانستند و بند آب نتوانست پس مرا دوست بدار آن‌چنان که هستم و در به بند کشیدن روح و نگاه من مکوش! و مرا بپذیر بر آنچنان که هستم بدان سان که دریا می‌پذیرد همه نهرها را که همواره به سوی او خیزانند و در دل او ریزانند مرا بپذیر به سان آبشارها، بندآبها، دریاچه‌ها و بدان که چگونه راهم را به سوی پذیرش بی‌نهایت می‌یابم.

قورتش‌بده 1/ خورشید را برایم قورت می‌دهی؟

130,000 تومان

معرفی کتاب قورتش بده 1 اثر عادله خلیفی

یک شهر بود، همه چیز سرجایش بود. اما از یک روز... شهر کم کم عوض شد و هر روز خلوت و خلوت و خلوت تر می شود، یکی دارد همه چیز را قورت... قورت... قورت می دهد. این قورتش بده است.
هشت سالش است. او می تواند هر چیزی را قورت بدهد، هرچقدر بزرگ باشد، هرچقدر دور باشد. قورتش که داد پووووووف... آن را بالا می آورد روی کاغذ و چیزی که قورت داده، عکس برگردان می شود...
از چی بدت می‌آید؟ «قورتش‌بده» می‌تواند همه چیز را برایت قورت بدهد، هر اندازه هم که بزرگ باشد، هر چقدر هم که دور باشد. او همه چیز را می‌گیرد بین دو انگشتش و قورتش می‌دهد و عکس‌برگردانش می‌کند.
یک روز دختری از قورتش‌بده خواست خورشید را برایش قورت بدهد. آیا قورتش‌بده می‌تواند خورشید را هم قورت بدهد؟ چه بلایی سرِ شهر و سرِ خورشید و سرِ خودِ قورتش‌بده می‌آید؟
سفارش:0
باقی مانده:1

باشگاه مشت‌زنی

195,000 تومان
کتاب باشگاه مشت‌زنی اثر چاک پالانیک، نویسنده و مقاله‌نویس معروف آمریکایی است. این اثر در ابتدا یک داستان کوتاه چند صفحه‌ای بود؛ اما بعدها نویسنده آن را بسط داد. آن بخش اولیه هم بدون تغییر، فصل ششم این کتاب را به خود اختصاص داد. کتاب باشگاه مشت‌زنی در سال 1996 منتشر شد. جی. جی. بالارد، نویسنده‌ی آمریکایی، این اثر پالانیک را آینه‌ی تمام‌نمای انسان تنهای امروز می‌داند. داستان ماجرای یک شهروند آمریکایی است که دلش می‌خواهد زندگی‌یکنواخت و ملال‌انگیزش پایان یابد. او با مردی به نام تایلر دردن آشنا می‌شود. این آشنایی پای راوی داستان را به یک باشگاه مشت‌زنی زیرزمینی باز می‌کند؛ جایی که افراد زیادی به آن‌جا می‌آیند تا از شر سرخوردگی‌های زندگی‌شان رها شوند. این داستان سه شخصیت اصلی دارد: راوی، تایلر دردن و زنی به نام مارلا سینگر. روایت داستان کمی پیچیده است و باید برای درک آن، کمی خود را به زحمت بیندازید. اگر اوایل داستان برایتان مبهم بود، حوصله به خرج دهید و لذت کشف ماجرا را از خود دریغ نکنید. چاک پالانیک کتاب باشگاه مشت‌زنی را در سی‌ونه‌سالگی نوشت. اقتباس سینمایی از این داستان پس از سی‌وسه‌سال باز هم اثر پالانیک را بر سر زبان‌ها انداخت. کارگردانی این فیلم را دیوید فینچر برعهده داشته و برد پیت و ادوارد نورتن در آن ایفای نقش کرده‌اند. در ادامه، قسمتی از متن کتاب را با هم می‌خوانیم: «من خسته و دیوانه و عصبی بودم. هر بار که سوار هواپیما می‌شدم، آرزو می‌کردم سقوط کنیم. به آدم‌هایی که داشتند از سرطان می‌مردند، حسودی‌ام می‌شد. از زندگی‌ام حالم به هم می‌خورد. از شغل و اسباب و اثاثیه‌ام خسته و عصبانی بودم و هیچ راهی هم برای تغییر به عقلم نمی‌رسید. فقط می‌خواستم تمامش کنم. احساس می‌کردم در تله افتاده‌ام. زیادی کامل بودم. زیادی بی‌نقص بودم. دنبال یک راه برای فرار از زندگی حقیرم بودم.»
سفارش:0
باقی مانده:4

