

دروازههای بهشت
165,000 تومان
معرفی کتاب دروازه های بهشت اثر ایتن کوئن
ایتن در هر یک از این نه قصهی سرراست و جذاب که پرند از کارآگاهان و گانگسترها و آدمهای عاصی، چیزی برای غافلگیری در آستین دارد.
موجود در انبار
دروازههای بهشت
نویسنده |
ایتن کوئن
|
مترجم |
صطفی احمدی
|
نوبت چاپ | 2 |
تعداد صفحات | 161 |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | 1403 |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
رمان
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 0 گرم |
شابک |
9786220111719
|
وزن | 0.0 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
خیام صادق: مجموعه آثار صادق هدایت درباره خیام
معرفی کتاب خیام صادق: مجموعه آثار صادق هدایت درباره خیام
کتاب خیام صادق نوشتهی صادق هدایت است که مطالعات دقیق و کاملی از زندگی و آثار خیام ارائه میدهد. برای درک شخصیت و جهانبینی این حکیم بزرگ پارسی باید به پای سخنان هدایت نشست و از توضیح و تفسیر جذاب او استفاده کرد. جهانگیر هدایت در این کتاب مجموعه نوشتههای صادق هدایت را گردآوری کرده و مقدمهای بر آن نوشته است.دربارهی کتاب خیام صادق
در کتاب خیام صادق با تمامی تحقیقات و مطالعات صادق هدایت (Sadegh Hedayat) دربارهی خیام مواجه میشویم. صادق هدایت دو کتاب راجع به خیام نوشته است که اولی در سال 1303 به اسم «رباعیات عمر خیام» منتشر شد. هدایت در این کتاب ابتدا در مورد زندگی خیام توضیحاتی مینویسد و سپس رباعیات او را با دقت زیادی انتخاب و رباعیاتی که طبق تحقیقاتش اصل نیستند را حذف میکند. او در سال 1313 کتاب دیگری از آثار خیام به اسم «ترانههای خیام» را منتشر میکند. در این کتاب مطالعات هدایت دربارهی خیام به شکل چشمگیری گسترده میشود. او اشاراتی به متن قدما، متون افراد مشهور و دیدگاههای مختلف دربارهی خیام را در سه بخش مقدمه، خیام فیلسوف و خیام شاعر، مورد نقد و بررسی قرار میدهد. عُمَر خیام نیشابوری حکیم و شاعر قرن پنج و شش هجری است. دانشمندان در گذشته باید با تمامی علوم زمانهی خود آشنا و صاحبنظر میشدند؛ از این رواست که خیام دارای مرتبهی بالای علمی بوده است؛ اما آنچه خیام را در جهان مشهور کرده، رباعیات اوست. رباعی قالبی کاملاً مختص به شعر فارسی است و خیام معروفترین رباعیسرا در تاریخ شعر پارسی است. خیام در رباعیات خود فلسفه زندگی خود را با نهایت هنرمندی و خلاقیت مطرح میکند که این امر سبب تأثیر شگرف در برخی نویسندگان مطرح دنیا مثل اسکات فیتزجرالد و فرناندو پسوآ شده است. کتاب خیام صادق گردآوری مطالب دو کتاب «رباعیات عمر خیام» و «ترانههای خیام» است. محققان همواره مطالعات صادق هدایت را منبع و مرجعی برای تحقیقات خود دربارهی خیام قرار دادهاند. در کتاب خیام صادق، صادق هدایت بهتمامی نکات پیرامون پستی و بلندیهای زندگی خیام، رباعیات و صحت و تحریفات آنها و نظرات و تأثیر حکیم خیام بر بزرگان پرداخته است.کتاب خیام صادق برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب خیام صادق به تمام کسانی که به ادبیات و بهخصوص به خیام نیشابوری علاقهمند هستند و از طرفداران قلم صادق هدایت بهشمار میروند توصیه میشود.قلندرنامه آداب الطريق
معرفی کتاب قلندرنامه ای به نام آداب الطریق اثر بابا حاجی عبدالرحیم
تاریخ نگاری در اسلام
مهماني تلخ
در بخشی از کتاب مهمانی تلخ میخوانیم
با انگشت جلو را نشان داد. خواستم راه بیفتم که دیدم دنده عقب گرفت و به سرعت آمد طرفم. جلوام که رسید، زد روی ترمز، طوری که لاستیکها چند سانتی روی آسفالت کشیده شدند. سرم را خم کردم و کنار شیشهی نیمه پایین گفتم: « پارکوی. » با انگشت شست، صندلی عقب را نشان داد.
وقتی در را باز کردم، زنی که عقب نشسته بود، رفت کنار شیشه. سوار شدم. راننده زد توی دنده. گفت: « حالا تا نیایش بریم. » « من پیاده می شم. » خواستم دستگیره را بکشم که گفت: « بشین، آقاجون. بالاخره یه کاریش میکنیم. » برگشته بود. گفتم: « نمی خوام وسط راه تاکسی عوض کنم. » پایش را گذاشت روی گاز و ماشین از جایش کنده شد.
شاید هنوز بیست متر نرفته بود که گفت: « خیلی زود جوش می آری،آقا. » « جوش نمی آرم. گفتم که نمی خوام تاکسی عوض کنم. » « اصلاً اون جا که شما وایساده بودی تا صبح هم کسی سوارت نمیکرد. » از توی آینه نگاهی به من انداخت.
