رباعیات خیام

6,500 تومان

اين مجموعه از رباعيات خيام بر پايه نسخه‌هاي چاپي موجود آن فراهم آمده و كوشش شد رباعياتي گزيده شوند كه كمتر بتوان در انتساب آن‌ها به خيام ترديد كرد. با سنجش و بررسي نسخ‌ها، تلاش شده متني پيراسته و تا حد ممكن نزديك به گفته‌ي اصلي شاعر فراهم آيد كه نياز همگان را پاسخ گويد، به گونه‌اي ساده و بي‌پيرايه،و در عين حال درست و روشن، ارائه شود، و بتواند در كار‌هاي آموزشي يا پژوهش‌هاي ادبي پايه و مرجع شمرده شود و به عنوان نسخه‌اي معتبر از پذيرش نسبي همگان برخوردار باشد .

فقط 1 عدد در انبار موجود است

شناسه محصول: 9789642131228 دسته: , ,
توضیحات

رباعیات خیام

نویسنده میرجلال‌الدین کزازی
مترجم
نوبت چاپ 10
تعداد صفحات 72
قطع و نوع جلد جیبی شومیز
سال انتشار 1398
شابک 9789642131228
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.075 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رباعیات خیام”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

دردسر اژدهای دوقلو-15

5,000 تومان
مجموعه مدرسه نابودکنندگان اژدها به ترتیب در حال ترجمه و انتشار است . این بار ٣ جلد دیگر از این مجموعه جذاب و مهیج که به ترتیب شماره‌های ١٣ ، ١٤ و ١٥ این کتاب‌ها هستند منتشر شد . در نحسی روز جمعه سیزدهم همه‌چیز برای مدیر طمع‌کار مدرسه نابودکنندگان اژدها بر وفق مراد است . دخترها برای ثبت‌نام در مدرسه اش صف بسته‌اند و دانش‌آموز بیشتر به معنای طلای بیشتر است  اما وقتی می‌فهمد که اژدهایی نقشه کشیده تا در روز جمعه سیزدهم به مدرسه بیاید به دانش‌آموزان دستور می‌دهد که به دنبال چیزهایی بگردند که شانس می‌آورند . در لاتین بُزی ، ویگلاف و بز دست آموز او ، دیزی ، به قصر خانوادگی اریکا می‌روند . اما وقتی به آنجا می‌رسند ، با فاجعه‌ای رو به رو می‌شوند و . . . . در جلد ١٥ این مجموعه دردسر اژدهاهای دوقلو ویگلاف که گزارشگر مجله خبری مدرسه شده است ، فکر می‌کند بهترین راه برای تهیه مطالب این است که مدیر مدرسه را تعقیب کند . اما . . . . « فرزانه مهری » مترجم این کتاب‌ها پیشتر ترجمه ٧ جلدی مانولیتوها را انجام داده است . از ترجمه مانولیتوها در شورای کتاب کودک ( بهمن ٨٦ ) تقدیر به عمل آمد . همچنین کتاب « مامی‌ جون کم‌حافظه » نوشته هروه ژوان در چهارمین دوره جشنواره کتاب‌های برتر انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به عنوان کتاب برگزیده انتخاب شد . ٣ جلد جدید ( شماره‌های ١٣ ، ١٤ و ١٥ ) از مجموعه مدرسه نابود‌کنندگان اژدها راهی بازار نشر شده است .