خط فاصله

6,000 تومان
روی میز یک کارد بود. همان که مادرم با آن گوشت تکه می‌کرد. بعد پدرم چرخید و تقریبا به نجوا رو به مادرم گفت: «قاچم کن.» مادرم گریه می‌کرد و پدر با اندوهی غیرقابل وصف از او می‌خواست قاچش کند؛ آن هم به دو قسمت مساوی. بعد نظرش عوض شد و گفت: «نه، چهار تیکه‌م کن.» نمی‌دانم آن دو تکه‌ی اضافی سهم که بود. بعد گفت: «فقط خواهشی از تو دارم و اینه که پوستم رو نکنی، چون فکر می‌کنم باید خیلی دردناک باشه.لطف کن تا زرد نشدم، تا نگندیدم، نصفم کن.» - از متن کتاب -

اما ابرها

29,000 تومان
ساموئل بکت علاوه بر رمان‌های معروفی چون «ننامیدنی» و «مالون می‌میرد» و نمایشنامه‌های «در انتظار گودو» و دست آخر متون کوتاهی در قالب نثر یا نمایشنامه نوشت که هم‌چنان گرفتار جهان بزرگ او بود. گرفتاری عمده‌ی بکت آن انسان‌شناسی‌ای بود که به قدمت تاریخ است و بشر در آن در مرکز عالم می‌ایستد. سوژه‌ی مدرن اما هیچ مشکلی را حل نکرد. اگر بودن به صرف اندیشیدن ممکن می‌بود پس این جهان بی‌انتها چیست و بشری که گرفتار محدودیت‌ها و تناقض‌هاست چگونه می‌تواند آن‌همه را به اندیشه آورد تا باشد؟ نظریه‌ی اصلی بکت لاجرم ناتوانی است. شکست و افتضاح و از ریخت افتادن و انبوهی خرت‌وپرت و آشغال. اما زیبایی‌شناسی بکت، یا فرم ناب او، است که این گزاره‌های تکراری را بدل به هنری تکرارنشدنی می‌کند، آن‌چنان که او را هم‌عصر همه‌ی اندیشمندان خواهیم دید و ضد همه‌ی آن‌ها. اما نمایشنامه‌های کوتاه بکت، در مجموعه‌ی «اما ابرها» هدفی جز خلق لحظه‌ی بیچارگی ندارد. نمایشنامه‌هایی که جزئیاتش بیش از متن است چرا که در همه‌ی آن نه کلامی باقی مانده است تا گفته شود و نه عملی ممکن است. بیشتر شخصیت‌ها حتی در خور نام نیستند. شبیه به یکدیگرند، اگر حرکت کنند حرف نمی‌زنند و اگر حرف بزنند بی‌حرکت‌اند. قهرمان این آثار بکت بیچاره‌ای است که ذلت را پذیرفته و به آن خو گرفته است، دیگر در بند فهمیدن یا نجات جهان نیست و همان‌قدر به زندگی خویش بی‌اعتنا است که به جهان و اندیشه و هر چه که آدمی به آن فخر می‌فروشد. شاید بکت نخستین و آخرین کسی باشد که فاجعه را در قلب جهانش گذاشته است. فاجعه‌ای که هیچ نامی نخواهد داشت چرا که هرگز نخواهد بود.