جزیره گنج

115,000 تومان

استيونسن جزيره گنج را در سال 1881 براي ناپسري دوازده ساله‌اش لويد آزبورن آفريد. او مدعي بود «تخيل براي بزرگ‌ترها مثل بازي براي بچه‌هاست». استيونسن تا پايان زندگي‌اش طيف وسيعي از آثار تخيلي پديد آورد. جزيره گنج به سبب در بر گرفتن ماجراهاي دزدان دريايي، نقشه، گنج، شورش، و آشپز يك‌پاي كشتي هنوز از محبوب‌ترين داستان‌هاي حادثه‌اي است.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

شناسه محصول: 9789642130993 دسته: , ,
توضیحات

جزیره گنج

نویسنده رابرت لویی استیونسن
مترجم شهلا طهماسبی
نوبت چاپ 3
تعداد صفحات 248
قطع و نوع جلد رقعی شومیز
سال انتشار 1398
شابک 9789642130993
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.3 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جزیره گنج”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

ترغیب

170,000 تومان

معرفی کتاب ترغیب

ان الیوت، قهرمان آخرین رمان جین آستین، در آستانه سی‌سالگی، در محیط تنگ و محدود که ارزش‌های کاذب بر آن حاکم است، با متانت و شکیبایی زندگی را پیش می‌برد. هشت سال پیش به ترغیب دوستان و نزدیکانش به خواستگاری مرد محبوبش جواب رد داده بود. حالا چه چیزی آن مرد را ترغیب خواهد کرد تا برای تجدید رابطه قدم جلو بگذارد؟…جین آستین در 16 دسامبر 1775 در استیونتن، همپشر، جنوب شرقی انگلستان، به دنیا آمد. او هفتمین فرزند یک کشیش ناحیه بود. در سال ???? که پدرش بازنشسته شد، خانواده ی آستین به بث نقل مکان کرد. پدر در سال 1805 از دنیا رفت و جین آستین و مادرش چند بار نقل مکان کردند، تا سرانجام در سال 1809 در نزدیکی آلتن در همپشر ماندگار شدند. جین آستین در همین محل ماند و فقط چند بار به لندن سفر کرد. در مه 1817 به سبب بیماری به وینچستر کوچ کرد تا نزدیک پزشکش باشد، و در 18 ژوئیه ی 1817 همان جا درگذشت. نوشتن را از نوجوانی آغاز کرد. قبل از انتشار آثارش بارها در آن ها دست می برد و بازبینی شان می کرد. چهار رمان عقل و احساس، غرور و تعصب، منسفیلد پارک و اِما به ترتیب در سال های 1811، 1813، 1814و 1816، یعنی در زمان حیات جین آستین منتشر شدند. رمان های نورثنگر ابی و ترغیب در سال 1818، یعنی بعد از مرگ نویسنده به چاپ رسیدند. دو اثر به نام های لیدی سوزان و واتسن ها (ناتمام) نیز از کارهای اولیه ی جین آستین باقی مانده است. او پیش از مرگ مشغول نوشتن رمانی به نام سندیتن بود که قسمت های پراکنده ی آن در دست است. جین آستین در محیطی نسبتاً منزوی زندگی کرد و اوقات خود را بیشتر به نوشتن گذراند. به نظر نقادان، او نبوغی دووجهی داشت: هم طنز قدرتمندی داشت و هم اخلاقیات و روحیات آدم ها را خوب می شناخت. رمان های جین آستین از پرخواننده ترین آثار در ادبیات جهان اند و حدود دویست سال است که نسل های پیاپی با کشش و علاقه ی روزافزون رمان های او را می خوانند. رضا رضایی در رشته ی مهندسی مکانیک تحصیل کرده و عضو سابق تیم ملی شطرنج است. سال هاست به طور حرفه ای به ترجمه ی آثار ادبی به خصوص ادبیات کلاسیک مشغول است. رضایی آثار متعددی را در زمینه های علمی، ادبی و فلسفی ترجمه کرده و مقالاتی هم در همین حوزه ها نوشته است.
ترغیب - انتشارات نی

ماجراهای ملانصرالدین

7,000 تومان
ملا نصرالدین‌ را به‌ سادگی‌ نمی‌توان‌ شناخت‌، به‌ نظر ساده‌لوح‌ می‌آید اما دقت‌ در حرف‌ها و رفتارهایش‌ از هوش‌ و زیرکی‌اش‌ خبر می‌دهد. شاید هم‌ همین‌ ترکیب‌ سادگی‌ و زیرکی‌ ماجراهایش‌ را برای‌ همیشه‌ خواندنی‌ کرده‌ است‌. آن‌ قدر خواندنی‌ که‌ هرگز خسته‌امان‌ نمی‌کند و همیشه‌ برایمان‌ حرف‌های‌ تازه‌ دارد. و این‌ بار این‌ شخصیت‌ دوست‌داشتنی‌ همراه‌ با نقاشی‌های‌ رنگی‌ آمده‌ است‌ تا با لطیفه‌هایش‌ به‌ جنگ‌ دزدها، طمع‌کارها، راحت‌طلب‌ها، ریاکارها و خودنماها برود.

