دانته آلیگیری
19,800 تومان
دانته آليگيري در ماه مه 1265 م. در فلورانس به دنيا آمد. خانوادهي آليگيري را به خاطر عنوانها و امتيازهايي كه اعضايش داشتهاند ميتوان از اشراف دانست.
دانته چهرهي سرشناسي در فلورانس بود.
سالهاي آخر زندگي او در راونا گذشت، به نطر ميرسد اين سالها براي دانته سالهاي آسودهاي بوده است و تا روز مرگش (13 يا 14 سپتامبر) در آنجا ماند.
شاهكار دانته البته كمدي الاهي است (كه عنوانش كمدي بود و الاهي بعد از دانته به آن افزوده شد). اين اثر تا اندازهاي حاصل عزم دانته به تحقق عهدي است كه در پايان زندگي نو ميكند: اگر مشيت آني شكوفايي همهچيز از اوست بر اين باشد كه زندگيام چند سالي ديگر بپايد، اميد دارم دربارهي دلدارم چنان بنويسم كه تا كنون براي هيچ دلداري نوشته نشده است.
اين بخش منظومه به سه بخش دوزخ، برزخ و بهشت تقسيم ميشود. همهي آثار دانته بيانگر توجه خاص او به واژهها و ساختار زبان است.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
دانته آلیگیری
نویسنده | مارک موسا |
مترجم | مهدی سحابی |
نوبت چاپ | 2 |
تعداد صفحات | 72 |
قطع و نوع جلد | رقعی شومیز |
سال انتشار | 1398 |
شابک | 9789642133741 |
وزن | 0.105 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
خاطرات ظلمت
آتالا و رنه
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
معرفی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها نوشتهی آرمان آرین دومین مجلد از مجموعهای به همین نام (پتش خوآرگر) است که بر مبنای اوستا نوشته شده و داستان حول محور نبرد تاریکی و روشنایی میچرخد. این مجموعه برای ردهی سنی نوجوان نوشته شده و از پرمخاطبترین و پرافتخارترین مجموعه کتابهای ایرانی است.
دربارهی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها داستان کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها چنین آغاز میگردد: در شبی که آسمان به رنگ قیر سیاه بود، سی پاره روشنایی -کمتر یا بیشتر- بر دشتی تیره فرود آمدند. ذرات نور در میانهی آسمان چنان در هم آمیختند که هنگام فرود بر زمین، تنها سه پاره شدند. این سه پاره نور به هیبتی همچون انسان، همراه با دست و پا و سر و تن و البته بالهایی شگفتانگیز از جنس فلز در آمدند. جنس بالهاشان چنان بود که با آنها میتوانستند مهیبترینِ صخرهها را بشکافند و از دل آنها عبور کنند. آن سه پارهی نور، که به شکل سه مرد زیباروی در آمده بودند، در مقابل صفهای آغازین لشکر دیوها ایستادند. حضور نورها همهمهای در قلب سپاهیان تاریکی انداخت و سکوت ظاهری آن شب را در هم شکست. طولی نکشید که دیوها و همهی همقطارانشان آن سه نور فرودآمده را در بر گرفتند و در میان انبوهی از یاران خود محاصره کردند. لحظهبهلحظه حلقهی محاصره تنگتر میشد و تاریکی بیش از پیش سه مرد جوان را در بر میگرفت. بوی تعفن نفس دیوها هر دم بیش از پیش میشد..
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.