خیالات

1,200 تومان

پژوی مشکی رنگ از مقابلش گذشت وجلوتر توقف کرد ،بعد بلافاصله دنده عقب گرفت وجلو شهلا ایستاد. راننده شیشه را پائین داد. بلند گفت :(( بیایید بالا می رسونمتون.)) شهلا هنوز راننده راندیده بود. بی اعتنا گفت :(( خیلی ممنون منتظرم تاکسی بیاد. شما بفرمایین.)) دور نیست ، اتفاقی غریبب نیست. خیالات درهمین نزدیکی است . روزمره ای است که آرام آرام مسخ می کند. می رود، می آید وعادی جلوه می کند.

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

خیالات

نویسنده
مرتضی کربلایی لو
مترجم
فاطمه‌ خواجوی‌فر
نوبت چاپ ١
تعداد صفحات ۱۲۸
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر ١٣٨٣
سال چاپ اول ——
موضوع
رمان فارسی
نوع کاغذ ——
وزن ۱۳۵ گرم
شابک
9789643115399
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.135 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خیالات”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Samaneh Fathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

رستم نامه

9,000 تومان
مجموعه ادبیات عامه-٦ داستان‌های عامیانه فارسی گنجینه‌هایی از مضمون، تمثیل، ضرب‌المثل‌ها و آداب و رسوم فارسی زبانان به شمار می‌روند. توجه به چنین گنجینه‌هایی، در اصل، پاسداشت فرهنگ و ادب کهن سرزمینی است به وسعت زبان فارسی. رستم نامه داستان رستم فرزند زال است که آوازه پهلوانی‌اش در سرتاسر ایران زمین پرتو افکنده است. روزی رستم تهمتن از شکار برمی‌گشت دید دو نفر با هم حرف می‌زنند و می‌گویند که این جوان می‌تواند از عهده «کک کهزاد» برآید. تهمتن شنید و آن دو نفر را طلبید و پرسید: «کک کهزاد» کیست؟ آن‌ها از حرف خود پشیمان شده بودند ولی تهمتن آن‌ها را قسم می‌دهد که آن‌ها لاعلاج گفتند: «ای شهریار، در این نزدیکی قلعه‌ای است و پهلوانی در آنجا هست که بسیار مرد زبردست و دلیری است و هر سال از پدر شما مبلغی باج می‌گیرد.» تهمتن به نزد پدر آمد و پرسید که این کک کیست؟ زال گفت: او کسی باشد که هیچ کس با او برابری نتواند کرد. حتی سام نریمان هم به او باج می‌داد. رستم تصمیم می‌گیرد به جنگ با کک کهزاد برود و در نهایت او را از پا در می‌آورد. در رستم نامه نبرد رستم پهلوان نامی ایران زمین با «افراسیاب»، عاشق شدن او به دختر شاه سمنگان، تهمینه، به دنیا آمدن سهراب و جنگ او با رستم، به دنیا آمدن فرامرز و جهانگیر، و نیز داستان سیاوش و دیگر داستان‌های مهیج شاهنامه به نثر آمده است. انتشارات ققنوس در چاپ جدید داستان‌های مجموعه ادبیات عامه با بهره بردن از نسخه‌های متعدد و با به کارگیری رسم الخط جدید، سعی نموده حتی‌المقدور نسخه‌ای به دور از لغزش‌ها و خوشخوان ارائه کند. چه بسیار کسان که با خواندن این داستان‌ها به جرگه کتابخوانان پیوستند، زیرا این داستان‌ها که اغلب روایت پهلوانی و مردانگی و عشقند با نثری شیرین و با افسانه‌پردازی و خیالپردازی خواننده را بر سر شوق می‌آورند و به خواندن بیشتر ترغیبش می‌کنند.

