

- شما نمی توانید این مقدار را به سبد خرید خود بیافزایید — ما مجموعا 2 موجودی در انبار داریم و قبلا 2 در سبد خرید شما موجود می باشد مشاهده سبد خرید
دختر خاندان گات 3/ دختر خاندان گات و لولوی بلندیهای بادگیر
54,000 تومان
در بخشی از کتاب دختر گات و شبح موش میخوانیم
در عین اینکه بقیه مات مانده بودند و نگاه میکردند فُن هِلسانگ یکی از چهارلولها را درآورد و شلیک کرد؛ یکبار، دوبار، چهاربار، هشتبار..
با هر شلیک مرگبار، یکی از موجودات جلوِ چشم تماشاچیها از بین میرفت.
فُن هِلسانگ هنسل و گرِتِل را با پوزخندی توی جلدشان فروکرد و شمشیر مبارزهی دندانهداری از کمربندش بیرون کشید.
«پیش بهسوی بریدن سرها!» این را گفت و با قدمهای بلند روی پشتبام به طرف دودکشها رفت اما سرجایش بیحرکت ماند. غرید: «این چیه؟»
پایین پایش یکعالم یخ ریخته بود. در همین لحظه آدا از پشت یکی از دودکشهای یککم دورتر بیرون آمد.
سیرن سِستا کنارش ایستاده بود. از پشت دودکشهای دور و برش بقیه اعضای کلوب زیرشیروانی هم هر یک با یکی از موجودات بیرون آمدند.
روبی خدمتکارِ انبارِ پشتی موادِ غذایی کنار اومالوسِ فان ایستاد. امیلی کَبِیج روی هر یک از شانههایش یک هارپی و روی سرش هارپی دیگری نشسته بود.
کینگزلیِ دودکشپاککن بازوی همسرِ بارنز را گرفته بود و آرتور هالفورد هم دستِ وایلدمَنِ پاتنِی را در دست داشت. ویلیام کَبِیج سرِ پشمالوی هَمیش فانِ شِتلَند را نوازش میکرد.
فُن هِلسانگ فریاد کشید: «من جوایزم را میخواهم.» و از روی یک دودکش به روی دودکش دیگر میپرید و شمشیرش را دیوانهوار حرکت میداد و روی پشتبام پیش میرفت.
صدای خوشنواز و آرامی که کمی تهلهجه داشت به گوش رسید که میگفت: «روپرت فُن هِلسانگ! بالاخره به هم رسیدیم.» لوسی بورجیا از پشتِ کلاهکِ دودکشی بیرون آمد و چترش را بالا گرفت.
فقط 2 عدد در انبار موجود است
دختر خاندان گات 3/ دختر خاندان گات و لولوی بلندیهای بادگیر
نویسنده |
کریس ریدل
|
مترجم |
شبنم سعادت
|
نوبت چاپ | — |
تعداد صفحات | 232 |
نوع جلد | —- |
قطع | — |
سال نشر | — |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
کودک و نوجوان
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 0 گرم |
شابک |
9786222043094
|
وزن | 0.5 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
فیزیولوژی ورزشی کاربردی
بند ها
(1043) اصول فقه کاربردی (جلد اول):
جنگ و صلح : بررسی مسائل نظامی و استراتژیک معاصر
فهرست:
پیشگفتار منابع و یادداشتها بخش اول: تعریف و تحول مفاهیم فصل اول: تعاریف و آموزههای جنگ فصل دوم: مفاهیم استراتژی و تاریخ تکامل آن بخش دوم: نوعشناسی دستاوردهای مهم نظامی و ابزارهای اطلاعاتی فصل سوم: تسلیحات فصل چهارم: ابزارهای اطلاعاتی بخش سوم: سیر مطالعه و تحقیقات مسائل نظامی فصل پنجم: نظامیگری (میلیتاریسم) یعنی چه فصل ششم: مجتمعهای نظامی ـ صنعتی فصل هفتم: جهانیشدن نظامیگری بخش چهارم: پیمانهای همکاری نظامی فصل هشتم: پیمانهای منحل شده فصل نهم: پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بخش پنجم: خلع سلاح، کنترل تسلیحات و امنیت جهانی فصل دهم: خلع سلاح فصل یازدهم: سازمان ملل متحد و خلع سلاح فصل دوازدهم: قراردادهای دوجانبه و چندجانبه خلع سلاح و کنترل تسلیحات منابع و مآخذمرگ ايوان ايليچ
در بخشی از کتاب مرگ ایوان ایلیچ میخوانیم
زندگى را در خانهى جدید شروع کردند و وقتى خوب مستقر شدند و به جاى جدید خو گرفتند، چنانکه معمولاً چنین است، دیدند که فقط یک اتاق کم دارند و نیز درآمدشان، گرچه فوقالعاده زیاد شده بود، اگر اندکى فقط پانصد روبل بیشتر مىبود دیگر نقصى در زندگىشان نمىماند. در آغاز کار که هنوز خوب مستقر نشده بودند و چیزهایى مانده بود که بخرند یا سفارش دهند، و این یا آن مبل را جابهجا، یا فلان و بهمان را باهم جور کنند، احساس بسیار خوشایندى داشتند. گرچه اختلافنظرهایى میان زن و شوهر باقى بود ولى هر دو به قدرى خشنود بودند و کارهاى کردنى به قدرى زیاد بود که بىجدال زیاد باهم کنار مىآمدند. وقتى دیگر کارى باقى نماند که کرده شود زندگى اندکى رنگ ملال گرفت و احساس کمبود