سال‌ بلوا

280,000 تومان
دار سایه درازی‌ داشت‌. وحشتناک‌ و عجیب‌. خورشید که‌ برمی‌آمد، سایه‌اش‌ از جلو همه مغازه‌ها و خانه‌ها می‌گذشت‌. با این‌ صحنه شگفت‌ سال‌ بلوا آغاز می‌شود. داستانی‌ که‌ در آن‌ همه‌ چیز منظم‌ است‌ و منظم‌ نیست‌؛ داستانی‌ که‌ تاریخی‌ است‌ و تاریخی‌ نیست‌؛ داستانی‌ که‌ روایتش‌ خطی‌ است‌ و در عین‌ حال‌ سیال‌ است‌. ماجرا عمدتاً از زبان‌ دختری‌ روایت‌ می‌شود که‌ پدرش‌ سرهنگ‌ است‌ و در آرزوی‌ صعود از پله‌های‌ ترقی‌ مدام‌ سقوط‌ می‌کند. سرهنگ‌ هرگز به‌ پایتخت‌ خوانده‌ نمی‌شود، دخترش‌ نیز به‌ جای‌ آن‌ که‌ همسر ولیعهد و ملکه‌ ایران‌ شود، دل‌ سپرده‌ به‌ عشق‌ کوزه‌گری‌ غریب‌ به‌ ناچار به‌ همسری‌ پزشکی‌ در می‌آید که‌ سرانجام‌ قاتل‌ اوست‌. تصویر موشکافانه‌ مظلومیت‌ زن‌ ایرانی‌، مظلومیت‌ مرد هنرمند ایرانی‌ و تاریخ‌ پرهراس‌ یک‌ سرزمین‌ کهنسال‌، از سال‌ بلوا رمانی‌ ساخته‌ است‌ که‌ هرگز فراموش‌ نمی‌شود. عباس‌ معروفی‌، روزنامه‌نگار و نویسنده مشهور ایرانی‌، ٤٦ سال‌ دارد، جوایز داخلی‌ و بین‌المللی‌ بسیاری‌ را از آن‌ خود کرده‌ و مدتی‌ است‌ ایران‌ را به‌ ناچار ترک‌ گفته‌ است‌. معروفی‌ اکنون‌ ساکن‌ آلمان‌ است‌، همچنان‌ می‌نویسد و تسلطش‌ بر شیوه‌های‌ مدرن‌ داستان‌نویسی‌ و شناختش‌ از تاریخ‌ و اسطوره‌ او را در زمره پرمخاطب‌ترین‌ نویسندگان‌ ایرانی‌ قرار داده‌ است‌.

کتاب تاریخ عالم آرای عباسی 2 جلدی

1,125,000 تومان
معرفی کتاب تاریخ عالم آرای عباسی 2 جلدی “تاریخ عالم آرای عباسی” به قلم “اسکندر بیگ ترکمان” اثری است که علاوه بر شرح وقایع تاریخی همسایگان ایران مانند عثمانی‌ها، گرجی‌ها، تیموریان و ترک‌ها و ترکمن‌های ماوراء‌النهر، اطلاعات مفید و قابل توجهی را پیرامون نحوه‌ی برخورد با نهادهای اداری، نظامی، اقتصادی و مذهبی زمان خود ارائه می‌دهد. “اسکندر بیگ ترکمان” در این کتاب همچنین از عالمان، ادیبان، دانشمندان، شاعران، سران لشکر، سیاستمداران و هنرمندان نام برده است و شرایط ایران در آن زمان و نیز آگاهی از وضعیت اقوام و طوایف ساکن در آن بر اهمیت این اثر افزوده است. علاوه بر این، از کلمات و عبارات متعددی در این اثر استفاده شده که دیگر مورد استفاده نیستند یا کاملا رها شده‌اند، اما برای آنانی که می‌خواهند دایره‌ی لغات خود را گسترش دهند یا مطالعه واژگانی داشته باشند، بسیار مفید است. صرف نظر از فضایل فوق الذکر “تاریخ عالم آرای عباسی” به قلم “اسکندر بیگ ترکمان”، تلاشی ستودنی و البته هولناک است که شرح کشتار، اعدامها و جنایات یکی از پادشاهان مشهور ایران را به تصویر می‌کشد. حاکمی که حتی به خانواده خود نیز بدبین است و تمام کسانی را که به او کمک کردند تا به قدرت برسد را نابود کرده است؛ به این ترتیب می‌توان گفت که این اثر تصویری وحشتناک اما حقیقی از گذشته ایران را به تصویر می‌کشد. تصویری که ظلم و ویرانی پیاپی و بی‌پایان، درگیری با دشمنان داخلی و خارجی و شقاوت مردم، زیر بار این ستم را در بردارد. “تاریخ عالم آرای عباسی” به قلم “اسکندر بیگ ترکمان”، اثری مستند و درجه یک در جامعه شناسی دیکتاتوری، خشونت و قدرت فردی است و می توان از آن به عنوان یک ابزار مطالعه کامل در این موضوعات استفاده کرد. .

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت

قصر قورباغه

47,000 تومان
قصر قورباغه‌ها قصه‌ی دلتنگی کریستوفر است برای پدربزرگی که دیگر در جهان ما نیست.
کریستوفر به‌زودی سر از دنیایی دیگر درمی‌آورد و ماجراجویی‌های بسیاری را پشت سر می‌گذارد. در این داستان، جهان واقعیت و خیال با هم روبه‌رو می‌شوند و فضای منحصربه‌فردی ایجاد می‌شود.
کریستوفر در سرزمینی رؤیایی راهی قصری می‌شود که همه چیز در آن جادو شده است.
قورباغه‌های غول‌پیکر، مارشال‌های حیله‌گر، دخترخاله، کوتوله، مارمولک‌ها و... هم کریستوفر را در این ماجراجویی همراهی خواهند کرد.
داستانی شوخ‌طبعانه و طنزآمیز که با شگفتی و بازی با کلمات، اندوه و فقدان را با روشی خردمندانه و دوستانه تسکین می‌دهد.  
سفارش:0
باقی مانده:2