شهرزاد چاه

17,000 تومان
زن جوانی که در تهران زندگی می‌کند، دایه پیر او، مادربزرگش و یک راوی دانای کل، هر یک گوشه‌ای از زندگی گذشته و ماجراهایی را که در زمان حال می‌گذرد بازگو می‌کنند: «صبح، عوض این‌که وایستم روی چهارپایه روشویی دست و رو بشورم. می‌روم لب حوض. لبه دامنم رو می‌کنم زیر کمربند، شیر روی ستون سنگی ‌رو که ننه نیلو سفت‌سفت می‌بنده به زور وا می‌کنم. تا آخر می‌پیچونمش تا آب از دهن پرنده بزنه بیرون. بعد سرم رو می‌برم جلو و صورتم، موهام، بلوز و دامنم خیس می‌شه. ننه نیلو همیشه دعوا می‌کنه ولی این قده کیف داره...! پرنده‌هه سفید و پادراز و کاکلیه. خانوم خانوما بهش می‌گه حواصیل. ننه نیلو می‌گه دریاسری. دستش رو می‌گیره جلو دهنش، صداش رو در می‌آره. صدای دریاسری بَده ولی خودش خیلی قشنگه. همین که ننه نیلو موهام رو می‌بافه و چشم‌نظر صدفی رو به پیرهنم سنجاق می‌کنه، از اتاق رو به آفتاب می‌دُوم بیرون که برم پیش خانم خانوما. خانم خانوما بعضی روزا که فقط خودش می‌دونه و خانومای همسایه توی اتاق مهمونخونه، که سردرش یه خورشید خانوم گنده و دوتا خورشید خانوم کوچولو داره، زن‌ها رو می‌بینه. زن‌ها می‌آن خوابشون رو براش تعریف می‌کنن. اونم یه چیزایی واسه‌شون تعریف می‌کنه. بعضیا می‌ترسن، بعضیا می‌خندن، بعضیا گریه می‌کنن. دو ساعت مونده به اذون ظهر، ننه نیلو دیگه کسی رو راه نمی‌ده. تا صدای اذون از مسجد می‌آد، خانوم خانوما داره لب حوض دست و رو می‌شوره. دم سجاده‌اش می‌شینم تا نمازش تموم بشه و ننه نیلو سفره ناهارو پهن کنه... .» حوادث این داستان، در تهران و در روستایی در گیلان به نام «سیاه آتش» و نیز در گوشه‌هایی از سرزمین هفتاد و دوملت یعنی هندوستان می‌گذرد. روابط، مرتبط و حکایات به هم پیوسته‌اند و نوعی پازل را در کنار یکدیگر، تشکیل می‌دهند.

عزازیل

380,000 تومان
عزازیل رمانی از یوسف زیدان مصری است، شامل سی طومار که از زبان سریانی به عربی ترجمه و در سال ٢٠٠٨ منتشر شد. طومارها در یک جعبۀ چوبی مهر و موم‌شده در خرابه‌های باستانی در نزدیکی حلب در سوریه و در وضعیت خوبی کشف شدند. وقایع این رمان در قرن پنجم میلادی در مصر علیا، اسکندریه و شمال سوریه رخ می‌دهد؛در فضای پس از پذیرش مسیحیت از جانب امپراتوری روم، کشمکش فرقه‌ای بزرگان کلیسا از یک سو و نوکیشان از سوی دیگر،و بت‌پرستی‌ای که رو به افول است. این رمان زندگی‌نامه هیپا راهب مسیحی مصری است که در دوره پرتلاطمی از تاریخ کلیسای مسیحی می‌زیست، دوره‌ای که اختلافات گسترده‌ای بین کلیساهای اصلی به دلیل اختلاف بر سر ماهیتشان به وجود آمد. این رمان برنده جایزه بوکر عربی در سال ٢٠٠٩ و جایزه بریتانیایی "آنوبی" برای بهترین رمان ترجمه‌شده به انگلیسی در سال ٢٠١٢ شد.

آدم نما

29,000 تومان
فکر کنید سیصد سال دیگر جهان به چه صورتی است؟ در رمان علمی‌ـتخیلی آدمنما با دنیایی روبهرو می‌شویم که در آن انسان‌ها با پیشرفت تکنولوژی سلول‌های بنیادی از مرگ رها شده‌اند. بیش از دو صده از انقلاب سلول‌های بنیادی (اسب) گذشته است. انسان‌های آرمان‌شهرِ پس از «اسب»، تمام تلاششان را می‌کنند تا شهروندانی مفید و موفق باشند، جراحی‌های بهبودشان به موقع انجام شود و از مرگ دور بمانند. آن‌ها در حرفه‌های چهل‌ساله‌ی خود با جدیت فعالیت می‌کنند و به قوانین منطقه زندگی خود پایبندند. «اتوود» که در دوره حرفه‌ا‌ی اخیر خود نویسنده بوده، برای دومین بار زیر تیغ جراحی سلول‌های خاکستری مغز می‌رود و بخش‌های زیادی از حافظه خود را از دست می‌دهد. تلاش اتوود برای پر کردن بخش‌های حذف شده خاطراتش، با چند اتفاق بیرونی بزرگ همراه می‌شود، راکتورهای هسته‌ای مناطق چندگانه‌ی دنیا منفجر می‌شوند و بانک‌های سلول‌های بنیادی از کار می‌افتند. اتوود به مرور متوجه می‌شود نویسندگی او و پاک شدن حافظه‌اش به اتفاقات بزرگی که دنیا را به آشوب کشانده، بی‌ارتباط نیست و ... .