آشکار شد. اما رفتهرفته آشنایىهایى پیدا مىشد و عادتهایى پدید مىآمد و زندگىشان هر طور بود پر مىشد. ایوان ایلیچ صبح را در دادگاه مىگذرانید و براى ناهار به خانه مىآمد و ابتدا از این روال رضایت داشت و شادکام بود، هر چند که زندگى از اندکى دلآزارى خالى نبود، که تازه آن هم سرچشمهاش همین خانه بود. (کوچکترین لکه روى سفره یا پارچهى دیوارپوش، یا بریدن ریسمان پرده و از این نوع سخت به خشمش مىآورد. به قدرى براى آراستن خانه رنج برده بود که اندکى ضایع شدن صورت ظاهر آن برایش سخت دردناک بود.) اما بهطور کلى زندگىاش طورى مىگذشت که به عقیدهى او بایسته بود، یعنى باآسودگى و لذت و باآبرومندى. ساعت نه از خواب برمىخاست، قهوهاش را مىنوشید و روزنامهاش را مىخواند، بعد اونیفورم قضاوت به تن مىکرد و به دادگاه مىرفت و آنجا طوق اسب عصارى آماده بود و فورا بر گردنش مىافتاد.شيطان
داستان کتاب: فردی به نام یوگنی به همراه برادرش به خاطر فوت پدرشون ارث هنگفتی بهشون میرسه و یوگنی وظیفه رسیدگی به امور ارثیه رو بر عهده میگیره و به ناچار باید در روستا زندگی کنه.
به دلیل دوری از شهر و برای کنترل کردن شهوتش با یکی از زنان روستا رابطه جنسی برقرار میکنه؛ ستپانیدا زن شوهرداری که یوگنی به دنبالش بود و در زمان مجردی باهاش ارتباط گرفته بود.
یوگنی وقتی که به شهر میره و برای بجا آوردن رسم خانوادگی با یک خانم به نام لیزا ازدواج میکنه. داستان دوباره از جایی شروع میشه که به همراه زنش به روستا برمیگردن و به همراه مادرش در خونه روستایی زندگی میکنن. اینجاست که تقابل زندگی مجردی و زندگی جدید یوگنی رو تو داستان میخونیم. یوگنی با رو در رو شدنهاش با ستپانیدا باید جلوی تجسم کردنها و افکار قدیمش رو بگیره.
تمرکز و جذابیت داستان تولستوی این صحبت های مداوم یوگنی با خودش هست. این عذاب وجدان همیشگی که یوگنی با زندگی جدید به همراه زن و بچهاش داره؛ احساس شرم و رذلتی که بخاطر گذشتهاش به همراه داره.
پایان داستان اما متفاوت با دیگر رمانهاست. تولستوی با سبکی جدید دو روایت متفاوت رو برای سرانجام کار یوگنی در نظر گرفته ... که بنظرم حتما این رمان کوتاه رو بخونید تا شما هم از این داستان جذاب لذت ببرید.
پ.ن: لئو تولستوی رو به خاطر رمانهای حماسی میشناسن؛ میگن دست نوشتههای این داستان رو تولستوی در دفتر کارش از همسرش مخفی میکرده. کتاب شیطان داستانی با روایتهای بیپرده و شفاف برای درک بهتر احساسات و تجسمها است.
محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-ژاک لکان
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-عشق
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-بدنآگاهی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-عقل به روایت کانت
آدمکش کور
دانشنامه فلسفه استنفورد 5: زیباییشناسی
نویسنده | استنفورد |
مترجم | مسعود علیا |
تعداد صفحات | ٦٨٠ |
قطع | وزیری |
سال نشر | ١٤٠١ |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
وزن | ١٣٥٤ |
شابک | ٧ -٤٦٣-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
دانشنامه فلسفه استنفور 1: زیباییشناسی آلمانی
نویسنده | پل گایر، هانا گینزبورگ، استیون هولگِیت، ایئن تامسون و نیکولاس دیوی |
مترجم | سید مسعود حسینی، داود میرزایی، گلنار نریمانی و وحید غلامیپورفرد |
سرپرست و ویراستار مجموعه | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٣ |
سال نشر | ١٤٠٢ |
سال چاپ اول | ١٣٩٩ |
تعداد صفحات | ٥٣٦ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
قطع | رقعی |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
شابک | ٦ -٣٤٥-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
وزن | ٧٨٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دانشنامه فلسفه استنفورد 3: شاخهها و مکتبها
نویسنده | استنفورد |
مترجم | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٧٣٥ |
سال نشر | ١٤٠١ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
قطع | رقعی |
وزن | ٨٩٧ |
شابک | ٦ -٣٩٠-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.