بعد سرش را چرخاند طرف مردی که صندلی جلو نشسته بود. گفت: « شما دیدینش، آقا؟ » مرد بی آن که نگاهش کند، گفت: « من اصلاً حواسم به خیابون نبود.» زن گفت: « من دست شونو دیدم. » « آره، منم همون یه دستو دیدم که از لای درخت ها اومده بود بیرون. معلوم می شه شما هم مثل من حواس تون خیلی جَمعه. » گفتم: « می خواستین بیام وایسم وسط اتوبان؟ »
« دیگه آخه شما هم خیلی رفته بودی کنار. تا آدم می اومد بفهمه چی به چیه، پنجاه متر رفته بودجلو. » مردی که جلو نشسته بود، گفت: « اتفاقاً ایشون کار درستی کردن. تو این شهر تا بخوای جوون الکی خوش هست. می زنن به آدم و درمی رن. بعدش هم هیچی به هیچی. جنازه ت افتاده وسط اتوبان. » زن گفت: « آره، واقعاً. » کیفش را که گذاشته بود روی زانویش، باز کرد و دستمالی بیرون آورد
گفت: « اگه تا پارک وی می رین، من هم می آم. » راننده از توی آینه نگاهش کرد. « تا تجریش هم بخواین می رم. می خوام برم اون جا بنزین بزنم.«من همون پارک وی پیاده می شم.» دوباره توی آینه نگاهش کرد. گفت: «رو چشمم، خانم.» لبخند زد.
کمی بعد، وقتی داشتیم به پل گیشا نزدیک می شدیم، راننده شیشه اش را تا آخر پایین کشید. آرنجش را گذاشت لب پنجره و به ماشین بغلی نگاه کرد که داشت نزدیک ما حرکت می کرد. از پنجرهی بازش صدای آهنگ ملایمی به گوش میرسید.
گفت: «لامسب، انگار نه انگار پاییز شده. هوا از تابستون هم گرم تره». دست راستش را گذاشت به صورتش. حدس زدم دارد با سبیلش ور میرود. باز توی آینه نگاهی به من انداخت. وقتی دید حواسم به اوست، نگاهش را دزدید. با این حال هنوز چشمهای ریزش پیدا بود.
ارزشیابی آموزشی (کپی)
فهرست:
پیشگفتار مقدمه چاپ سوم مقدمه چاپ هفتم فصل اول: مفاهیم اساسی در ارزیابی آموزشی فصل دوم: چه چیز را ارزیابی کنیم؟ فصل سوم: چگونه ارزیابی کنیم؟ فصل چهارم: تدوین طرح ارزیابی فصل پنجم: ابزار اندازهگیری برای ارزیابی آموزشی فصل ششم: نظام اطلاعاتی برای ارزیابی آموزشی فصل هفتم: تحلیل دادهها برای ارزیابی آموزشی فصل هشتم: تفسیر نتایج برای قضاوت و تصمیمگیری آموزشی فصل نهم: تدوین گزارش ارزیابی پیوستها منابع نمایه هر فصل شامل مقدمه، خلاصه فصل و خودآزمایی است. چاپ سوم با اضافات، چاپ هفتم با تجدیدنظربچهمحل نقاشها 5/ زمانی که همصحبت فریدا بودم
فریدا همیشه میگوید: «من واقعیت خودمو نقاشی میکنم اما این احمقها فکر میکنن کارهای من خیالیه.»
اینبار دایی خود ابتکار عمل را به دست میگیرد و صفحههایی را که زمانی فریدا به او داده بود تا صدایش را روی آنها ضبط کند در اختیار مانی و باقی بچهها قرار میدهد.
با شنیدن صدای نوجوانی داییسامان روی صفحهها، بچهها به ماجرای سفر دایی به مکزیک و رفتنش به خانهی فریدا پی میبرند. در این سفر که لوئیس بونوئل دایی و فریدا را همراهی میکند به اصرار بونوئل به دل جنگلی عجیب میزنند که درختانش انسان هستند. بعد هم سر از معابد آزتکها درمیآورند و گرفتار اشباح میشوند. اشباحی که در اعتصاب کارگری به سر میبرند و برای همین دست به سیاه و سفید نمیزنند.
محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-ماکس شلر
بسیاری از علاقهمندان به فلسفه در ایران که با فضای مجازی بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیدهاند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره هم برده باشند. این دانشنامه حاصل طرحی است که اجرای آن در سال ١٩٩٥ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. این مجموعه از مدخلهای مناسبی برای ورود به گسترههای متنوع فلسفی برخوردار است و کسی که میخواهد برای اولین بار با مسأله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینههای راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخلهای مربوط به آن در این دانشنامه برود.
نگارش، تدوین و انتشار مدخلهای دانشنامه فلسفه استنفورد به سرپرستی "دکتر ادوارد. ن. زالتا" افزون بر اینکه پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگیهای درخور توجه دیگری هم دارد و آن اینکه این دانشنامه به ویژه به کار دانشجویان و محققانی میآید که میخواهند در زمینهای خاص پژوهش کنند.
ترجمه و انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقهمند با آن از جمله اهدافی بوده که چه بسا مورد نظر بانیان این طرح بوده لذا "انتشارات ققنوس" با همکاری گروهی از مترجمان به سرپرستی "دکترمسعودعلیا" و با کسب اجازه از گردانندگان دانشنامه فلسفه استنفورد (SEP) اقدام به ترجمه و انتشار این دانشنامه مینماید و امیدوار است چاپ این مجموعه استمرار پیدا کند.
نقدی بر این کتاب
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.