سلام

11,000 تومان
رمان «سلام» شرح اضطراب‌ها و اضطرارهای چند زوج جوان در اواسط دهه ٧٠ است که در فضاهای روشنفکری و فرهنگی آن روزگار با هم در حال گفتگو و مراوده‌اند. هر یک از شخصیت‌ها به قلم خود، درون و چیزی را که بر وی می‌گذرد، بازگو می‌کند، شخصیت‌هایی که از یک سو تابع امیال و غرض‌های شخصی خود هستند و از سوی دیگر، خود را پیرو اصول اخلاقی پذیرفته شده می‌دانند و این گونه تضادها و تعارض‌ها، آنان را دچار بحران‌های خانوادگی و اجتماعی متعدد می‌سازد. رمان سلام ترس‌ها و بحران‌های زندگی در کلانشهر تهران و درگیری‌های سیاسی و فرهنگی اجتماعی شخصیت‌ها با این شهر را درگیرودار تحولات این دهه به شیوه چند صدایی روایت می‌کند: «آقای فرزاد مولایی عزیز، سلام شما من را نمی‌شناسید. در واقع این اسم را نمی‌شناسید. چطور بگویم؟ گیج شده‌ام و نمی‌دانم از کجا شروع کنم. می‌شود خواهش کنم صبور باشید و تا پایان نامه را بخوانید؟ پیش از هر چیز از شما می‌خواهم که متن این نامه محرمانه بماند، هر چند با نام دیگری برای شما می‌نویسم. مجبورم ناشناس بمانم، چون هنوز از شما مطمئن نیستم و اگر به گوش شوهرم برسد زندگی‌ام از آنچه هست بدتر می‌شود. متأسفانه تا زمانی که از کمک شما مطمئن نشوم، نمی‌توانم شوهرم را هم به شما معرفی کنم. من به مقداری پول احتیاج دارم تا از مشکلی که به آن گرفتار شده‌ام به جایی دور فرار کنم و بعد از مدتی بتوانم کار کنم و پول را به شما برگردانم.»

دیوار

14,000 تومان
کتاب «دیوار» رمانی جذاب و ژرف است، هشداری که هنرمندانه روح خواننده را لمس می‌کند تا یک نفس خوانده شود و برای همیشه چون خاطره‌ای تأمل برانگیز در ذهن او برجای بماند. دیوار، نفوذناپذیر و نامرئی، ناگهان قد علم می‌کند و دنیا برای راوی یکی از جذاب‌ترین و ژرف‌ترین رمان‌ها دوپاره می‌شود. آن سوی دیوار همه چیز چون تصویری ابدی متوقف است و در این سو جهانی ناشناخته است و زنی تنها. «امروز، پنجم نوامبر، نگارش گزارشم را آغاز می‌کنم. تا آن‌جا که مقدور باشد همه چیز را کاملاً دقیق خواهم نوشت. هر چند حتی نمی‌دانم که امروز به راستی پنجم نوامبر باشد. زمستان گذشته حساب چند روز از دستم رفت. و نمی‌دانم امروز کدام روز هفته است. البته خیال نمی‌کنم این چندان مهم باشد. مأخذ گزارشم یادداشت‌های کوتاهم هستند. کوتاه از این‌رو که هرگز فکر نمی‌کردم روزی دست به نگارش چنین گزارشی بزنم. می‌ترسم که خیلی چیزها در خاطرم نقش دیگری گرفته باشند تا واقعیت. بگذریم که همه گزارش‌ها چنین نقصی دارند. انگیزه من برای نوشتن شوق به نویسندگی نیست، بلکه چنین پیش آمده است که اگر بخواهم عقل از کف ندهم باید بنویسم. آخر اینجا هیچ کس نیست که با من همفکری و غمخواری کند. من تنهای تنها هستم و باید بکوشم ماه‌های بلند زمستان را تاب بیاورم چرا که...»