کتاب تاریخ عالم آرای عباسی 2 جلدی

1,125,000 تومان
معرفی کتاب تاریخ عالم آرای عباسی 2 جلدی “تاریخ عالم آرای عباسی” به قلم “اسکندر بیگ ترکمان” اثری است که علاوه بر شرح وقایع تاریخی همسایگان ایران مانند عثمانی‌ها، گرجی‌ها، تیموریان و ترک‌ها و ترکمن‌های ماوراء‌النهر، اطلاعات مفید و قابل توجهی را پیرامون نحوه‌ی برخورد با نهادهای اداری، نظامی، اقتصادی و مذهبی زمان خود ارائه می‌دهد. “اسکندر بیگ ترکمان” در این کتاب همچنین از عالمان، ادیبان، دانشمندان، شاعران، سران لشکر، سیاستمداران و هنرمندان نام برده است و شرایط ایران در آن زمان و نیز آگاهی از وضعیت اقوام و طوایف ساکن در آن بر اهمیت این اثر افزوده است. علاوه بر این، از کلمات و عبارات متعددی در این اثر استفاده شده که دیگر مورد استفاده نیستند یا کاملا رها شده‌اند، اما برای آنانی که می‌خواهند دایره‌ی لغات خود را گسترش دهند یا مطالعه واژگانی داشته باشند، بسیار مفید است. صرف نظر از فضایل فوق الذکر “تاریخ عالم آرای عباسی” به قلم “اسکندر بیگ ترکمان”، تلاشی ستودنی و البته هولناک است که شرح کشتار، اعدامها و جنایات یکی از پادشاهان مشهور ایران را به تصویر می‌کشد. حاکمی که حتی به خانواده خود نیز بدبین است و تمام کسانی را که به او کمک کردند تا به قدرت برسد را نابود کرده است؛ به این ترتیب می‌توان گفت که این اثر تصویری وحشتناک اما حقیقی از گذشته ایران را به تصویر می‌کشد. تصویری که ظلم و ویرانی پیاپی و بی‌پایان، درگیری با دشمنان داخلی و خارجی و شقاوت مردم، زیر بار این ستم را در بردارد. “تاریخ عالم آرای عباسی” به قلم “اسکندر بیگ ترکمان”، اثری مستند و درجه یک در جامعه شناسی دیکتاتوری، خشونت و قدرت فردی است و می توان از آن به عنوان یک ابزار مطالعه کامل در این موضوعات استفاده کرد. .

آسیب‌شناسی روانی جلد اول جیمز باچر ویرایش شانزدهم 2014

46,000 تومان
کتاب آسیب شناسی روانی جلد اول باچر ویراست شانزدهم 2014 بر اساس DSM 5 نوشته جیمز باچر، جیل هولی، سوزان مینکا

کار

45,000 تومان
«این روزها در هر شرکتی حداقل یک نفر هست که آرام آرام به سمت دیوانه شدن می‌رود.» باب اسلاکوم مضطرب و خسته است و از کارش می‌ترسد. پس چرا بیش از هر چیز دنبال فرصتی است تا بتواند در گردهمایی بعدی شرکت سخنرانی کند؟ هلر، در این کتاب طنزآمیز و تیره، ما را به گردشی در گردونه دیوانه‌کننده کار می‌برد. محل کار هلر مهد پارانویا، تهور و شوخی‌های تهوع‌آور است و تا ابد پرسشی دیرین بر آن سایه افکنده است؛ واقعا کیست که این نمایش را اداره می‌کند؟ کار یکنواخت و ملال‌آور روزانه‌مان، وقتی به قلم هلر در بیاید، هیچ‌وقت آن‌قدرها هم پوچ به نظر نمی‌رسد.
سفارش:0
باقی مانده:1

امپراتوری چنگیزخان

180,000 تومان
مغول‌ها در اوایل قرن سیزدهم میلادی، در بخش وسیعی از قارۀ آسیا وحشت پراکندند و به رهبری چنگیزخان، از سرزمین خود در شمال شرق آسیا به حرکت درآمدند و همۀ کشورهای سر راه خود را نابود ساختند. شهرهایی که مقاومت کردند تسخیر و مردمشان قتلعام شدند. مغول‌ها از چین تا عراق و تا کوه‌های قفقاز هجوم آوردند و در هر میدانی که جنگیدند پیروز شدند. هیچ دفاعی در برابر سپاه چنگیزخان وجود نداشت. مغول‌ها صحرانشینانی پرطاقت بودند که به زندگی در آب و هوای بسیار خشن عادت داشتند. آن‌ها با مهارت در به کارگیری تیر، نیزه، تبرهای جنگی و تاکتیک‌های غیرقابل پیش‌بینی و حیله‌های جنگی برای تضعیف روحیه دشمنانشان می‌جنگیدند. چنگیزخان مغول‌ها را از جماعتی پراکنده و فقیر، به ترسناک‌ترین مردم روی زمین تبدیل کرد. او شیوۀ زندگی مغولی را بهترین نوع زندگی می‌دانست، همچون آرمانی که همه بشریت در آرزوی آن باشند. فتوحات و قوانین او در پی این هدف بودند که آرمانهای او را به قبایل چادرنشین آسیا و همه جهان برسانند. چنگیزخان نظمی را بر قوم خود تحمیل کرد که درآن هر فرد، جایگاه، وظیفه و رفتار معینی داشت. هفتمین مجلد از مجموعه تمدن‌های گمشده تحت عنوان «امپراتوری چنگیزخان» در١٢٧ صفحه در دسترس علاقه‌مندان به موضوعات تاریخی است.

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت